The Strain

The Strain

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 4

릴리스 정보

The Strain - Season 4 - All Episodes - HDTV
다음의 해설 Nadernariman
اسم گذاری ، مرتب سازی و جمع آوری

태그

HDTV
hdtv
HD
게시일: 2018-05-16
다운로드: 51
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫آنچه گذشت...

‫چرا، ارباب بزرگ

‫به بدن اون وارد شدی؟

‫یه حیله‌ی ضروری بود و الان

‫تمامی دانش پالمر و خاطراتش ‫رو در اختیار دارم

‫این میزبان جدید خیلی سودمنده

‫مواظب مادرت باش، مرد جوان

‫باشه، آقا

‫بابا؟

‫مامان!

‫ازت متنفرم!

‫هی، اینجا نخواب

‫نباید توجه بقیه بهمون جلب بشه

‫به مرکز آزادی فیلادلفیا خوش اومدین

‫لطفاً در صف بمونید

‫و کارت شناساییتون رو در دست داشته باشید

‫برای واجد شرایط بودن، باید همه‌ی اهداهای خون

‫جدید و به روز باشن

‫مشارکت برای فردایی بهتر

‫به مرکز آزادی فیلادلفیا خوش اومدین

‫لطفاً در صف بمونید

‫و کارت شناساییتون رو در دست داشته باشید

‫برای واجد شرایط بودن، باید همه‌ی اهداهای خون

‫جدید و به روز باشن

‫مشارکت برای فردایی بهتر

‫به مرکز آزادی فیلادلفیا خوش اومدین

‫لطفاً در صف بمونید

‫و کارت شناساییتون رو در دست داشته باشید. ‫برای واجد شرایط بودن

‫باید همه‌ی اهداهای خون ‫جدید و به روز باشن

‫لعنتی!

‫پارتنرشیپ

‫ما پشت شماییم

‫هیچکس بلاهای روز گرفتگی رو ‫فراموش نخواهد کرد

‫باهم عزا گرفتیم. ‫به زندگی ادامه دادیم

‫الان، 9 ماه بعد، به یک عصر جدید قدم می‌ذاریم

‫به لطف همکاری که قلبِ پارتنرشیپه

‫موقعیت کار فراوان شده، ‫پناهگاه تضمین شده

‫معاش فراهم شده ‫و در مراکز آزادی ما

‫تیم‌های تخصصی مراقبتی و پزشکی

‫برای خدمت به شما حاضر و مشتاقن

‫فقط سر موقع خون اهدا کنید

‫تا بدون هیچ هزینه‌ای ‫سلامت همگانی داشته باشید

‫به لطف اثرات زمستان هسته‌ای

‫اشعه‌های ماورا بنفش زدوده شد

‫همکاران استریگوی ما دیگه

‫لازم نیست به تاریکی روی بیارند

‫این تعادل جدید معنیش اینه که

‫الان دیگه می‌تونم با یاری

‫و همکاری با هم یه جامعه‌ی جدید

‫- برای همه‌مون خلق کنیم ‫- می‌دونم سخته که

‫از خونواده‌ام خدافظی کنم ‫ولی با بِ مثبت بودن...

‫می‌دونم که کمک حیاتی‌ای به

‫پارتنرشیپ می‌کنم تا مطمئن بشه ‫که همه بتونن

‫زندگی سالم و پرباری داشته باشن

‫بیشتر از ارزشی که داره ‫فداکاری می‌کنه

‫ما نظم و رهبری داریم

‫و البته قولِ یک آینده‌ی بزرگ

‫پارتنرشیپ

‫به سوی آینده‌ای بهتر برای همه‌ی ما

‫ترجمه از رضا و سمیرا ‫Sorrow , DeathStroke

‫یه بار دیگه مونده. ‫حله

‫میشه کمک کنی؟

‫- فقط همین رو داشتم ‫- خیلی خب

‫- سلام کارل ‫- اون پشته

‫- سلام ‫- سلام

‫صحیح

‫فیلیز به طرف متز

‫- 7-5، پایین پنجمی ‫- متزت داره برمی‌گرده

‫- جفت! ‫- بیخیال بابا!

‫تجادا توی نقطه سه می‌مونه

‫- بازی فیلیز رو کاغذم بده ‫- خب، خوبه که

‫بعضی چیزا بعد از آخرالزمان هم همونطوری می‌مونن

‫- چی شد به این زودی اومدی اینجا؟ ‫- سوختم تموم شده

‫جدی؟ ‫نیک، همونی که برام پروپان میاره

‫امروز عصر برمی‌گرده

‫وقتی میاد باید اینجا باشی. ‫زود تموم میشه

‫خب، به گمونم می‌تونم عصرونه‌ام ‫رو بیخیال بشم

‫کار می‌گیرم

‫اینجا یه کار دارم

‫اگه یه کم بیشتر کار می‌کردی

‫می‌تونستی بهترین دغل باز فیلادلفیا باشی

‫هر خورد و خوراک مفتی‌ای

‫که دلت بخواد. هیچکس نمی‌خواد بره به

‫- یه مرکز آزادی ‫- سه چهارتا می‌خوام

‫این یکی... انگار برای معامله، مشروب داره

‫اون آپارتمان سلطنتی ریتن‌هاوس رو که می‌شناسی؟

‫اون ساختمون توی میدون؟

‫آره

‫- جایی که همه‌ی استریگوی‌ها زندگی می‌کنن؟ ‫- خب؟

‫امروز یه کامیون تانکردار دیدم ‫که عقب پارک شده بود

‫تعداد زیادی استریگوی هم ‫ازش محافظت می‌کردن

‫وصلش کردن به لوله کشی ساختمون

‫- و پر از خون کردنش ‫- بیخیال

‫لازم نیست اینا رو بدونم

‫نمی‌خواستن کسی ببینه

‫برای همین بود که نگهبان گذاشته بودن

‫باید بیشتر مراقب کنجکاویت باشی، دوست من

‫هنوزم باورم نمیشه که شکست خوردیم

‫استریگوی 10، بشر 0

‫پایین نقطه نهم

‫می‌دونی یوگی چی گفته؟

‫- "تا وقتی تموم نشه، تموم نشده" ‫- خیلی هم تموم شده

‫نتونستی!

‫هی! بشین!

‫می‌بینم که از اسباب بازی جدیدت لذت می‌بری

‫ارباب امروز یه کاری برات داره

‫که چیکار کنم؟

‫این یه اسلحه‌ی سوکوم مارک 18ـه

‫بگیرش

‫خشابش 30 گلوله می‌خوره

‫باید باهاش چیکار کنم؟

‫میریم بیرون بگردیم

‫اما قبلش، خون سفیدت رو باید بخوری

‫آروم، آروم

‫برای دعوا نیومدیم

‫همونطور که گفتم، پسرا ‫ما برای دعوا نیومدیم

‫برای معامله اومدیم

‫می‌خواد معامله کنه

‫می‌خوای زنت رو معامله کنی؟

‫اسمم واسیلی فته. ‫اینم شارلوته

‫لهجه‌ی روسی داری؟

‫هی، بچه ناف نیویورکم

‫- نیویورک نابود شده ‫- نه

‫یه شایعه‌ست

‫منفجر شد ولی هنوز سر همه

‫راستش برام اهمیتی نداره

‫من 80 مایلیِ غرب اینجا زندگی می‌کردم

‫دنبال بومی‌هایی می‌گردیم که اطلاعات دارن

‫دنبال یه تأسیسات دولتی هستیم

‫- چه جور تأسیسات دولتی‌ای؟ ‫- موشکی

‫شنیدم که یه چند تایی این طرفا هست

‫و بعضی‌هاشونم هنوز تو انبارشون موشک دارن

‫این بابا که لهجه‌ی روسی داره

‫می‌خواد آدرس یه تأسیسات موشکی رو بگیره

‫گوش کن چی میگم

‫این 9 ماهِ گذشته خیلی چیزا دیدم

‫ولی اینکه شما دوتا همینطوری

‫غیر مسلح اومدین اینجا...

‫وای، مثل آب خوردن می‌مونه

‫ببین، دوست من

‫یه دشمن مشترک داریم، خب؟ ‫اونا هستن، خون آشام‌ها

‫ما یه طرفیم، باید به هم کمک کنیم

‫درواقع، دعوا کردن باهم ‫باعث شد وضعمون این بشه

‫تو چشمای خوشگلی داری

‫نمی‌دونم چی تو فکرته، رفیق

‫ولی میگم این کارو نکن

‫باید ما رو به کمپت ببری

‫بعدش تو رو می‌کشم و زنت رو برمی‌دارم

‫و تو هم هیچ غلطی نمی‌تونی بکنی

‫یه چیزو راست میگی

‫از بین حرفایی که زدی...

‫- خب؟ ‫- اون چشمای خوشگلی داره. آره

‫اون چه کوفتیه؟

‫منو یه اهریمن در نظر بگیر

‫از یه کتاب خوب

‫الان می‌خوای بهمون کمک کنی؟

‫بارشون بزن!

‫- چطور پیش رفت ‫- نه چندان خوب

‫تنها کاری که کردیم

‫کشتن چند نفر دیگه بود

‫- هر چی می‌خواین بردارین ‫- داری بی‌صبری می‌کنی، آقای فت

‫آب بردار

‫خب، شش ماه تو بیابون

‫به دنبال سوراخ‌های خالی تو زمین

‫پدا نکردن هیچ سوراخی تو زمین

‫و خوردن خرگوش

‫درحالی که موندم کسی واسه شام ‫خلاصم می‌کنه یا نه؟

‫نه بابا، اصلاً هم بی‌صبر نشدم

‫خیلی بهم گوش می‌گذره، زاده

‫هر وقت بخوای می‌تونی کنار بری

‫نه، نمی‌تونم. چون من جا نمی‌زنم!

‫نق می‌زنم ولی جا نمی‌زنم

‫معلومه یه تفاوت معنایی بزرگ داره

‫تو، همیشه تو یه حال کوفتی هستی

‫شاید منم باید همین حالت رو امتحان کنم

‫نظرت چیه، زاده؟

‫هنوز سیلوی زنده‌ای هست؟

‫یا استریگوی و همدست عوضیشون

‫موشک‌هایی که هنوز شلیک نشدن رو

‫- پیدا کردن؟ ‫- اگه موشکی باشه...

‫پیداش می‌کنیم

‫خب. گپ خوبی بود

‫هی، کافر

‫این خوشگله رو ببین

‫مهمات بیشتری واسه این هست؟

‫هی

‫ممنون

‫همچین روزایی...

‫برام سواله جهنمه یا نه

‫اینکه مدام دنبال چیزی باشی که...

‫ممکنه حتی وجود نداشته باشه

‫فکر نکنم این جهنم باشه

‫به نظرم بغل جهنمه

‫خب، ممنون که بدبختی افراطیم رو خراب کردی

‫می‌خواستم یه مدت تو این فکر باشم ولی...

‫بچه‌هامون، آینده‌مون

‫- کیه؟ ‫- دکترم. نیل منو فرستاده

‫اسلحه رو بذار کنار ‫وگرنه میرم

‫- تو چی؟ ‫-پیش خودم نگه می‌دارم تا وقتی مطمئن بشم اینجا امنه

‫من راس هستم. اینم همسرم کارنه

More Farsi Persian subtitles for The Strain

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left