처음 200줄입니다.
خودشه،مطمئنم خودشه اون ميخواد به ما يه چيزي بگه
ما بايد يه کاري بکنيم- بشين-
لطفاً- هي-
به نام امپراطوري بزرگ و شهر وينا
بدينوسيله من ادوارد آبراموويکز رو دستگير ميکنم
کسيکه با نام آيسن هيم نيز معروفه
به اتهام مغشوش کردن افکار عمومي مردم
به خاطر زبان بازي و تهديد عليه امپراطوري
تنهاش بذاريد
دارن دستگيرش ميکنن اونا دارن آيسن هيم رو دستگير مي کنند
سربازرس اوهي
دير کردي- متاسفم سرورم-
من دنبال خاتمه دادن به اين مورد آخري بودم
به پايان رسيده؟- خيلي کم-
دوباره کارش رو تکرار کرد؟
چطور اين کارو ميکنه؟
متاسفم هنوز نمي دونم
ازش پرسيدي؟
در اين مورد صحبتي نميکنه
خوب،من مطمئنم تو روشهاي مخصوص به خودت رو داري
براي اين جور موارد
ميخوام زودتر تمومش کني
مطمئنم که يه چيزائي در موردش ميدوني
يه چيزي در مورد گذشتش؟
آره آره،فکر کنم بدونم
در واقع ما همه چيز رو درمورد زندگيش ميدونيم
ما تقريبا با تمام کساني که اون رو ميشناسن صحبت کرديم
به من گفتند که وقتي بچه بود به طور تصادفي با يه
جادو گر مسافر برخورد کرد
پسر
صورت مسئله همان مرد است که يکباره
ناپديد مي شود
در بين درخت
کي ميدونه چه اتفاقي افتاده؟
مردم فکر ميکردن که اون يه قدرت مافوق بشري داره
.يا حداقل يه کم با بقيه فرق داره
و اون زمان بود که اون دختر رو ديد
نندازيش- مواظب باش اشتباه نکني-
بندازش ديوونه- هي موش کور مراقب اون چاله باش-
بندازش- زود باش-
يه کارت انتخاب کن
بذارش رو بقيه کارتها
حالا نگاه کن
دوشس وان تيچن،شما نميتونيد تو يه همچين جائي بيايد اينها رعيت هستند
يادتون باشه کي هستيد
اون دوباره به قصر برده شد
.و اونا از اينکه همديگر رو ببينن محروم شدن
اما خيلي زود دوباره همديگر رو ديدن
در اون چند سال اونا بالاخره راهي پيدا ميکردند که همديگرو ببينن
زود باش بيا
تو چين يه جادوگر هست که ميتونه همه چيز رو ناپديد کنه
يک خانه،يک واگن يا هرچيز ديگه
ما مکيريم تا ببينيمش اگه با هم باشيم نميتونن جلوي من رو بگيرن
اونا هيچوقت ما رو پيدا نميکنن
قول ميدي که من رو با خودت ببري؟
يه روز مي برمت
يه روز با هم فرار ميکنيم
ما ناپديد ميشيم
يه رازي براي باز کردنش وجود داره
من يه عکس ميخواستم
سوفي،تو اونجا هستي؟
ما بايد عجله کنيم اونا دارن ميان- دوشس وان تيچن-
دوشس وان تيچن
دوشس وان تيچن- دوشس وان تيچن-
ما رو ناپديد کن ما رو ناپديد کن
دوشس وان تيچن
وايسا وايسا
اينکارو نکن- بيا بريم-
بذار برم بذار رم- پدرت منتظر توئه-
بذار بره- نه-
ادوارد- لطفا برو-
نه- بذار من برم-
لطفا بذار بره
بذار برم- وايسا سوفي-
ادوارد
سوفي- سوفي-
سوفي
ازش دور شو وگرنه دفعه بعد
خودت و خانوادت رو دستگير ميکنيم
اين که بعد چه اتفاقي ميفته يه رازه
اما ميدونيم که کل دنيا رو گشت
و بعد شروع به نشان دادن استعدادش در جمع نمود
بعد اسمش رو به آيسن هيم تغيير داد
و بعد از 15 سال
.اون تو وين پيداش شد
زندگي و مرگ
زمان و مکان
شانس و تقدير
اينها قدرتهاي جهان هستند
آقايان،خانمها امشب
من به شما مردي رو نشون ميدم که اين رازها رو شکافته
از دورترين نقاط دنيا
جائي که هنر هنوز در نوسانه
اون برگشته تا به ما نشون بده
که چطور طبيعت به زانو در مياد
من آيسن هيم رو به شما معرفي ميکنم
مي تونم يه دستمال از يکي قرض بگيرم؟
شما خانم
ممنونم
آه،صبور باشيد
حالا آگه ممکنه
من ميخوام امتحانم رو بازمان شروع کنم
از زماني که ما وارد اين زندگي شديم در حال پرواز هستيم
ما عمق اون رو اندازه ميگيريم اما نميتونيم باهاش مقابله کنيم
ما نميتونيم زمان رو جلو يا عقب ببريم
ميتونيم؟
ما تجربه اي از احساس نداريم
زمانهاي زيبائي هستند که به زودي مي گذرند
و آرزو داريم که طولاني تر بشه
و ميخواهيم تو يه روز بد زمان زودتر بگذره
و ميخواهيم که کارها زودتر انجام بگيره
مطمئن باشيد که طبيعيه
واقعيه؟ بذار ببينم
و شما خانم دستمالتون کجاست؟
آفرين
خيلي خوبه
لطفا چيزي به ما بده
لطفا چيزي به ما بدين- اينا چي هستن؟-
ما فقيريم
فکر ميکني فقيري؟- آره-
ميخوام يه چيزي بهتون نشون بدم
.تو فقير نيستي
تو همه چيز داري هر چيزي که اينجا نياز داشته باشي
ممنونم
ممنونم
ممنونم
و آون مال شماست
و همچنين اين
من جادوئيش رو دارم
صبح بخير- صبح بخير-
قهوه؟- نه-
پيراشکي؟دوتا دارم- نه ممنون
خيلي از خودت راضي هستي استقبال چطور بوده؟
برنامت توي تري هاوس بد نبود- خوب بود-
ما به جاي گوش دادن به اين حرفا ميخواهيم کارمون رو بهتر انجام بديم
ببين هيچ جاي بحثي نيست که چيزاي عجيب غريب اتفاق ميفته
اگه بخوايم کارش رو در مورد درخت ناديده بگيريم
بعضي از کاراش فراتر از شعبده بازيه
و به محدوده هنر نزديکتره
براي استاد بودن خيلي جوانه
ميبيني؟ ما با اين بازبيني هاوس ميتونيم بفهميم
ما بيشتر از اوني که فکر کني ميخواهيم پول در بياريم
اما کارش مکانيکال بود
شايد اون رو تو پوششي پيچيده باشه
البته من ميدونم من در موردش فکر کردم
اين پروانه ها هستند که ميخوام باهاشون کار کنم
اوه خداي من،حتما سيم نامرئي وجود داره
امشب چند نفر رو دعوت کردي؟
هشت تا توي سالن و هشت تا بيرون
.بهتره بازم به پروانه هات نگاه کني
بيا- ده رديف آخر رو نگاه کن-
هي به اون دست نزن
بذارش زمين- آه هر آيسن هيم-
شما کي هستيد و داريد چکار مي کنيد؟
.من سربازرس والتر اوهي هستم و دارم سالن تئاترت رو مي گردم
.من کارتون رو ديدم .تحت تأثير قرار گرفتم
خيلي تأثير داشت- چه کمکي مي نونيم بهت بکنيم بازرس؟-
شما مفتخريد که پرنس رو ببينيد
plans to attend your performance tonight.
پرنس پادشاه؟- بله-
و مشخصا ما بايد سالن را بگرديم
شما دنبال قاتل هستيد درسته؟
آره درخت پرتقال
ميدوني من خيلي از اين چيزا ديده بودم
اما مثل اين يکي رو نه
خارق العاده بود- ممنون-
هنوز برام سواله که چطور ممکنه
يا چطور پروانه ها پرواز مي کنند
.مطمئن باشيد رازتون پيش من ميمونه
من اول يه افسر قانون و بعد يه جادوگر آماتور هستم
راست ميگي ؟- آره-
البته حقه هاي کارت بازي سکه و تر دستي
ها
خوب فکر کنم بهتره بهم انعام بدي
.آره،باشه
من يه حقه که خيلي دوستش دارم رو بهت ميگم تو قمار بازي ميکني؟
بعضي وقتا آره- من راز درخت پرتقال رو بهت ميگم-
ميتونم بهت بگم که اين تو کدوم دستته
عاليه
اون رو بذار تو مشتت دستت رو ببر بالا جلوي پيشونيت
روي يه تصوير ذهني تمرکز کن
بله- گرفتيش؟-
بله- دستت رو بگير جلوت-
تو دست چپته
خوب- شايد يه حدس درست بود-
تو يه همکار داري بهت علامت داد
نه،خيلي ابتدائيه- اوه-
وقتي دستت رو مي بري سمت سرت خون دستت خالي ميشه
و البته کمرنگ تر
اوه خيلي خوشم اومد
.تحسين من رو هم بپذيريد
ممنونم کم شدن خون
حالا بازرس
.اگه ناراحت نميشيد بايد براي امشب آماده بشم
آه
لطفا به احترام امپراطوري بزرگ
پرنس ليوپالد بپاخيزيد
فکر ميکنم امروز بايد بحث خودمون رو با صحبت در مورد روح تموم کنيم
تمام اديان بزرگ
در مورد زندگي روح بعد از مرگ صحبت ميکنند
No comments yet. Be the first to leave one.