Villain

Villain (വില്ലന്‍)

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Villain 2017 Fa HDRip
Villain 2017 720p HDRip
Villain 2017 1080p HDRip
Villain 2017 1080p WEB-DL
Villain 2017 720p WEB-DL
Villain 2017 480p WEB-DL
Villain (2017) Malayalam True WEB-HD ESub - [720p - HD AVC - UNTOUCHED - 4 8GB] - [720p - HDRip - x264 - 5 1 - 1 4GB] - [HDRip - 700MB - x264 - 1CD - MP3] - [HDRip - XviD - 700MB - MP3] - [HDRip - 400MB - x264 - MP3]
다음의 해설 Bollywood1
ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان Bollywood1.Co

태그

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
hdrip
HDRip
HD
480p
480
1080
x264
XviD
게시일: 2019-04-19
다운로드: 27
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

"شرور" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان

ولی دکتر ، شما؟

!باورنکردنیه

باید زودتر می گفتید که زن شما وارث قانونی این ساختمانه

از اونجا که الان نزدیک ما هستید

اوضاع آسون تره

فقط وقتی میرید که همه چیز تموم شده باشه خب؟

اگه خوب پیش بره

سه سوته معامله انجامه

درسته ، دکتر؟

البته

میگن معامله حتمی رو نباید عقب انداخت

با بستگانت به توافق رسیدی. نه؟

و تا موقع نهایی شدن فروش

اگه هر پرونده و دردسری ایجاد بشه برای ما خوشایند نیست ، آقا

نه فقط برای ما

برای شما هم همینطور

آقا ، شما میتونید از پس بقیه وراث بر بیایید نه؟

هی؟ این چیه؟ چه کار می کنی؟

بعد از دعوت ما به اینجا داری حقه می زنی؟

تو نمیدونی من کی ام

باید یه چیزی رو بدونید

من ربطی به چیزی که نشون دادید ندارم

همش کار اونا بود

!فقط اونا

آقا ، لطفا به ما صدمه نزنید

گذشته ها گذشته

من آماده جبران خسارت هستم

هرکاری خانواده شون لازم داشته باشه انجام میدم

نه

!نه

آقا ، نه

!نه

میتونید اون میز رو بگیرید ، خانم

خانم؟ سفارش؟

آب لطفا

باشه خانم

ببخشید

تو دردسری افتادی؟

میتونم کمکت کنم

نه

تو نمیتونی به ما کمک کنی

یعنی دردسر برات ایجاد شده

من هارشیتا چوپرا هستم

من یک افسر پلیسم

من میتونم بهت کمک کنم

نه ، به پلیس زنگ نزن

اگه میدونستم افسر پلیس هستی

باهات صحبت نمی کردم

نه ، نه ، کسی نمیتونه به ما کمک کنه

!چای ! چای

آقا ، چای میخواین؟- بله-

آقا ، این؟

قربان ، این واریس دوباره اذیتم می کنه

هرجا منو می فرستید واسه ترافیک منو نفرستید

یه کاری می کنید ، قربان؟

فعلا دعاتو بکن

صبح بخیر قربان

چطوری شده که اینجایید؟

اون دوباره مسئول شد؟- روزنامه ام پرید-

من برم یکی دیگه بگیرم

و گرنه نمیتونم از توالت ، درست استفاده کنم

بخاطر همین میگن اخبار گهه

جناب متیو میان

تو شروع کن

بیا متیو

صبح بخیر جناب متیو- بشین-

صبح بخیر

وقتی دیر کردی

فکر کردم وقت شناسی معروفت رو از دست دادی

عیب نداره . ده دقیقه تاخیر مهم نیست

صبحانه بهتون بدم ، قربان- نه ممنون ، مرسی-

بخور متیو

نه قربان

بعد از یک غیبت هفت ماهه امروز برمیگردی

و تازه امروز حالت خوب شده

تصمیمت عوض نشده؟

پس

امروز آخرین روز خدمت توئه

از این حرفم ناراحت نشو

یجورایی فرار از واقعیته

فرار از واقعیت؟- بله-

از کجا؟

به کجا؟

همه میدونن که چه اتفاقی در زندگی ات رخ داد

و مهم تر از همه من میدونم چطور روت تاثیر گذاشت

ولی این بازنشستگی خودخواسته

راه حلش نیست ، متیو

وقتی کاری برای انجام دادن نداشته باشی

افکار ناخواسته ذهنت رو درگیر می کنند

افکار ناخواسته نیستن ، قربان

خاطرات هستن

فقط همین برام مونده

من در گذشته زندگی کردم

و همینه که منو از نظر روانی برای پلیس بودن ، نامناسب می کنه

اجبارت نمی کنم

پس ، فردا صبح به یک سفر میری

نگفتی کجا

یه ماموریته ، قربان

باید آرزوی نیلیما رو برآورده کنم

تو زندگی اش فقط یک خواسته ازم داشت

به هرحال ، من فعلا کسی رو جانشینت نمی کنم

بزار کمیسر به کارهای روزمره رسیدگی کنه

انتخاب جانشین برای تو؟

!کار آسونی نیست ، مرد

ولی نمایش باید ادامه پیدا کنه ، قربان

متاسفانه نمایش باید قطع بشه

قربان؟

اون مشکل بیماری ام رو یادته؟

این خستگی مداوم

و کاهش وزن

دکترها ، آزمایش هایی گرفتند

بعضی نمونه ها به انجمن تاتا در بمبئی فرستاده شدن

و امروز نتایج می رسن

قربان؟

ولش کن

امروز اصلاح می کنی؟

قربان

نه ،مرد

الان شکل فیلسوف ها شدی

و بهت میاد

همینطور بزارش

و اگه یه نفر باشه که بهش بگم دلم براش تنگ میشه

اون شمایید ، قربان

هرجا لازمتون داشتم ، کنارم ایستادین

بزارین برای آخرین بار بهتون سلام بدم

!نه

الان از شنیدن کلمه "آخرین" متنفرم

تو برو

بازم همدیگه رو می بینیم خیلی زود

اینطور حس می کنم

می بینمت ، متیو

!قربان

سلام آنیل- قربان؟-

دو جعبه مقوایی میخوام- بله قربان-

که کتاب ها و پرونده های شخصی مو بسته بندی کنم

قربان ، امروز؟

تو که میدونی چرا باز می پرسی؟

قربان

قربان ، اجازه هست؟

سرینی ، بیا

چی شده؟

پس شما تصمیمتون رو گرفتید ، قربان؟

دوباره فکر نمی کنید؟

من رییس پلیس رو دیدم

اون چیزی که لازم بود به اون گفتم

یعنی علاقه ای ندارین در این باره صحبت کنید؟

ناراحت نشو ، مرد

میدونی درسته؟

دیگه نمیتونم تحملش کنم

شما متوجه نمی شید قربان

من 25 ساله دارم به مافوق ها ، سلام میدم

ارشدها ، بازنده های حاکم بر کشور

وقتی به کسی که ارزشش رو داره ، سلام میدم این احساس از درون میاد

از احترام محض

وقتی شما برین

اون چیزیه که دلتنگش میشم

سرینی ، میدونم حس بدی داری- قربان-

نیروی ضربت شهر ، چیزیه که با تلاش های شخصی ام اونو ساختم

قربان

حتی وقتی قرار بود برای هفت ماه برم

میدونستم اون بخش رو شخصا هدایت می کنی

و فقط بخاطر من ، اونو به هیچکس دیگه محول نمی کنی

و درست همون روزی که برگشتم

و می گم به طور خودخواسته بازنشسته میشم

تو احساس ناامیدی داری

ولش کنید ، قربان

اگه منم تجربه های شما رو گذرونده بودم

تا حالا دیوونه شده بودم

مطمئنی؟

قربان

که من دیوونه نیستم؟

تو در دردسری افتادی

چیزی آزارت میده؟

اخبار صبح رو نخوندین؟

نه ، چرا؟

سه قتل رخ داده ، قربان

و سه نفر ، آدم های مهمی بودند

و یکی همکار قدیمی ما بود

دستیار کمیسر بازنشسته ، وینود آبراهام

تا خودتون صحنه جرم رو نبینید درک نمی کنید

هیچ اثری از خشونت یا درگیری نیست

سه جسد با ماسک سیاه روی صورتشون

هم سطح قرار گرفته بودند

واقعا عجیبه ، قربان

قتل

چه یکی باشه ، چه سه تا ، عجیبه

کی یکی دیگه رو کشته؟ چرا کشته؟ چه زمانی کشته؟

همه این سوالات بی ربط هستند

هیچ چیز در دنیا غیرطبیعی تر از این نیست که

یک نفر ، جون شخصی دیگه رو بگیره

تمام عطرهای عربستان هم بویِ این دستِ خرد را نتواند سترد

این جمله بعد از قتل ، توسط بانو مکبث گفته میشه

من عاشق شکسپیر خودم هستم

پس بریم

!قربان

من امروز تا ساعت 5 رسما نیروی ضربت رو هدایت می کنم

پس باید بیام و صحنه جرم رو ببینم

اومدی منو اونجا ببری درسته؟

آخرین صحنه جرمی که در طول دوره کاری ام ، می بینم

Villain subtitles in other languages

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left