The End

The End

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

The End 2024 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264
다음의 해설 Highbury
🆔 Ali_Master & Highbury | FilmKio.Com 🆔

태그

webdl
게시일: 2025-01-10
다운로드: 114
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 142줄입니다.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫«پایان»

‫وای نه

‫وای نه، کابوس دیدی؟

‫چی شد؟

‫بهم بگو

‫نه، فقط تشنمه

‫چراغ روشن باشه بهتر می‌بینی، نه؟

‫ببخشید، داشتم کارمو تموم می‌کردم

‫- میرم تا راحت باشی، بابا ‫- هی، نگاش کن

‫برامون آماده‌ای؟

‫حتما، کارمون تموم شده، داشتیم...

‫زودتر همدیگه رو دیدیم تا ‫در مورد منبع هوا حرف بزنیم

‫به نظر خیلی قشنگه

‫پس تو اینجایی. داشتم...

‫- می‌خوای با بابات صبحونه بخوری؟ ‫- نه، من...

‫با مامانت میری شنا، نه؟

‫- بله ‫- ولی اول...

‫نشونش بده با گل‌ها چی کار کردی

‫ما رو ببین، منظره قشنگی نیست؟

‫28:10!

‫از رکورد دیروزت سه ثانیه سریعتر نیست؟

‫عجب!

‫اوه

‫ها

‫اه

‫یه ذره...؟

‫خب، یه ذره...

‫زیادی رنگارنگه

‫مگه نه؟

‫متاسفم

‫خب، من...

‫می‌خواستم بگم چرند

‫خب، نه اینکه چرند باشه، ولی...

‫یه ذره مسخره و بنجل ـه، نه؟

‫- پس دوستش داری؟ ‫- آره!

‫تو هم دوستش داری، نه؟ ‫آخه بازم یه شاهکاره

‫- یه شاهکار چرند ‫- آره

‫فکر کنم این بهترین بهارمون باشه

‫اوهوم

‫ممنونم، ممنونم

‫این دیوار، تیره‌تره؟

‫نسبت به کدوم؟ ‫همه‌ش یه رنگه

‫به خاطر تضاد رنگی ـه

‫ابرها خیلی روشنن

‫بیخیال، خیلی خوب کار کردی

‫- سوراخ موشی که توی مدرسه باله داشتی رو یادته؟ ‫- خدای من

‫مجبور بودم بهت یاد بدم ‫چطوری توی دیگ سوپ بشاشی

‫شاید اگه بهش زل نزنم

‫آره

‫آخه...

‫نه، متاسفم، اگه یه ‫چیزو یاد گرفته باشم...

‫اینه که جزییات رو باید جدی بگیرم

‫- مامان، خیلی جزیی ـه ‫- ولی جزییات بدترن

‫چون همیشه سعی می‌کنی ‫دوباره پیداش کنی

‫آتیش هنوز داره زبانه می‌کشه ‫و وقتت تموم شده

‫تا 90 ثانیه دیگه هیچی نمی‌مونه

‫87، 86...

‫85 و اون هنوز داره نفس می‌کشه

‫اول آتش خاموش‌کن رو بیار. ‫باید اول آتیش رو خاموش کنی

‫و تو افتادی روی زمین

‫نه، مادرتو نجات بده. ‫برو، مادرتو نجات بده

‫زود باش، نجاتش بده

‫- اون منطقه هنوز توی آتیشه ‫- از روی شعله‌ها پریدم

‫یه شعله بزرگه. حالا تو آتیش گرفتی

‫باید دراز بکشی. لطفا

‫چی کار می‌کنی؟ اون خالیه

‫- تا 15 ثانیه دیگه، اون می‌میره ‫- کجا میری؟ - اینجام

‫نه، ولش کردی. و بابات آتیش گرفته

‫- نه. ‫- این یعنی خداحافظ، مامان

‫اینجا هم کار تمومه

‫- فایده‌ای نداره ‫- نه، اوردمش بیرون

‫- نه، گرفتمش ‫- هیس، آروم باش

‫- بابا هم مُرد ‫- عیبی نداره

‫- بذارم زمین ‫- بابات مُرده

‫مادرتو ببین

‫مادرت مُرده

‫همه مُردن

‫شکست خوردی. همه مُردن

‫همگی مردیم

‫از تخت پریدم بیرون، برای یه روز ‫جدید در زمینه تولید انرژی هیجانزده بودم

‫در اندونزی، ما پایه و اساس کشور بودیم...

‫میلیون‌ها نفر رو از ‫فقر و بیماری نجات می‌دادیم

‫زیباست

‫برای همین وقتی شورشی‌های ‫تروریست پالایشگاه ماتاپوی ما رو گرفتن...

‫نتونستم نادیده‌ش بگیرم. ‫به اون آدم‌های باشرف مدیون بودم...

‫تا بجنگم، چشم در برابر چشم

‫به ژنرال ادی زنگ زدم و درخواست ‫پشتیبانی هوایی کردم. خدای من، اومد!

‫مسلسل‌ها شلیک شد...

‫تروریست‌ها تا به خودشون اومدن ‫دیدن اجسادشون داره تیکه پاره میشه...

‫نه

‫اول از همه، نقض حقوق ‫بشر رو محکوم می‌کنم

‫نه، می‌دونم

‫- فقط... ‫- ولی در نگاه تو چنین آدمی هستم؟

‫من، من...

‫همینو بهم داد

‫تمام مقاله‌ها رو بهش دادم

‫حتما این چیزیه که رسانه‌ها...

‫هی. بذار ببینم‌شون

‫اینا همه‌ش دروغ هستن

‫پسرم چطور باید بنویسه اگه...

‫تفاوتش رو نمی‌دونه!

‫همه‌ش...

‫همه‌ش پر از خون و خشونت ـه

‫یه داستان متفاوت می‌نویسم

‫اه...

‫نه

‫ببخشید

‫امروز یه بخش سخت بود...

‫ولی فکر کنم داره تصویر ‫بزرگتر رو می‌بینه

‫خیلی عالیه

‫بهش نگاه می‌کنم...

‫مردی که داره بهش تبدیل میشه

‫خوب از آب درمیاد. مطمئنم ‫همینطور میشه

‫آره

‫خوابت نمی‌بره؟

‫هیچ کاری نمی‌تونم بکنم

‫وقتی تام داشت می‌مرد و می‌دونستی ‫قراره تنها بشی، چطور تحمل کردی؟

‫مست کردم. خودت که می‌دونی

‫ولی تام و من دوران خوش ‫خیلی زیادی داشتیم

‫و حالا تو رو دارم

‫متوجهم داری چی کار می‌کنی

‫فقط...

‫فقط چون قبل از خوردنش ‫یه ذره باید مکث کنی...

‫معناش این نیست که آدم‌ها متوجه نمیشن

‫مامانت متوجه میشه

‫فقط سیگارهامو ندزد

‫اون شوخی چطوری بود؟

‫همون که تام به دکتر گفت ‫وقتی موهاشو از دست داد...

‫و هر دو کچل شدن؟

‫منظورت اونه که میگه...

‫خب، دکتر، سرت از آینده ‫من خیلی روشنتره؟

‫چطور دکتر از شنیدن این حرف ناراحت شد؟

‫دکتر...

‫اسمش چی بود؟

‫تعداد...

‫دکترها خیلی زیاد بود و...

‫گاهی فکر می‌کنم...

‫همین اونو کشت

‫ولی همیشه می‌دونست کنارشم

The End subtitles in other languages

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left