처음 200줄입니다.
.در اين مجموعه کلمات بسياري وجود دارد که مربوط به افسانه ديون است
تا حد امکان براي برخي توضيحاتي ذکر شده ولي به علت کم بودن جا بقيه برعهده خود بيننده است که پيدا کند
12سال جنگ
....12سال تا سقوط امپراطور "شادام" چهارم
...و "پاول مواديب وايد فريمن" بر سرتاسر جهان تسلط يافت
...و همه ارتش هاي امپراطوري را نابود کرد
...و تک تک سرزمين هاي شناخته شده را
تحت حکومت خوب در مي آورد
...همه چيز را از بين ميبرد
و هرکسي که مقاومت ميکرد
ميليون ها نفر شکست خوردند
ميليون ها قتل عام شدند
و هيچ آدم بيگناهي نماند
و نام "مواديب" ديگر پرستش نميشد
براي خيلي ها ديگر يک نفرين بود
..."رحمت "مواديب
براي بدترين دشمنان ما نيز هست
..."شفقت "مواديب
،"فرمانده "فاروک تغيير شروع شده
هرکسي که صلح "مواديب" رو رد کنه اعدام ميشه
يه قانونه
...شماها که شکوه "مواديب" را انکار کرديد
محکوم به مرگ شده ايد
...قربان، پسرتون
زخمي شده
!چشمام! چشمام
!کور شدم پدر، کوش شدم
منو به صحرا ننداز پدر خواهش ميکنم
منو نکش
...تاريخ همه چيز را به ما ياد ميدهد
...به همين سادگي
هر انقلابي دانه هاي خرابي هايي را که کاشته را حمل ميکند
و امپراطوري هايي که ظهور کردند روزي افول ميکنند
"اراکيس"
"ديون"
...زماني زمين بايري در جهان بود
حال پايتخت امپراطوري شده
ولي در اينجا همچنان ...کرم هاي بزرگ پرسه ميزنند
...و اسپايس درست ميکنند (اسپايس: در ديون نوعي ماده اوليه براي بيشتر دستگاه ها و استفاده هاي مختلف ديگر دارد)
...هنوز گنجينه بزرگ در جهان
...هنوز علت دسيسه
خيانت و کشتار است
:ترجمه و زيرنويس *av rin li*
!خواهر مقدس - "آليا" -
ما قدرتي رو که در همه جا وجود داره رو نميشناسيم
و در هر زماني
اون قدرتي بيداري روحه
و خوشي رو براي ما به ارمغان مياره
مواديب"! فکر نميکنم تو احساس ميکني" ...وقتي به اين پياده روي هات
ميري، به من اطلاع بدي
تو فقط سعي ميکني نزاري برم دوباره
خيابون ها پر از خطره - حقيقت تو خيابون هاست -
نه توي جمع آدم هاي چاپلوس ...که دور اين کاخ پرسه ميزنن
با آمارهاس بي معنيشون و تشريفات پوچشون
تشريفات روشي هستن که افراد آموزش ميبينن
"بهم بگو "کوربا
کي از يه "فريمن فياکين" به يه مذهبي متعصب تبديل شدي؟
روزي که شما "شادام" و ارتشش رو "شکست داديد "مواديب
روزي که آينده رو ديدم
"شهر پر ماجراجويي شده "مواديب
نياز به يادآوري نيست که ماموراي ..."اسپيسينگ گيلد"، "بن گزريت"
و خاندان امپراطوري سابق
...مطمئنن اون برا يه چيز مهمتر توطئه ميچينن
تا اينکه ترور تو خيابون هاي "اراکين" بکنن
"تو ارزشمندي "مواديب
...مهم نيست چقدر قدرتمند خواهي شد
نميتوني از اين حقيقت ساده فرار کني
"در مورد يه چيز حق با توئه "استيل
راه فراري وجود نداره
نخوابيدم
فکر ميکردم دکترها گفتن بايد استراحت کني
...تا وقتي که تو اصرار داري مثل مسافرها تو شهر آواره بگردي
هيچوقت نميتونم استراحت کنم
تو هم ميخواي برام سخنراني کني؟
،وقتي داشتم قدم ميزدم به يه چاه فاضلاب رسيدم
يه مخزن باز آب تو خيابون
،مردم ميگن مواديب" شگفتي هاي زيادي رو به "اراکيس" آورده"
مواديب" مثل يه آدم ديوونه عمل ميکنه"
"اين چيزيه که اونها ميگن "چاني
فرمن قديمي
...شنيدم
وقتي تو خيابونها قدم ميزدم
ما تبديل به جمع کننده آب شديم
اونها از شگفتي هايي که به صحراشون آوردم متنفرن
اونها از من متنفرن
ميدوني برا پايان دادن به اين جنگ ها چه بهايي مي پردازم؟
...برا جدا کردن خودم از اين
اسطوره لعنتي که بهش تبديل شدم
چي متوقفت کرده؟
"فرمانروايي کن "مواديب
بالاخره تو امپراطوري
،حتي اگه فردا غيبم بزنه انقلاب روحم رو هم دنبال ميکنه
اينجا جاي پاکي نيست
وقت برگشتن به صحراست
اونجا شاد بوديم
پدر
من منتظر و آماده ام
برا دونستن اينکه آينده تو دام خودش افتاده
اما بايد دونست که يه تله که اولين قدم برا فرار ازشه
اولين قدم در راه طلاييه
من پاسخ هستم آمادم پدر
و آمادم پدر
پاسخ جلوت ايستاده
در راه طلايي
راه ديگه اي هست؟
هرجا رو کرديم با قدرت اون مواجه شديم
اون يه بلاست - اون يه موعوده -
هيچوقت نميتوني از جلو به يه موعود حمله کني
،حتي اگه موفق بشي يادشون باقي ميمونه
،اما اون انسانه ...و چون که انسانه
ضعف هاي خودش رو داره
پس، چه پيشنهادي ميدي پرنسس؟
...يه چيز زيرکانه، يه چيز
غير منتظره
يه روح شايد
،ميتونم دوستمون رو معرفي کنم مادر روحاني "سايتل" از "تليلاکسيو"
"برو سر اصل مطلب "ونسيسيا
...من اينهمه راه رو به اين گوشه از جهان سفر نکردم
تا با يه "فيس دنسر" مهملات ببافم
شما "بن گزريت"ها نااميدانه ميخواييد ...کنترل سلسله خوني "مواديب" رو بدست بگيريد
چون ميخوايد انحصار اسپايسش رو بشکنيد
اون کسيه که اسپايس رو کنترل ميکنه جهان رو کنترل ميکنه
...تا وقتيکه "مواديب"، "اراکيس" رو کنترل بکنه
ما همه تحت رحمت اون هستيم
و اين دليليه که من خيال دارم اين سلطه رو نابود کنم
..."و تخت سلطنت رو به سرزمين "کايتين
،"و خاندان "کورينو جايي که استحقاقشو داره برگردونم
...فيس دنسر، بازيچه هاي سکس
...موزيسين ها، متخصص ها
...هرچي که لازمه
ما بايد تربيت کنيم
!اه خدا - اه شيمي بيشتر بهش ميخوره -
"دانکن آيداهو"
"بله، قهرمان "اتريديس
"بهترين دوست و معلم "پاول مواديب
اما "آيداهو" مرده
توسط پدرت "ساردوکار" کشته شده
حتي در شکست هم افراد پدر من عقلانيت رو ترک نکرده بودن
..."يک قسمت گرانبها از "آيداهو
،يه جايي قايم شده بود ...و نگه داشته شده بود
و منتظر زمان و مکان مناسب بود
کپي بي نقص. قولاي بي نقص
يه هديه بي نقص براي امپراطور تنها
بمب زمان منتظر فشار دادن ماشه برا انفجاره
تو قصد داري "مواديب" رو بکشي؟ - دقيقا -
اما اين يعني هرج و مرج
توليدات اسپايس قطع ميشه - درسي رو که پدرم ازش چشم پوشي کرد رو ياد بگير -
...مهم نيست که کي اسپايس رو کنترل ميکنه
،اما کسي که توليد اسپايس رو مختل کنه کسيه که جهان رو کنترل ميکنه
...اما چي باعث ميشه فکر کني که
مواديب" اين روح رو قبول ميکنه؟"
اون رو بر عهده "اسپيسينگ گيلد" ميزارم
و ماشه چي؟
ابزاري که بمب زماني رو قطع ميکنه
اون رو به عهده من بزار
آزمايش بعد از آزمايش و هنوز هيچي
من سالمم، قوي ام
،مهم نيس چيکار کنن ...دکترها نميتونن دليل
حامله نشدن من رو پيدا کنن
مواديب" چي ميگه؟"
مواديب" ميترسه"
بخاطر من ميترسه اگه يه بچه ديگه داشته باشم
ميتونم حسش کنم
احتمالا برا ترس حق داره
يه نفر احتمالا بهت زهر داده
تنها امکانيه که باقي ميمونه
اما دکترها هيچوقت مدرکي پيدا نکردن
نکردن
کار ماهرانه اي بوده، گيج کنندست
از پيشرفته ترين علم شيمي استفاده شده
ماوراي علم دکترها
مطمئنا خارج از عالم
...اما
درماني وجود داره
"رژيم باستاني "فرمن
که ممکنه بر حامله نشدنت غلبه کنه
اما خطرناکه
تو بايد مقدار خيلي خيلي زياد اسپايس بخوري
...و اگه غلبه کني
به بارداريت سرعت ميبخشه
...اما سوالي که باقي ميمونه
کي توانايي اينو داره که به مدت طولاني غذاي ضد حاملگي بهت خورانده باشه
بايد کاري که ممکنه رو کرد
اين سواليه که نميتونن به مدت طولاني به تعويق بيوفته
...خاندان هاي بزرگ هنوز تقاضا دارن
...که قانوني براي موارد مورد بحث
در مجمع بعدي "لانسراد" وضع بشه
...چيزي جز حيله نيست
"که توسط دشمناني از خانواده "آتريديس برا پنهان کردن فسادشون طرح ريزي شده
شايد ما بتونيم انجام يه قانون رو پيشنهاد بديم
يه جور تشريفاتي
لازم نيست واقعي باشه
فريب، ابزار قانوني سياست مداريه
آفرين، عروس خانم
نميتونستم بهترين از اين بگم
آره، شايد يه چيزي در سطح محلي
يه چيز بي ارزش، بي معني
!نه
...قدرت "آتريديس" هيچوقت نبايد با
آشفتگي دموکراسي ترکيب بشه
No comments yet. Be the first to leave one.