처음 200줄입니다.
همونطور که دیروز توضیح دادم
لطفاً خوب بخونیدش و امضاش کنید
خودکار لطفاً
جونگ هوان، من میترسم
همینجوری سر سری که نمی تونی امضاش کنی
مثلا برگه رضایت عمل زنته
قبل از امضا کردن باید خوب بخونیش
ساکت
خدایا
بفرمایید ، دکتر ، ممنون
تخت هم الان میرسه - باشه -
منتقلش می کنن به اتاق عمل
باشه فهمیدم
جنابعالی که خودت تشریف داشتی وقتی دکتر داشت توضیح میداد
مطمئنم برگه درستو اورده
چرا نیاره اصلاً؟
بازم باید یه چک می کردی
آدم چه می دونه
مامان، عمل لاپاروسکپ خیلی کم پیش میاد عوارض داشته باشه
زخمش کوچیکه و چند روزه خوب میشه
انقدر ساده نگیر
با این سنم تا به حال پامو تو بیمارستان نذاشته بودم
می دونی که چقدر از عمل کردن میترسم
آدمو مجبور می کنه یه حرفو چند بار تکرار کنیم
بابا عملش خطرناک نیست
دکتری که الان رفت یکی از بهتریناست
خب؟
جنابعالی که از خواب ناز بلند بشی
می بینی اینجا تو این اتاق گرفتی لم دادی
مامان، هر عملی که باشه باید خودتُ آروم کنی
انقدر نگو می ترسم و نگرانم
مامان - اومد -
وقت عمله
باشه
جونگ هوان
نگران نباش، خوب میشی
خوب میشی
جونگ هوان
مامان
همه چی خوب پیش میره خودتو نگران نکن
خوب میشین ، مادر
فقط بگیر خواب، همه چی تموم میشه خودش
*تقديم به تمام پارسي زبان هاي سراسر دنيا پرشين دريم تيم تقديم ميکند* "Neginell - DoNyA" :مترجم
خسته شدی بابا
یکم بشین
پدر کجاست؟
رفته غذا بخوره؟
... بابام اگه غذاشو سر وقت نخوره
فکر می کنه مصیبت الهی نازل میشه
نمی دونستم بابات انقدر سنگ دله
می خوام بهت جایزه بدم
دیروز خیلی باحال بودی
نه بابا
... چرا، کار خوبی کردی که
از مامانت دفاع کردی
حقته که جایزه بگیری
مرسی
میگم، از کِی بابات انقدر به مامانت بی اعتنا شد؟
همیشه همینجوری بود
... وقتی خبرنگار بود، گفتم شاید
بخاطر کار و بار و تحقیقاتش سرش شلوغه
حتی بعد از بازنشسته شدنش
بازم همونجوریه
برای همینم فکر می کنم مامانم به جاش
خیلی به من وابسته شده و به من تکیه می کنه
حالا یکم مامانمو درک می کنی؟
حالا با یه دلیل قطعی، درکش می کنم
... ولی
درک کردن با قبول کردن برابر نیست
درسته، می فهمم
فکر کنم عمل تموم شد
آره - بریم -
خسته ای ، نه؟
می خوای بری خونه؟
خودتم خسته ای
بیا بابات که اومد ما بریم
حالا کجا رفته؟
بهش زنگ بزن
بزنم؟
... بابا کجا بودی که تا الان
بابا
رفته بودی سونا؟
... خیلی خسته کوفته بودم
یه سر رفتم اومدم
... حالا پشت در اتاق عمل صبر می کردیم که
چیزی فرق نمی کرد
عمل خوب پیش رفت؟
آره، خوب پیش رفت
همینجور فعلاً خوابه
تازه، دیگه ماهم میریم خونه
باید فردا بریم سرکار
خودم فردا بعد از ظهر میام
پس شما تا فردا اینجا بمون
می خوای من اینجا بمونم؟
... نا سلامتی زن شماست که مریضه
انتظار دارین کی پیشش بمونه؟
... شما قیم قانونی و
شوهرش هستین
گفتم خودم فردا بعد از ظهر میام می برمش خونه
باشه خب
با هم فرق می کنن
... بابایی که من پیدا کردم
بابای خودم نیست؟
یعنی اشتباه کردم؟
پس چرا گفت بابای منه؟
چرا منو تو خونه ش راه داد؟
نه، نه، با عقل جور در نمیاد
... مشترک موردنظر
مامان، می دونی این مردِ تو عکس کیه؟
به چی می خندی؟
مقاله های آن جونگ هی؟ - بله -
همشون چیزای خوب دربارش نوشتن
داره خوب اسم در میکنه
چه وفاداری ، هنوزم هواشو داری
خب من قبلاً مدیربرنامه ش بودم
... برو از اتاق لباس ، لباسای سونگ جون رو
واسه عکس برداری بگیر
چشم
عالیه
هیچکس به قضیه بابا و خبر قرارگذاشتنش اهمیت نمیده
و همه چیز درباره بازیگریشه
... کامنتا رو
همشون دارن چیزای مثبت از بازیش میگن
... نکنه تو
از این وضعیت بی معنی خبر داری؟
... پدری که بعد از 35 سال پیداش کردم
ممکنه پدر خودم نباشه
یعنی دیگه من و تو هیج ربطی بهم نداریم؟ ... پس
اشکال نداره که دوسِت داشته باشم؟
عالیه
پس باید خوشحال باشم؟
حواست به جلوت باشه
ممنون
چم شده؟
خیلی شوکه شدم
چه وضعشه
شانش آوردی یه بیمار وقتش کنسل شد
دفعه بعدی زنگ بزن بعد بیا
چی شده؟
پشت تلفن انگار خیلی کارت ضروری بود
... من فقط خیلی
گیج شدم
... یه نفرو دیدم ولی
... مطمئن نیستم که اون
همونیه که می خواستم ببینمش
واضح تر بگو
اون جای زخمی که باید رو کمرش می بود ، اونجا نیست
حافظه شم با عکسا و چیزای دیگه جور نیست
ولی نمی تونه یه نفر دیگه باشه
عمراً نمی تونه آدم دیگه ای باشه
... خودت گفتی که خاطره ها می تونن
بخاطر گذر زمان از یاد برن ... ولی جای زخمی که
سی و شش ، سی و هفت سال پیش به وجود اومده
... با گذر زمان همش
نمی تونه محو بشه
امکانش هست
میشه جراحیش کرد که جاش بره
می تونه اینجوری باشه
ولی اگه اینجور نباشه
هرچقدرم که زمان بگذره
فکر نکنم یه زخم کاملاً طبیعی محو بشه
مردایی که تو این دوتا عکس ان می تونن یه نفر باشن؟
بنظر میاد دو نفر متفاوتن
بعضی ها تو عکسا ممکنه یه جور دیگه بیفتن
یکی هم بهم گفت تو بعضی از عکسا خیلی فرق می کنم
بعضیا اینجوری هستن
ولی حافظه هاشون که باهم یکی نیست
زخم هم که نداره
و تو عکس هام فرق می کنه
عجیب نیست؟
سه جور بی قاعدگی تو این مرد دیده میشه
بنظرت طبیعیه؟
... اگه من جات بودم، فکر نمی کردم
این دو نفر یکی باشن
حالا کی هست؟
ممنون، دیگه برم
یکم میوه بخورین
میوه بخورین - ممنون -
بفرمایین - ممنون -
مامان، باید بهمون میگفتی دعوت شده بودی
اون وقت همه مون میومدیم حمایتت می کردیم
مامان نمی ذاشت ، منم نشد بگم
واای، مامان بزرگمون چقدر باحاله رفته تو تلویزیون
وایسا ببین چقدر خوب بوده
واقعاً؟ تا کجا پیش رفت؟
نپرس
مین ها، چی بهش میگن؟
اسپویلر ، مامان بزرگ - آره، همون -
شروع شد ، ساکت
شرکت کننده بعدی، از اگوم-دونگ سوون هستن
کیم مال بون، خوش اومدین
مامان بزرگ آرایش نکردی؟
باید بهم میگفتی
واقعاً؟
چرا ازم نخواستی بهت لباس بدم؟
ساکت باش زن، الان نوبتشه
من - کیم مال بون؟ -
دل و قلوه نیست؟
دل و قلوه، درسته
گفتم الان اشتباهه
No comments yet. Be the first to leave one.