릴리스 정보

Six Flying Dragons Episode 08
다음의 해설 Persian Dream Team
Elie - Noushin

태그

other
게시일: 2015-10-30
다운로드: 29
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

"قسمت هشتم" !من اينجا هستم

!!من اون آدمم

ارباب چوسان جديد ...قويترين مرد دروازه جانگپيونگه

من جونگ دو جون هستم

من رهبرشون هستم و اونا رو به هامجو فرستادم

هي، حرومزاده!!اينجور ديوونه اي تا حالا ديدين؟

اينجا يه منطقه محدوده که !!دشمنا مدام حواسشون هست تا حمله کنن

پس توضيح بده چرا جاسوسا رو فرستادي و ازشون خواستي تغيير قيافه بدن؟

اين اولين دليل بود

براي حفاظت اينجا از دست هوبادو

و قوي نمودن بيشتر هامجوي ژنرال يي سونگ گي

پس منطقه شمال شرقي کاملا در برابر دشمنان خارجي محکم و استوار شد

اين اولين دليل بود

!داري مثل يه سگ صدا مي کني

هي، تو جاسوسها رو فرستادي اينجا ...و نظم ارتش رو بهم زدي

!و اردوگاه رو زير و رو کردي تو فقط يه سگي که بيخودي صدا مي کني

فکر ميکني ميتوني با اين حرفا زنده بموني؟

پس چطور ميتونم زنده باشم؟

راهي براي زنده موندن تو اين سرزمين چيه؟

اون چيه؟

...براي زنده موندن

اين دومين دليل که من و اين مردم اومديم به هامجو

همه مردم اينجا و من اومديم اينجا تا راهي براي زنده موندن پيدا کنيم

ژنرال، شما سالها با احساس مسئوليت مبارزه کردين و جون آدماي زيادي رو نجات دادين

اما داستان مهاجرا رو شنيديد

وقتي داشتن از خودشون محافظت مي کردن؟؟

وقتي شما با دزدان دريايي ژاپني مبارزه مي کرديد

صاحب منصبان مثل دزدان دريايي ژاپني از مردم روستايي دزدي مي کردن

اگه 10 نفر از مردممون به دست دزدان دريايي ژاپني کشته شدن

صد نفر از مردممون به دست صاحب منصبها که مانند دزداي دريايي ژاپني بودن مردن

بعد اين، اين مردن ازم پرسيدن "کجا ميتونيم زندگي کنيم؟"

"چه راهي براي زنده موندن هست؟"

خب منم بهشون جواب دادم "در هامجو"

مطمئنم ژنرال يي سونگ گي دردمون رو مي فهمه

مطمئنم ژنرال يي سونگ گي همين نگراني هاي !!ما رو داره، اين چيزي که من گفتم

اشتباه مي کنم؟

!دارم مي پرسم در اشتباهم يا نه

...اگه من در اشتباهم

نقشه طولاني مدتي که دنبالش هستم بايد يه شکست باشه، مثل ديوونه اي که کاراي بيهوده مي کنه

و ما اينجا به جرم بر هم زدن نظم ارتش خواهيم مرد

!پس لطفا جواب همه ما رو بدين

واقعا راه حلي براي زنده موندن بدون از ريشه کندن رهبري سه صاحب منصب دارين؟؟

واقعا اينو نمي دونيد؟؟ يا کسي هستين که وانمود مي کنيد نمي دونيد؟؟

روي همه چي شرط مي بندم که من چيزي دارم که شما نمي تونيد و براي همين اومدم اينجا

...پس همه ما رو اينجا بکشين

يا نجاتمون بدين و ازمون براي خلاص شدن از رهبري سه صاحب منصب استفاده کنين

×لي شين جوک× ...پدرم

پدرم شرمسار بود که به

سه صاحب منصب دودانگ ...پيشنهاد ظلم و ستم داده بود

براي همين به زندگيش خاتمه داد

تنها دليلي که من جا ...پاي اون نگذاشتم

!اين بودش

ژنرال، لطفا سه صاحب منصب دودانگ رو مجازات کنين !!و از ما به عنوان جلودارتون استفاده کنين

بچه ام...روي دستام جون داد و مرد

من هرگز اونا رو نمي بخشم

از من به عنوان پيشگامتون !!استفاده کنين، ژنرال

!لطفا ازم استفاده کنين، ژنرال

اون نيون، پدر اون نيون ...پال بونگ...و عمو چيل سونگ مردن

اين به خاطر آدماي مرده نيست

اين به خاطر مردم شهرم هستش که هنوز زنده هستن

...اگه غذاي درستي بخورن

اونا سخت کار ميکنن و ماليات ها رو پرداخت مي کنن ...به خاطر اون آدما

من پيشگامشون ميشم

لطفا از من به عنوان پيشگام استفاده کنين- لطفا ازم استفاده کنين-

لطفا از من به عنوان جلودار استفاده کنين

اون کسي که در دروازه جانگپيونگ با آبنبات به استقبال اومد، درسته؟؟

بله، اون قويترين مرده

متوجهم، پس اون نويسنده اسناد تاسيس يه کشور جديده؟؟

وقتي همه مشغول رفتن، تسليم شدن و ...مصالحه بودن

فقط استاد سامبونگ آماده شده بود

"!نااميدي رو بنداز دور"

پس چرا اومده پيش ژنرال ما؟

به خاطر اينکه ميخواد يه کشور جديد بسازه ميخواد پادشاه بشه

چي؟؟ پادشاه؟؟

پادشاه؟

پس قدرت ارتش رو لازم داره

بهتر از قدرت ارتش پدر هيچ چيزي نيست

پدر اولين آدم زير دست استاد سامبونگ ميشه

متوجهم

اگه کشور جديد ساخته بشه، ژنرالمون صدر اعظم ميشه؟؟

اميدوارم پدر تصميم درستي بگيره

!سامبونگ

ژنرال مي خواد تو رو ببينه

چرا من؟

سادبو سال 1375 از شما درخواست کمک کرد، درسته؟

سادبو خوشحال بود که ...بالاخره ميتونه مانع پيمان با يوان بشه

اما اين چيزي که من بهشون گفتم

"خيلي به ژنرال يي سونگ گي اعتماد نکنيد"

"اون ميره به جنگ تا مرد مشهوري بشه"

"اما مسئوليتش رو قبول نمي کنه"

و در واقع، لي اين گيوم به شما گفته بود که برگرديد

پس...چرا حالا اومدي سراغ من؟

همونطور که مي دونين، بعد اتفاق دروازه جانگپيونگ در تبعيد بودم

وقتي دزداي دريايي ژاپني حمله کردن من هم از دستشون فرار کردم

وقتي دشمنا به ما حمله کردن منم به اينو و اونور فرار کردم

بعدش در وونبونگ جايي که آجيبالدو رو شکست دادين اون مبارزه فوق العاده رو ديدم

اين همونطوري بود که من شنيدم

به جاي فرستادن سربازها در خط مقدم خودتون در جنگ رهبريشون کردين

شما به همگي سربازها توجه مي کرديد

شما در ميدان نبرد هيچي از مردم ندزديديد

شما هميشه آدم خوبي بوديد

چي ميخواي بگي؟

اما شما درگير سياست نمي شين چرا؟؟

سياست يعني مسئوليت

و لحظه اي که وارد سياست بشي نمي توني با همه خوب باشي

درباره من چي ميدنيد که اينطوري درباره قصدم دارين ياوه سرايي مي کنين؟

...درسته اون موقع درباره اتون نمي دونستم

بعد ديدن اون اتفاق، يه کمي شما رو شناختم

...اون اتفاق

درباره اون ژاپني جعلي

×شهر وونبونگ× !پدر جان

اونا کي هستن؟؟ اونا ژاپني هستن؟؟

اونا ژاپني نيستن

وقتي داشتيم با ارتش آجيبالدو در وونبونگ مي جنگيديم

اونا خودشون مثل ژاپني ها کردن و از هم روستايي هاشون دزدي کردن

!!روستاي ديگه اي هم نه !با هم روستايي هاي خودشون اينکارو کردن

اونا انسان بودن رو رها کردن !شماها لايق مرگين

!اونا خيانتکار هستن

چرا به ما خيانتکار ميگيد؟

...وقتي در وونبونگ هرج و مرج بود

اون حرومزاده هاي در راس قدرت

غلات و زمينهامون رو به بهانه محافظت از ما گرفتن

چرا به اون حرومزاده هاي اشراف خيانتکار نميگيد؟

چرا به من، يه آدم بدون قدرت ميگين خيانت کار؟

انگار اصلا شرم و حيايي نداري- شرم؟-

ذره اي احساس خجالت نمي کنم، نه !!افتخار هم مي کنم

بچه ام از گرسنگي داشت ميمرد

به جاي اينکه پدري باشم که هيچ کاري براي بچه اش نکنه

افتخار مي کنم که با اين کار !پدري شدم که جون پسرشو نجات داده

احساس شرم مي کنم؟

نه، افتخار هم مي کنم

افتخار مي کنم

پس همين الان منو بکش

!يالا و منو بکش

ميخوام با افتخار بميرم

شرمسار نيستي؟؟

سرافکنده نيستي؟

سخت نيست که به پسرت نگاه کني؟

براي همين نيست... که ميخواي کشته بشي؟

باشه

خب اين چيزي که شما بهش گفتين

"مرگ براي مجازات شرمساريت خيلي کمه"

"بقيه زندگيتو با عذاب وجدان زندگي کن"

در جنگ با دزدان دريايي ژاپني" "رهبر سربازانم شو

و حتي يه کمشو براي بچه ات " "و مردم روستات جبران کن

اين چيزي که تو گفتي

اون موقع فهميدم در اشتباه بودم

براي شما، جنگ کفاره چيزي بود

محافظت از گوريو و کمک به مردم گوريو ...تا خوب زندگي کنن

به نظر تنها اميدي بود که اجازه ميداد خودتون رو ببخشين

اشتباه مي کنم؟

...اگه من اشتباه مي کردم

تا موقعي که سه صاحب منصب دودانگ در راس حکومت هستن

آرزوت نمي تونه تحقق پيدا کنه

بياين سه صاحب منصب دودانگ ...رو پايين بکشيم

و يه کشور جديد بسازيم

بايد يه کشور جديد باشه !گوريو ديگه نمي تونه کاري بکنه

اين درست نيستش، البته که اين درست نيستش

و براي پادشاهي کشور جديدي که ...ميخوام بسازم

...من

من شما رو انتخاب کردم

چي؟

چي گفتي؟؟ کي پسر کيه؟؟

پدر ارباب جوان بانگ ون !ژنرال يي سونگ گي هستش

داري چيکار ميکني؟

...پس يعني

!دوبار جون پسر ژنرال يي سونگ گي رو نجات دادم !!يه بارم نه، دو بار

زندگيشو! هر چيزي نيستش !زندگيشه! زندگيشو نجات دادم

!!منظورم اين بود

با توجه به چيزي که فکر ميکني احتمالش هست

مادربزرگ! من موفق شدم

!اون شمشير

...بيا اينجا بينم!! اين- ...صبر کن-

اين مال ارباب جوانه

انکارش نمي کنم

--اما دو بار جونشو نجات دادم- دو بار به يه ورم!! دوبار چي؟-

اين يه شمشير کميابه

ميشه ازم جلوش خوب تعريف کني

و ازش بخواي يه کم ديگه بهم قرضش بده؟

من بايد يه شمشيرزن باشم

!عوضي، برو کنار !!چه آزار دهنده

...پدرم نيست

پدرم کسي نيست که بتونه حاکم يه کشور جديد بشه

استادي که به نماينده يوان ...آبنبات ميده

کسي که براي آرام کردن خشمش از مرگ ...اون نيون بيچاره، آتيش راه ميندازه

کسي که ميتونه اون قلبهاي ...جوشان رو بپذيره

اون اينطور آدمي نيست

پدر خيلي ضعيفه

متاسفم- کي تو رو دزديده بود؟-

اونا به نظر راهبهاي معبد بيگوک بودن

اونا با کسايي بودن که منو دزديدن

انگار تعقيبم کردن

...اما چرا از معبد بيگوک

حتما هونگ اين بانگ هستش حتما داره دنبال من مي گرده

بگذريم، صحبت خوبي با ژنرال يي داشتين؟

خدا تصميم مي گيره

من صبر مي کنم

!من يه نقشه اي دارم، يه راهي دارم

مي تونم هامجو رو پايگاهي !براي کشور جديد بکنم

پس پاي نقشه تثبيت مرزي مهرتون رو بزنين و به من بدينش

More Farsi Persian subtitles for Six Flying Dragons

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left