처음 200줄입니다.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
ندای کمک! به همه کشتی ها!
دارووفو - پایگاه نجات دریایی ده دقیقه بعد از ندای کمک
پایگاه کنترل ترافیک دریایی در دارووفو، ستوان دوم ماتشکا داره حرف میزنه.
دریافت شد.
لعنتی!
جناب ستوان!
- چی شده؟ - هِوِلویوش داره غرق میشه.
کشتی نقشه برداری؟
نه، کشتی مسافربری هست، شصت نفر روش هستن.
لعنتی! مختصاتش چیه؟
هنوز نمیدونیم.
- وضعیت اضطراری کامل اعلام کن. - بله قربان.
- وصلم کن به ملوان. - بله قربان.
مختصات کشتی مسافربری رو هرچه زودتر پیدا کن.
ندای کمک!
از کشتی مسافربری لهستانی یان هِوِلویوش.
- داریم واژگون میشیم! - میدونم.
به یان هِوِلویوش، موقعیتتون چیه؟
موقعیت لعنتیمون کجاست والدیک؟
این یه تکه آهن پاره هست، نه کشتی!
رادار کامل قاطی کرده!
کشتی خیلی کج شده. نمیتونم خشکی رو ببینم!
تکرار میکنم، ندای کمک.
به همه کشتی ها…
تموم کردیم، شلنگ رو ول کن!
زود باشین آقایون، از هلیکوپتر دور شین. برگردین به خوابگاه!
هلیکوپترهای ۰۰۱ و ۰۰۲ و ۰۰۳،
آمادگیتون برای پرواز رو گزارش بدین.
هلیکوپتر ۰۰۱ آماده پروازه.
هلیکوپتر ۰۰۲ آماده پروازه.
هلیکوپتر ۰۰۳ آماده پروازه.
دریافت شد. منتظر دستور پرواز باشین.
برو چک کن ببین منتسیل کشتی رو ترک کرده یا نه.
دیگه برنگرد اینجا.
- ولی جناب کاپیتان… - گفتم برنگرد اینجا.
خودتو نجات بده. این دستوره!
اینجا میمیریم!
- قایق های نجات کجان؟ - اینجان!
اینجا میمیریم!
قایق های نجات کجان؟
کمک کجاست؟
اینجایی قربان.
یه کاری بکن مرد. نمیتونم اینجا بمیرم.
نمیتونم اینجا بمیرم. من فقط یه سرباز ساده ام مرد.
- برو بالای عرشه کشتی. - من فقط یه سرباز ساده ام.
نمیتونم بمیرم.
دنبالش برو بالای عرشه! برو اون بالا!
استاد آنیا!
کاپیتان دستور تخلیه کشتی رو داده،
از من خواسته کمکت کنم.
این جلیقه نجاتته.
باید بپوشیش. بگیر.
من هیچ جا نمیرم. همین جا میمونم.
این کشتی مسافربری دیگه نجات پیدا نمیکنه.
به همین خاطر میمونم.
یه عملیات نجات سریع انجام میشه.
شانس خیلی زیادی برای زنده موندن داریم!
هیچ عملیات نجاتی در کار نیست.
بیرون رو میبینی چی داره میشه.
نجات دهنده ها نمیتونن برسن.
پس لطفاً بذار همین جا بمونم.
فقط یه کم آرامش میخوام. میفهمی؟
از جام تکون نمیخورم!
- ولی کاپیتان صریح گفت… - کاپیتان لازم نیست بدونه!
حالا برو.
برو!
باید بلند بشیم آقایون، هر ثانیه مهمه.
بدون مختصات؟
۱۶ مایل دریایی از کولیکر فاصله داریم!
۱۶ مایل دریایی به سمت جنوب غربی کولیکر اورت!
والدیک، قدرت پیشران رو صفر کن.
به چی زل زدی؟
کرشیشیک، لیشیک، شما هم! خودتون رو نجات بدین!
۱۶ مایل دریایی به سمت جنوب غربی کولیکر اورت!
آندری…
به زودی میبینمت.
۱۶ مایل دریایی به سمت جنوب غربی…
نه! به سمت جنوب شرقی کولیکر اورت!
۱۶ مایل دریایی به سمت جنوب شرقی کولیکر اورت!
عجب تکه آهن پارهای!
جناب کاپیتان!
اینجا چی کار میکنی ویتک؟
جلیقه نجات برات آوردم جناب کاپیتان!
بپوش و بریم!
برو بیرون از اینجا!
هنوز شانس نجات داری جناب کاپیتان. لطفاً!
بقیه رو نجات بده!
اینجا موندن چیزی رو عوض نمیکنه آندری!
هیچی عوض نمیشه!
التماست میکنم!
التماست میکنم!
جلیقه رو بده به یکی دیگه.
خودتو نجات بده ویتوش!
متأسفم…
واقعاً متأسفم.
ندای کمک!
از کشتی مسافربری لهستانی یان هِوِلویوش!
پایگاه کنترل ترافیک دریایی در دارووفو، ستوان سووفیک صحبت میکنه.
دریافت شد و اجرا میشه قربان.
وای خدا!
- چی شده؟ - موتور هلیکوپترها رو خاموش کنین.
- چی؟ - موتور هلیکوپترها رو خاموش کنین!
موتورها رو خاموش کنین.
آلمانی ها عملیات نجات رو به عهده گرفتن.
درجه اضطرار پایین اومد.
نمیتونیم بریم اونجا.
لعنتی باشه!
برگردان به پارسی
- همه چیز رو میبینی؟ - آره.
سوف…
دکمه ضبط رو بزن. داره کار میکنه.
اینجاست.
آره، صبر کن…
یه لحظه!
- بذار ببینم. - نگاه کن.
اینجاست. لعنتی… میبینی؟
داریم تصویر رو زوم میکنیم، نگاه کن…
تصویر رو زوم میکنیم…
درسته؟
این چیه؟ دیگه تو کادر نیستی، غیب شدی.
کجا غیب شدی؟
بیا نزدیکتر. صبر کن، باید…
اینجا.
غیب شدی.
عینک لعنتی…
عالیه. حالا یه بوس بده.
- بابا… - همونی که گفتم بکن. بیا.
عالیه. حالا تصویر رو دور میکنیم…
مامان!
یولا، تو فیلم مایی عزیزم.
نگاه کن، میتونم بیشتر زوم کنم. حتی سریعتر، نگاه کن.
بوسه های بیشتری میخوام که بعداً ذخیرهشون کنم.
نزدیکتر به انگلیسی چی میگن؟
- زوم؟ - زوم برای دوربین و عکاسیه.
برای کشتی مسافربری میگن کلوزآپ.
وقتی بابا این دفعه رفت…
بهش بوسه ندادم که ذخیره کنه برای بعد، چون…
چون غرق تماشای فیلم تو تلویزیون بودم.
فاجعه هِوِلویوش: غرامت نمیدن؟
مسئولیت رو انداختن گردن یه مشت خدمه مست، ظاهراً
این چه مزخرفاتیه؟
نگران این نباش.
تو سوپرمارکت کره پیدا نکردم.
باید یه غرامتی بدن.
هیچی بهشون نمیدن.
اون احضاریه هایی که با پست میاد، چی هستن؟
برای هیئت تحقیقات دریاییه.
باید سوار قطار شم.
بوسههام، خداحافظ.
ورشو - ۱۲ فوریه
امیدوارم نوبت ابدیش رو با آرامش بگذرونه.
با چیزایی که تو روزنامه ها می نویسن، فکر نکنم ممکن باشه.
میدونم یولا. اون مقاله کثیف رو خوندم.
هر کاری از دستم بربیاد میکنم تا مجبورشون کنم تکذیب کنن.
از خوبی های مُرده هاتون بگین.
مثل مرد واقعی رفتار کن.
مثل کاپیتان.
میتونی به بابات افتخار کنی.
شجاع بود و قابل اعتماده. تا آخر تو اتاق فرمان موند.
کاش ترسو بود و زنده بین ما میموند.
حالا که جنازه رو پیدا کردن، میتونین شکایت غرامت کنین.
- حیف که از تلویزیون فهمیدیم. - آره، ببخشید.
ولی این خبرنگارا مثل کفتارن.
دوباره، لطفاً تسلیت صادقانه ام رو قبول کنین.
با اون وکیل تماس گرفتی؟
قضیه رو میگیره.
جناب کاپیتان.
جناب کاپیتان…
راسته که قراره قاضی مشاور تو هیئت تحقیقات دریایی باشی؟
آره.
احضاریه رو گرفتم.
به عنوان طرف ذی نفع در جلسات حاضر میشم.
آره، ممکنه.
طرف ذی نفع؟ برای من یعنی متهم.
همه نجاتیافتهها رو احضار کردن. مگه نه؟
فکر کنم فقط یه کار اداریه. به نظر میرسه روندش اینجوریه.
روزنامهها رو خوندی؟
- اینا فقط چرت و پرته. - دارن چرت و پرت حال به همزن مینویسن!
کاپیتان میدونست چی کار داره میکنه که تا آخر تو اتاق فرمان موند.
میخوان زیر یه عالمه کثافت غرقمون کنن.
یه فاجعه رخ داده، باید دلیلش رو پیدا کنن.
دلیلش رو پیدا کنن؟
گوش میدی چی میگی؟ تو خودت دقیق میدونی چی شد.
سیستم تعادل خراب بود و…
خداحافظ.
سیستم تعادل خراب بود.
دو تا موتور به زور کار میکردن.
سازه بالایی کشتی مسافربری باعث شد خیلی به سمت باد کج بشه
تا جایی که باد مثل پر کاهیش میکرد.
اینا دلایلشه.
دلیلش برمیگرده به شرکت کشتیرانی ناویکا،
تو خودت میدونی.
باید تو جلسه هیئت اینو بگی. باید بگی.
باید از آبروی کاپیتان و خدمه دفاع کنی، حتی آبروی خودت.
آبروی تو هم هست.
آبروی تو هم هست.
باید این کارو بکنی.
No comments yet. Be the first to leave one.