처음 200줄입니다.
این سریال یک داستان خیالی می باشد
...و همه شخصیت ها، گروه ها، مکانها و حوادث
هیچ ارتباطی با واقعیت تاریخی نداشته و ساختگی می باشند
همگی با وسایل و جلوه های ویژه، انجام گرفته است
اعلامیه تحت تعقیب برای سومین قتل رو زدن
!خدای من، استاد
لعنتی، چطوری تونستی اینو پاره کنی؟
!ای خدا
!تعجب نکن
تو این محله، فقط تو از اینکه میونگ جین این کارو میکنه، تعجب میکنی
...خدایا، واسه چی سرمو ناز کرد
چیکار میکنی که دنبالم نمیای؟
الان واسه من اینقدر بامزه پشت چشم نازک کردی؟
!اینطوری نیست -❤ @moonriverteam _sns ❤-
!چطوری میتونی به یه مرد بگی بامزه از این حرفا نزن
!میگم بامزه ای چون بامزه هستی پس چی باید بگم؟
...پس به جاش بهت بگم
بی ...گوش؟
!ای خدا! لعنتی
چرا از این شوخیای مسخره میکنی؟
!خیلی بیمزه ست
خدایا، خیلی بامزه ست
کسی داخل هست؟
ای خدا، واسه اون ناراحت شدی؟
وقتی من اومدم، شکسته بود
!اوه، خواجه کو- کی رسیدین؟-
من از تو حیاط صدا زدم، ولی کسی جواب نداد
برای همین اومدم داخل، فکر کردم شاید شما این تو باشین
قبلا کنجکاو بودم ولی هیچ وقت ازتون نپرسیدم
...چرا فکر میکنین اون مجرم، پروندهها رو حل کرده
و کار برادرش نبوده؟
اولین پرونده ای که مثلا مین یون جه ...پنج سال پیش حل کرده
هیچ جوره امکان نداره که مین یون جه اون پرونده رو حل کرده باشه
اون موقع، اون تو آزمون دولتی علوم انسانی قبول شده بود و به عنوان مسئول بخش بایگانی کار میکرد
خب چطوری میتونسته یه پرونده تو گسونگ رو حل کرده باشه؟
پس، بقیه پرونده ها رو هم مین یون جه حل نکرده
آرزومه که بانو مین جه یی رو ببینم
و همه جور پرونده ای رو از سرتاسر کشور، با هم حل کنیم
!میگن مُرده
!پس بیخیال این خیالاتت بشو- مطمئنم که نمرده-
میتونم بهت تضمین بدم که یه جایی زنده ست
!مطمئنا مُرده- !مطمئنا نمرده-
واقعا که، چرا اینطوری شدی؟- تو چرا اینطوری شدی؟-
...من
شاید بانویی که شما عاشقش هستین، نباشم
ولی میتونم خواستهـتون برای با هم حل کردن پرونده ها رو، به واقعیت تبدیل کنم
!میدونم واسه چی به دیدنم اومدی، خواجه کو
...ای خدا
اینو ببینین، بازم اعلامیه !تحت تعقیب رو پایین کشید
!اینطوری آخرش تو بد دردسری میافتی، استاد
اگه خیلی دلت میخواد بری زندان من تا اونجا همراهیت میکنم، بیا بریم
این اعلامیه پرونده سا بانگ آن بود؟
شنیدم افسر هان، اسم این سه تا قتل رو پرونده سا بانگ آن گذاشته
افسر هان اعتقاد داره که قتل چهارمی هم تو راهه
منم همین فکر رو میکنم
منم همینطور فکر میکنم- ...بر اساس اعداد شانس-
قتل چهارم، تا چهار رو دیگه رخ میده
قبل از اون، ما باید دوباره جسد دوم رو بررسی کنیم
که ببینیم رو بدنش کلمه ای حک شده بوده و جلوی قتل بعدی رو بگیریم
مگه تو این زمینه، شما تو چوسان بهترین نیستین؟
خدایا، دقیق میدونم داری به چی فکر میکنی
داری میگی به من نیاز داری، درسته؟
!درسته، بهتون نیاز دارم
موضوع چیه؟- خب، باید آماده بشیم-
احتمالا خودت از قبل میدونی
!همه امیدم به شماست
میخواین چیکار کنین؟
...ما
نبش قبر می کنیم- چی؟-
میخواین نبش قبر کنین؟
بعد اینکه قبر رو باز کردین میخواین چیکار کنین؟
باید جسد رو در بیاریم- !وای اینو ببین-
خوشحالم که یکیو می بینم که !به زبون من حرف میزنه
مـ...من نمیتونم این کارو بکنم
قربان
طبق دستورتون دفتر سرشماری ...ناحیه شرق رو بررسی کردم
یه لیست از سالخورده هایی که شبیه قربانیای قبلی بودن، تهیه کردم
به دفتر نگهبانای جناح چپ، خبر دادی؟- بله-
سربازا به زودی بهمون ملحق میشن و گشت زنی رو شروع می کنیم
بسیار خوب
ارباب جوان مان یون دانگ، از قبل پیش بینی کرده که من میرم اونجا
چطور آدمیه؟- خیلی مشهور و برجسته نیست-
ولی به نظر میاد یه نابغه باشه
شاگرد جدیدش هم تقریبا، به درد بخوره
به نظر میاد سریع همه چیز رو میفهمه و سریع عمل میکنه
سرورم، تا حالا ارباب جوان رو ندیدین؟
فقط با شنیدن داستانایی که ازش میگن پی به استعدادش بردم
اون قابل اعتماد به نظر میرسید برای همین پارسال ته کانگ رو با تیری که بهم خورده بود، پیشش فرستادم
با یه نگاه فهمید که اون تیر، از طرف من بوده
فردا طرفای غروب، جسد دوم رو بیرون میکشیم و دوباره کالبد شکافی می کنیم
فردا یه نفر دیگه رو میفرستم اونجا
یه نفر دیگه؟
اون کیه؟
...چطوری باید توصیفش کنم
که حق مطلب درباره اش ادا بشه؟
محقق پارک از روستای نامسان؟
الانه خورشید غروب کنه، پس واسه چی هنوز نیومده؟
گفتن چه جور مردیه؟ -❤ @moonriverteam _sns ❤-
همین که ببینیش، متوجه میشی
چون هر جا که میره، میدرخشه
...اون قد بلنده و
اونقدر خوش قیافه ست که مردم برای اینکه دوباره ببیننش، سرشونو برمیگردونن
گفتن صورتش درخشانه
چرا واسه نبش قبر و کالبدشکافی مجدد به یه آدم خوش قیافه نیاز داریم؟
منم از این محققایی که به خاطر ظاهر خوبشون هیچ کاری نمیکنن، متنفرم
نگفت دیگه چه نقطه قوتی داره؟
همونقدر که خوش قیافه ست، تو علوم و هنرهای رزمی هم توانمنده
!اون تو هر کاری که انجام میده، همه چی تمومه
!اون استعداد برتر چوسانه
باید بگم اون کاملترین انسان زیر سقف آسمونه؟
گفتن که تو تحقیقات، کمک بزرگیه
باید آدم فوق العاده ای باشه
میگم، این آدم چقدر فوق العاده ست
وقت قرارمون گذشته و هنوز پیداش نشده؟
... احیانا اون
اون باید محقق پارک باشه- مطمئنا خود محقق پارک ـه-
...صورتش واقعا می درخشه
حتی از دور هم میتونم بگم اون محقق پارک ـه
!حتی با چشم بسته همه میتونم بگم خودشه
!از دیدنتون خوش وقتم، محقق پارک
من کیم میونگ جین هستم، مالک مان یون دانگ جایی که درباره همه عالم خلقت، تحقیق میکنم
خیلی دربارهـتون شنیدم
یعنی داستانایی که درباره من میگن حتی تا روستای نامسان هم رسیده؟
!خدایا، با این همه شهرتم چیکار کنم من
...احیانا
...کسی دیگه ای
همراهتون نیست؟
واقعا خودتون تنهایی اومدین؟- !خواجه کو-
تو یه نگاه میتونی بگی که ایشون محقق پارک ـه
بله، اون با چیزی که عالیجناب !شرح دادن، مو نمیزنه
...من شاگردِ ارباب
میونگ جین هستم- از دیدنتون خوش وقتم-
پس شما هم باید خواجه کوسون دول از قصر شرقی باشین
!از دیدنتون خوشوقتم، خواجه کو
من محقق پارک از روستای نامسان هستم
اوه، بله
من خواجه کوسون دول هستم
خواجه کو سون دول همون سرباز رده پنجمی هست که ولیعهد همراه خودش از شکارگاه سلطنتی آورده
منظورت چیه که عالیجناب ولیعهد، اینجا نیستن؟
شنیدیم که ایشون امروز تو کلاس درس سلطنتی هم حضور نداشتن
گفتن که میرن تو کتابخونه، مطالعه کنن
وقتی به کتابخونه تشریف میبرن، درها رو قفل میکنن و تا صبح بیدار میمونن
و بهمون دستور دادن که دنبالشون نریم
خواجه کو هم اینجا نیست؟
...اون برای همراهی عالیجناب، به کتابخونه رفت
عالیجناب خودشون اونو خواستن، گفتن که برای حل پرونده سا بانگ آن، بهش نیاز دارن
به نظر میرسه ایشون به خاطر این پرونده، خیلی نگرانن
پس لطفا بیشتر مراقبشون باشین
چطور میتونیم کاری به جز این انجام بدیم، علیاحضرت
!چه رو اعصاب
حتی ملکه هم درباره کو سون دول میدونه؟
تو هیچ خانواده ای نداشتی و تنها زندگی میکردی ... ما این پرونده رو حل میکنیم
تا دیگه درباره مرگ نابهنگامـت احساس بدی نداشته باشی
پس یه کم دیگه صبر کن
چیکار داری میکنی؟
کندن رو شروع کن
من شراب رو ریختم پس باید کندن قبر رو شروع کنیم
من؟- معلومه خب-
وقتی شاگرد گرفتم، من که استادم باید قبر رو بکنم؟
...منظورم اینه
!خدایا، واقعا که
استادی که قبلا بهش خدمت میکردم !خیلی با شما فرق میکرد
به جای اینکه به عنوان شاگردش، منو مجبور کنه همه کارای سخت رو انجام بدم، تو همه کارا همراهیم میکرد
خیلی چیزا بود ازش یاد بگیرم -❤ @moonriverteam _sns ❤-
اگه به ده تا استاد خدمت کنی ده تا چیز یاد میگیری
اینقدر حرف نزن، انرژیتو بزار سر کندن قبر
...پس، اون یکی بیل رو
...ولی
...چطور همراه خودت خدمتکاری، شاگردی نیاوردی
چی، نداری؟
اوه! خودت میخوای این کارو انجام بدی؟
خودم انجام بدم؟- !آره-
چرا به من نگاه می کنین؟
من تا به حال به این دست نزدم
این" این " نیست، بیله
اینو میدونم! فکر میکنی من !نمیدونم اون بیل ـه؟
دارین میگین تا به حال، یه بار هم به بیل دست نزدین؟
!سریع یه بیل بردار و کندن رو شروع کن دیگه
!کس دیگهای جز تو نیست که محقق پارک
من بعد اینکه جسد رو در آوردیم کلی کار دارم که انجام بدم
و ایشون هم از قصر تشریف آوردن
...اون کسیه که به افتخار کشورمون
یعنی ولیعهد چوسان، خدمت میکنه
خب اوضاعمون اینه، پس تنها کسی که میمونه تو هستی، محقق پارک
نظر کسی که از قصر اومده، چیه؟
عالیجناب شما رو یه استعداد برتر توصیف کرد
که تو هر کاری که انجام میده، سرآمده
برای همین، یکم بیل زدن نباید براتون سخت باشه، اینطور نیست؟
خدایا، واقعا که بیا بگیرش
محقق پارک، بیا بیل رو بگیر دستت و شروع به کندن کن
!یالا دیگه
!ای خدا
قشنگ پاتونو بزارین پشتش و محکم خاکها !رو بکنین لطفا
!همین کارو میکنم
...با سرعتی که محقق پارک پیش میره
سه ماه طول میکشه که جسد رو بکشیم بیرون
!کافیه دیگه
مردن بهتر از درد ناامیدیه خودم این کارو انجام میدم
!واو، خواجه کو
فکر میکردم فقط تو تجزیه تحلیل مسائل کارت خوبه پس تو حفاری هم کارت خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.