처음 200줄입니다.
برلین الکساندرپلاتز
"بر اساس رمانی از "آلفرد دوبلین
فیلمی در 13 قسمت به همراه یک پایان بندی
...دو مارک و پنجاه
شصت
هفتاد
هشتاد
نود و همین
تمام پولمون همینه
...ولی... اگه میتونستم حرفم رو قطع نکن
...شاید اگه میتونستم
نه، وقتی میگم نه یعنی نه
نمیخوام تو برام پول دربیاری
نمیخوام با درآمد کسی که دوستش دارم زندگی کنم
بدشانسی میاره، میفهمی؟ و من قسم خوردم
همون شب اول قسم خوردم، لینا
آره، فرانتس
بهم قول بده دیگه راجع بهش حرفی نمیزنی
یه مشروب بده، مکس - همین الان -
توی برلین چندتا آدم بیکار زندگی میکنن؟
نمیدونم، شاید چند صد هزار نفر
اونها رو شمردی؟
...خب
یه مارک، دو مارک ...دو مارک و پنجاه
...شصت، هفتاد، هشتاد
نود
سلام
سلام، مک
بیا بشین پیشمون
بفرما - ممنون -
یه آبجو، لطفا - به روی چشم -
فقط همین رو داری؟
آره
...خب، پس
فکری داری؟
ببینیم چی میشه
قسمت دوم اگر کسی نمیخواهد بمیرد" "چگونه باید زندگی کند؟
نمیتونی از خدمات تامین اجتماعی استفاده کنی "فرانتس"، یا توی یه کارخونه کار کنی
برای کار ساختمون هم خیلی سرده
کاسبی بهترین گزینه ست
توی برلین یا خارج از شهر بستگی به خودت داره
حداقل شکمت رو سیر میکنی
چرا یه کارگر کراوات نمیزنه؟
چونکه بلد نیست اون رو گره بزنه
پس باید یه گیره کراوات بخره ...و وقتی یکی میخره
بازم اوضاع براش فرقی نمیکنه چون طرز استفاده اش رو بلد نیست
این یه جور کلاهبرداریه
آدم رو بیزار میکنه
آلمان رو بدبخت تر از قبل میکنه
و چرا مردم نمیخوان یه گیره کراوات گنده بخرن؟
چونکه نمیخوان یه خاک انداز دور گردنشون باشه
هیچ مرد و زنی اینو نمیخواد، حتی اگه از یه بچه هم بپرسی همینو میگه
میتونید گیره کراواتهای مثل اینو از مغازه های "تیتز" و "ورتایم" بخرید
ولی اگه نمیخواید از یهودیها بخرید، اون رو از اینجا بخرید
من یه آریایی هستم، من نماینده فروشگاههای بزرگ نیستم
اونها نیازی به امثال من ندارن من با اونها در ارتباط نیستم
برای خودتون یه ...گیره کراوات بخرید
و خودتون رو راحت کنید
واقعا این روزا کی وقت داره اول صبح کراوات بزنه؟
همه ترجیح میدن چند دقیقه بیشتر بخوابن
همه به خواب احتیاج داریم
همه مجبوریم برای چندر غاز سخت کار کنیم
یه همچین گیره کراواتی کمک میکنه بهتر بخوابید
این یعنی خداحافظی با داروخونه
...یه گیره کراوات از من بخرید
و دیگه احتیاجی به داروهای خواب آور نخواهید داشت
دیگه احتیاج به هیچی ندارید مثل یه بچه تو بغل مادر میخوابید
صبحها بدون هیچ دردسری بیدار میشید
فقط کافیه اونو بذارید زیر یقه-تون
بیخود پولتون رو خرج چیزای بیهوده نکنید
...صبر کن، این
جنس با کیفیت رو از اینجا بخرید
هر دونه 20 پنی
سه تاش 50 پنی
اجازه بدید توضیح بدم که چطور باید از این گیره کراوات استفاده کنید
دیگه به گره زدن نیازی نیست
یه آقا همیشه باید ظاهرش آراسته باشه
پس از این وسیله کوچیک استفاده کنید
در وقت صرفه جویی کنید وقت طلاست
بهترین هدیه برای کریسمس
...خیلی بهتون میاد
و کارتون رو راحت میکنه
اون زن کی بود؟ - ...اون -
ایوا" بود"
دختری که یه زمان میشناختم
ولی مربوط به گذشته ست دیگه تموم شده
میدونی چیه، لینا من سخنور خوبی نیستم
نمیتونم بین مردم نطق کنم
وقتی جنسام رو تبلیغ میکنم ...اونها حرفام رو میفهمن
ولی میدونن که واقعی نیست
میدونی خمیرمایه چیه؟
نه - خمیرمایه -
یعنی روح، یعنی مغز نه فقط جمجمه
باید ذاتا سخنور باشی
تو هستی، فرانتس
این حرفو نزن من؟ سخنور؟ نه
میدونی کی سخنور واقعیه؟
راستش منم نمیدونم، ولی این شغل به درد من نمیخوره
تمام روز داشتم بهش فکر میکردم
میخوام روزنامه بفروشم
روزنامه؟ - آره، روزنامه -
یه دفعه به ذهنم خطور کرد و میدونم کار درستیه
روزنامه
میرم ببینم چیکار میتونم بکنم
تو همینجا بمون و بجای من اینا رو بفروش
هر چی باشه مطمئنا کارت از من بهتره، خداحافظ
سلام
خب، چی میخوای؟
اون شغل مناسب من نبود
...داشتم
چیزی رو میفروختم که خودم احتیاجی بهش نداشتم
اگه جات بودم، آموزش جنسی رو امتحان میکردم
این روزا خیلی طرفدار داره، خوبم میفروشه
چی هست؟
بیا
یه نگاه بهش بنداز خودت متوجه میشی
تصویر دخترای برهنه
جای دیگه ای اونا رو پیدا نمیکنی
ببینم، رفیق
داری شوخی میکنی؟ - چی؟ -
این دخترا و تصاویر این تو
"زندگیِ شاد"
یه دختر لخت با یه بچه گربه رو طراحی کردن
یه دختر لخت با یه بچه گربه وسط پله ها چیکار میکنه؟
آدم عجیبیه
میشه یه نگاهی بندازم؟
بذار یه نگاه به اینا بندازم
"فیگارو"
"و این یکی، "ازدواج
"و این، "ازدواج مطلوب
باید جالب باشه
"عشق بین زنان"
همه جورش موجوده
اگه پول داشته باشی کلی اطلاعات بهت میدن
ولی خیلی گرونن
...بگو ببینم
اینا که خلاف نیستن؟
چرا باید خلاف باشه؟
همه اش قانونیه
برای این کار مجوز دارم اصلا خلاف نیست
من کار غیر قانونی نمیکنم
کلا میخوام بگم نگاه کردن به این عکسا کار درستی نیست
من کلی تجربه دارم
اینا میتونن یه مرد رو به فساد بکشن
با نگاه کردن به این ...عکسا شروع میشه
و بعد وقتی بهشون عادت کنی دیگه سیستمت به هم میریزه
نمیدونم چی میگی
پس بهتره به مجله هام دست نزنی نمیخوام به جلدشون لک بندازی
بیا
اینو بخون
"زوجهای مجرد"
این یه مجله ی ویژه ست
"زوجهای مجرد"
این چیزا رواله
منم با "لینا" ازدواج نکردم - ببین، اینجا رو بخون -
بعدش نظرت رو بگو :به عنوان مثال
کوشش برای تنظیم زندگی جنسی" "...یک زوج متاهل بواسطه پیمان
و الزام به تعهدات زناشوی" "...همانطور که در قانون آمده
زننده ترین و پست ترین" "...نوع برده داری است
"که میتوان تصور کرد" - چرا؟ -
بنظرت درسته یا نه؟
برای من که پیش نیومده
چطور ممکنه یه زن همچین چیزی رو از یه مرد مطالبه کنه
یعنی همچین چیزایی واقعا اتفاق میفته؟
ببر بخونش
خدای من، عجب دوره زمونه ای شده
کوشش برای تنظیم زندگی جنسی" "...یک زوج متاهل بواسطه پیمان
و الزام به تعهدات زناشوی" "...همانطور که در قانون آمده
زننده ترین و پست ترین نوع برده" "داری است که میتوان تصور کرد
خیلی خب
"این "عشق بین زنان
"و این هم "آشنایی
اونها فقط حرف نمیزنن اونها مبارزه میکنن
آره، برای حقوق بشر
از چی شکایت دارن؟
اگه اطلاع نداری بند 175 رو بخون
بی عدالتی آشکار، چیزی که هر روز برای میلیونها آلمانی اتفاق میفته
آدم رو حسابی ناراحت میکنه
...تو میتونی براشون دلسوزی کنی
ولی چه ربطی به من داره؟
چیزی پیدا کردی؟
خب... ممکنه
به اون پیرمرده گفتم دیگه گیره کراوات نمیفروشیم
کار منم خوب نبود
هیچکس چیزی ازم نخرید
داستان عجیبی توی این مجله ست
یه شب مردی میره قدم بزنه
"در منطقه "تیرگارتن
...یه پسر خوشگل رو میبینه
که میاد دستش رو میگیره
...بعد از یک ساعت گشتن
...اون مرد هوس میکنه
علاقه خودش رو به پسره نشون بده
...اون مرد ازدواج کرده
ولی قبلا هم همچین حسی ...به سراغش اومده
و حالا وقتشه که اون کارو بکنه
چون حس شگفت انگیزی بهش دست داده بود
:به پسره میگه "تو نور زندگی منی"
"تو گنجینه ی منی"
"تو خیلی مهربون و لطیفی"
No comments yet. Be the first to leave one.