처음 179줄입니다.
ترجمه و زیرنویس ♥♥*ღ* F971*ღ* ♥♥
همه چیزو داخل جعبه ها بزارید
- چشم - چشم
هنوز هیچی در این مورد به یونگ نگفتم
رییس، نمیخوای کاری بکنی؟
آه، واقعا که
شماها دارین چیکار می کنین؟
-الان داری چیکار می کنی؟ - تو چی فک می کنی؟
نامش بهت نرسیده؟
چه نامه ای؟
-زود باشین فایلارو بردارین -چشم
مطمئن شین همه چیو برداشتین
هی، خانم، یادته؟ منم. ها؟
-بله -تو میدونی من کیم. نمیدونی؟
بله
اومدم امروز یه چیزیو اینجا پیدا کنم
بله؟
- یکم کله شقی -چی؟
برو خونه
گورتو گم کن
مطمئنی که سلامتیتو کامل به دست آوردی تا مرخص شی؟
بخش داره خفم می کنه از بوی بیمارستانم خیلی بدم میاد
در ضمن، خودمم دکترم
یه سوالی دارم
ازون بچه ها
متنفری؟
متنفرم
هنوز چشمای ته سوکُ یادمه
وقتی که داشت منو از صخره پرت می کرد پایین
من نمی تونم درک کنم، این هو
اما نمی دونم که...
دربارش باید چیکار بکنم؟
این چیزیه که در مورد تو هم خیلی بهش فکر کردم
چقدر
تو از ما متنفری
من تصمیممو گرفتم
مهم نیست که اون فلش چقدر مهم باشه
بله، آجومونی
آقا! مشکلی پیش اومده
زود خودتونو برسونین خونه. لطفاً
چیکار کنم؟ زود خودتونو برسونین
ایش
- اینجا چه خبره؟ - چیزه...
اونجا...
نه...
چه غلطی داری می کنی؟
معذرت میخوام
فقط میخواستم یه چیزیو پیداش کنم که نبود!
بزار یکم بیشتر بگردم
یکیو میفرستم این گندیو که زدم تمیز کنه
اگه احیانا چیزیم خراب کردم
بهم بگو! پولشو برات میفرستم
آه
احتمالا دنبال فلش میگردی؟
هی
تو از کجا می دونی؟
فیلم دوربین جعبه سیاه نشون میداد که شما چه غلطی می کردین
اون فیلم؟
این که اصلا خوب نیست
-کجاست؟ - تو
خیلی بی شرمی
بدش به من کاری باهات ندارم
شوهر من
و دوست شما مقصر قتل شناخته شد
زن داداش
بهتره این بین منو زن داداش
یه راز بمونه. ها؟
شوهر تو
یه زمانی یکیو کشته بود
این هو بهت نگفته؟
آی، میدونم، وحشتناکه، چیکار کنم؟؟
چی؟
شوهر تو یکیو کشته
خب، اینقدر بزرگش نکن و برش گردون
فلشو بدش به من! بده!
نارا! نارا!
نارا؟ خوبی/
آمبولانس! زود باش زنگ بزن آمبولانس
چه غلطی کردی حرومزاده؟
- من فقط -بله، رییس
فورا یه آمبولانس بفرستید
نارا، نارا! نارا خوبی؟
-هی -نارا
جون هی! تو دکتری برو بهش کمک کن
زود باش
این هو بزارش زمین، بزارش روی کف
نارا! تحمل کن! عزیزم خوبی؟
نارا شی! بهتر میشه! یکم دیگه تحمل کن
هی! یه کاری بکن
ایش
هی! کیم دونگ به!توی عوضی با من چیکار کردی؟
-چرا؟ - تو بهم گفتی میری
یونگ تلفنشو خاموش کرده و خبری ازش نیست
چرا؟
واحد تجسس منطقه ای پروندمونو از دستمون در آوردن
-ایش، ولش کن، نمی دونم، نمی دونم - بدش به من، بدش به من
هی کیم دونگ به
استعفاتو قبول نکردیم
با دوکگو حرف بزن و فورا باهاش برگرد. فهمیدی؟
نه
بلند نشو
خدا رو شکر که
بچه تو از دست ندادی
مامان
هان! دال را
گریه نکن! مامان حالش خوبه
دال را، بیا با عمو بریم بیرون
چی گفتی؟
نارا چی؟
همش تقصیر توئه
تو بهم گفتی برم خونه این هو دنبال فلش بگردم
خودت گفتی
کیه؟ این هو؟
هی، این هو، واقعا متاسفم
نمیدونستم نارا حامله اس
کیم هاک بوم!
بهش چی گفتی؟
-چیه؟ - به نارا چیا گفتی؟
هوی!
اون؟
یه ذره هم احساس بی شرمی نمی کنی؟ عوضی؟
چی؟ عوضی؟
حقیقت اینه! تو یکیو کشتی!
عوضی!
هی! بس کن!
برو کنار!
حرومزاده
هی!
عوضی!
هی! هی!
هی! بسه!
هی! بسه!
تمومش کن!
-هی! -برو دیگه!
-گفتم تمومش کن - می کشمت
بسه دیگه!
-من چیکار کردم؟ -هی؟
- برو -هی!
- هی! هی! - من چیکار کردم؟
- بیا اینجا! بیا جلو! عوضی - بس کنین!
بیا جلو! حرومزاده!
فک میکنی نمی تونم بکشمت؟
بیا! بیا بکش ببینم!
جون هی
بیرون سرده! من مراقب دال را هستم
مطمئنم هنوز کاملا خوب نشدی
دال را
حالت خوبه؟
چیکار کنم؟
چطور می تونم دال رامونو خوشحال کنم؟
فک نکنم بتونم خوشحال شم
این چطوره؟
این یه دستبنده
میگن
وقتی این دستبند باز بشه، آرزوهات برآورده میشه
دال را، این هدیه آجومائه امیدوارم خوشحال بشی
میخوای چو جا هه رو اینجوری ولش کنی؟
اون تلفن منو هاک بومُ جاسوسی می کرد
اون نگرانم می کنه
نمی خوام به حرفایی که میزنی گوش کنم
باید گوش کنی؟
چو جا هه
ممکنه همون زن باشه
کدوم زن؟
یادت نمیاد؟
سال 1999؟
منظورت اون تصادفه؟
درسته
مادر اون بچه
امکان نداره
باورت نمیشه؟ نه؟
اما همونه
من با یه افسر پلیس حرف زدم
قتل می جونگ به عنوان یک قتل سریالی شناخته شده و منتقل شده به
واحد تجسس منطقه ای
قتل سریالی؟
بیشتر نتونستم بپرسم
اما یه چیزی عجیبه
می جونگ نونا و آن هاک سو
No comments yet. Be the first to leave one.