처음 158줄입니다.
" هشدار: این سریال انیمیشن هنتای(پورن)می باشد"
...اسرار تو رو
!... میخوام
! هیچ اسراری درکار نیست
!دروغه
... تو از نفرین عشق برای
برای دستکاری قبل بقیه و رسوندن اونا ! به ارگاسم استفاده کردی
بدون استفاده از اینجور اسرار تو نمیتو نستی !اینکاروا نجام بدی
!متاسفم ولی به اینکار علاقه ای ندارم
... ولی تو از جادو استفاده کردی
... بهت که گفتم اون اتفاقی بود
... خواهش میکنم
...اسرارت بهم بگو
... یه کتاب دارم
... یه کتاب جادوگری
... لذیذه
" مادام کلود فاحشه معروف فرانسوی میگه " " انگشت جادوئی بیشتر اقایون زمین گیر میکنه "
" کتاب مقدس سیاه "
ترجمه زیر نویس :هاریکا H@rika
چطور جرات میکنی ؟
چطور میتونی دست روی دختر بلند کنی ؟
دلیلیش اینکه خیلی پیله هستی
گفتم که میخوام اون بهت نشون بدم !نگفتم که اون بهت قرض میدم
!... میناسه
چیه ؟
!...بزودی شیطان تو رو تسخیر میکنه
! چیزای خیلی بدی اتفاق میوفته
!باید مواظب باشی
خواهر ناتنیم دوباره رفته بیرون ؟
ایماری هستم
سلام ، یوکیکو
!متاسفم کورومی
لطفا امشب برای برادرم غذا درست کن
یه وقت دیگه برات جبران میکنم
!تو بزودی توسط شیطان تسخیر میشی
عصر بخیر ، میناسه
... شیراکی
چه اتفاقی افتاده ؟
! ... خیلی دیر وقته
...ولی
... من ... می خوام
خوب دیگه ، غیر از کاری چیزی نمی تونم بپزم
... ولی میناسه عاشق کاری هستش
! ... میناسه
... واااای کوونم
!...کیرت تمام کوونم پُر کرده
!...شیراکی
! خیلی خوبه
... شیراکی
! سوراخ کوونت بدجوری تنگه
!... میناسه
میناسه ...؟
... میناسه تلمبه بزن بازم کن ،جِرم بده
!...میناسه زندگی منه
!میناسه ، بُکن ... دست نکش
! ... خواهش میکنم
!...میناسه ، من مال خودتم
!..هر وقت دلت بخواد میتونی من داشته باشی
! باشه
اینکارو میکنم
! کیرت تا اعماق بدنم میره
! خیلی کیف میکنم
! شیراکی
!میناسه
! ابم داره میاد
! منم همینطور
!میخوام ابم بریزم روی صورتت
! بذار مزه اب کیرت بچشم
! ابت بهم بده
!...شاید به همین زودی رفته بخوابه
!آبم اومد
... میناسه ، شام
... استاد ، بسه
!خواهش میکنم بس کنید
همونطوری که انتظار داشتم !...کُس خیلی تنگی داری
!... بخاطر اینکه تو یه شناگری
!...نه
!...ولی باید از بکارت خودت مراقبت میکردی
... اون - اونجا
کونت باکره هست ...!؟
!...نه
... اوه ، خوب تنگه
اگر بذارم کونت تنگت کیرم له میکنه ...ولی باید باز بشی تا عادت کنی
... هی میناسه
می خوای با خانم ایماری بهم بزنی ؟
اون فقط دوست دوران بچگیم هست
ولی اون وقتی مارو در حال عشق بازی دید !در حالی که گریه میکرد از خونت بیرون دوید
... شیراکی ، خودت پی نبردی
احساسی که داری واقعی نیست ؟
واقعی نیست؟
...جدی فکر کن
واقعا من دوست داری ؟
... میناسه
چرا باید یه همچین چیزی ازم بپرسی آخه ؟
!...بیدار شو ، شیراکی
تو در حقیقت خانم ایماری دوست داری ، درسته ؟
!نه
خواهش میکنم بفهم ، شیراکی
خودم باعث شدم اینطور حسی پیدا کنی
... منظورت اینه
!...احساسم اشتباه نمیکنه
!شیراکی
! خودکشی
!...یکنفر از اون بالا پرید پائین
!اون حالش خوبه
!...فقط غش کرده
! ولی اون حتی یک خراشم برنداشته
ادمائی هم که با آمبولانس آوردنش هم فکر !...میکردم آدم عجیبی هست
با همون جادو بهش کمک کردی ، ،درسته ؟
چی ؟
...شایعاتی در باره اون جادوئی که داری شنیدم
!بخاطر همین فهمیدم کار خودت بوده
! میناسه
... لازم نکرده اینجور قیافه عصبانی بگیری
دیگه هیچوقت ازت نمیخوام کتاب !جادو خودت بهم قرض بدی
! ولی ، به کمک نیاز دارم
چی هست ؟
... راستش
یه باشگاه جادوگری جدید با چند تا دیگه از ...دانش آموزای مدرسه راه انداختم
شبیه همونی که دوازده سال قبل !اون دخترا داشتن
خوب که چی ؟
امشب دور هم جمع میشیم میتونی بهمون ملحق بشی ؟
به اعضای باشگاه در باره تو گفتم و اونا ...دائم ازم میخوان تو رو باهاشون اشنا کنم
! اصلا
نمیخوام بیشتر از این ذهنم درگیر !جادو و جادوگری بکنم
امروز به باشگاه هنر میایی ؟
...مدل نقاشیم امروز نمیاد مدرسه
!...مراقب حرکات استاد کیتامی باش
... اینجا همون
جائیه که اون گروه از دخترا !...شیطان صدا زدن
!استاد کیتامی
میناسه ، از کجا کلید این سالن گیر آوردی ؟
!... خ - خوب
بعد از باشگاه ، رفتم تا کلید سالن ...هنر برگردونم ، و خیلی اتفاقی بود
متوجهم
اون کلید یدکی اتاق کارکنان بوده ، درسته ؟
تو دیگه کدوم خری هستی ؟
...من تنها شخصی هستم میدونه
که دوازده سال قبل اون شب والپورگس ....واقعا اینجا چه اتفاقی افتاده
ولی تمامی اعضاء در حین انجام مراسم مُردن ، درسته ؟
بله ، تک تک اعضای باشگاه مُردن
منظورت چیه ؟
به نظر شبیه یک روح هستم ؟
همون موقع با شیطان پیمان بستم
! اون کتاب یادم میاد
میوه ممنوعه از دست !...نوشته های شیطان
مالک اون کتاب میتونه قدرتی همانند !... خداوند داشته باشه
تو هم دنبال این کتاب هستی ؟
!...نه
!اگر ازش خوشت میاد ،اجازه میدم نگهش داری
...اومدم تا ازت دعوت کنم
هان ؟
...اگر مایل باشی میتونی بیشتر و بیشتر
!...از این نیروهای الهی داشته باشی
مثل خودم
در باره چی داری حرف میزنی ؟
امروز ، یه کوچولو ترسیده بودی
...ولی حتما خودتم فهمیدی
No comments yet. Be the first to leave one.