처음 147줄입니다.
.چه گرمه
!آئویی! دووم بیار
!نباید بخوابی
!آخه وسط کوهستانیم
!من دیگه نمیتونم
!هیناتا، فقط تو از پسش برمیای
!بــــرو
.باشه
.رسیدن به قله، قدرت دخترونه ـتونُ بیشتر میکنه
!میرم که تنهایی محبوب بشم
!صبرکن، هیناتا
!وایسا منم بیام
!پس قول اینکه با هم کوهنوردی کنیم، چی میشه؟
.سرده
.کُل شب کولر روشن بوده
.من یوکیمورا آئویی ام
.سال اول دبیرستان
.قبلاً همیشه تو خونه میموندم
.ولی جدیداً کوهنوردی میکنم
ها؟ کوه فوجی تو زمستون؟
.آره، خیلی بدجنسی که بقیه رو پشت سرت رها میکنی
محبوبیت میخوای چیکار؟
.هر چی بگی، بازم یه خواب مسخره بوده
!چنین خوابی میتونه به واقعیت هم تبدیل شه
.باشه، باشه
.ولی حرف از قول میزنی
.چه خاطراتی زنده میکنه
.زودباش، بیا چادر رو راه بندازیم
.این دختره، هیناتاست
.دوست دوران بچگی ـمه
.اون کسیه که منو به کوهنوردی وادار کرد
ها؟ چیه؟
!هوم! هیچی
یعنی 4 تایی میتونیم تو این چادر بخوابیم؟
.چون فشرده ست، فکر میکنی کوچولو ـه
!وقتی راهش بندازیم، گنده میشه
!ببین
.خُب، بیا ترتیبش رو بدیم
دوتایی میتونیم؟
!آسونه
.باید زیر چادر فشار وارد کنیم، پس آستینهاش رو بگیر
آستین؟
.این آستین ـشه
.به چادرمون شکل میدن
اینجوری؟
.آره
.و حالا، اون یکی رو میذاریم
.حالا چوب اون حلقهها رو محکم میکنیم
اونا؟
!داخل رفت
!اینم رفت
.حالا آخرین قدم
.چادر خیلی بزرگه ولی راه انداختنش آسون بود
...اگه کنجکاوید بدونید که چرا داریم تو حیاط خونه هیناتا اینکارو میکنیم
کمپ توی کوه؟
.کوکونو چان و کائده چان هم دعوت میکنیم
!و همه با هم تو چادر میخوابیم
!چه باحال
.هی، مامانی
.چیــه؟ شام هنوز آماده نیستا
.میخوام با دوستام برم کمپ
کمپ؟
!آره
...تو فضای باز آشپزی میکنیم و میخوابیم
!لازم نکرده
منظورت از "دوستات" فقط همون دخترا ان؟
!نباید اینکارو بکنی
...که اینطور
.پس تو خونه هیناتا چی؟ باباش هم اونجاست
.فقط واسه ـشون دردسر درست نکن
،و اینجوری
.کارمون به کمپ زدن تو حیاط هیناتا کشید
!آئویی، پگ (میخ) ـرو با چکش بکوب
توضیح : هیناتا "پگ" میگه و آئویی .به اشتباه "پاگ" میشنوه که یک نوع سگ چینی ـه
ها؟ سگ؟
!اون که "پاگ" ـه
.پگ، اون میخهای اونوری ان
!پس از اولش بگو میخ
.باید تو یک زاویه اونا رو چکش بزنی
.میخ رو روی تور محکم کن و به چادر ثبات بده
!و تمــــوم
.اوه، میبینم که تمومش کردین
!آب خوردن
.آفرین، خوب شده
!چقدر جاداره
!میتونم دستامو باز کنــم
!ببخشید مزاحم شدیم
!کوکونو چان، کائده سان. خوش اومدین
.اون دوتا، دوستای کوهنوردی منن
،کائده سان یک سال بزرگتره
...و سابقه کوهنوردی ـش بیشتر از ماست
.و اینم کوکونو چانه که تو دوره راهنمایی درس میخونه
.خیلی دخترونه و آروم رفتار میکنه
.چیزای لازم واسه شام هم آوردیم
کائده سان، این کارو بلدی؟
.قبلاً یه بار انجامش دادم
،وقتی که برنج رو شستی .میذاری یه مقدار تو آب بمونه
امروز چون از کباب پز استفاده میکنیم .وقتی کف کنه، آماده نمیشه
یعنی چی؟
:بعضیا اینجوری از برنج پختن حرف میزنن
".تا وقتی سیاه نشده، سر دیگ رو برندار"
ها؟
.اگه جوش اومد، روش وزنه میذاریم
.حالا دیگه لازم نیست نگران بیرون ریختنش باشیم
!دا را رام
!و حالا کاری درست میکنیم
!آره
پیاز رو تو تابه ای که پر از روغن گرمه، میذاریم .و تا وقتی که قهوهایِ طلایی نشده، میذاریم سرخ شه
قهوه ایِ طلایی؟
،بعد سیب زمینی ها
،هویج
.و گوشت رو میریزیم تو
...آب اضافه میکنیم و
!میپزیــم
،کمی با یه سرپوش اونو میپوشونیم
،آرد و روغن رو اضافه میکنیم
!و تمومه
!عجب بویی
...و حالا جز مخفی ـش
...شکلات
قهوه؟
!خیلی خوشمزه میشه
.برنجم تمومه
!نوش جان میکنیـــــم
.برنج یه ذره سوخته
!اینجوری خوشمزه تره
.کاری هم خیلی خوب شده
ولی اصلاً نمیشه مزه شکلاتُ فهمید، مگه نه؟
!اگه میشد که دیگه "جز مخفی" اسمش نبود
.اگه میخواین، کُلی دیگه باقی مونده
!من بازم میخـــوام
.منم میخوام
اینقدر مایونز میخوری؟
.اینکه زیاد نیست
.اوه، هر جا خواستی بذارش
ها؟ هینا کجاست؟
ها؟
...و امروز نوش جون کردم
!هیناتا این چه وضعشه؟
!بجای تمیز کردن رفتی تنهایی حموم میکنی؟
!آئویی، تو هم برو! خیلی حال میده
صـ .. صبر کن
!بیخیال بابا، برو
.همه منتظرن
.یه جورایی تو حموم هیناتا آروم نمیشم
.تموم کردم
.خیلی وقته تو چنین وان بزرگی حموم نکردم
No comments yet. Be the first to leave one.