처음 200줄입니다.
کــاری از : امــیــرآمـریــکــن AmirAmerican
سلام
اسم من استفن هاوکینگ هست
فیزیکدان، اخترشناسی
و یه چیزی مثل رویاپرداز
گرچه من نمیتونم حرکت کنم
و باید از طریق یه کامپیوتر حرف بزنم
در ذهنم آزادم
آزاد برای جستجو کردن
عمیقترین سوالات کیهان
در کنار همه اونها
آیا اینجا خدایی هست که کیهان رو آفریده و اون رو کنترل میکنه
از سیارات و ستاره ها گرفته
تا من و شما؟
یافتن پاسخ به یه سفر احتیاج داره
سفری در بین قوانین طبیعت
من فکر میکنم جواب های این معما
در تاریخ نهفته است
که جهان چگونه ساخته شده و واقعا چگونه کار میکند
ببینید
من اخیرا کتابی منتشر کردم
که میپرسه آیا خدا جهان را خلق کرده
این دلیل یک خلق است
مردم ناراحت شدن که یه دانشمند
همه چیز را از مذهب نمیابد
من هیچ تمایلی ندارم که به کسی بگم باید چه چیزی رو قبول داشته باشه
ولی برای من پرسیدن اینکه آیا خدا وجود داره
یه سوال معتبر برای علمه
به هر حال، این خیلی سخته که به
یه معمای پایه ای تر و مهمتر از این فکر کنی
تا اینکه چه کسی جهان را ساخته و مدیریت میکند
قبلا جواب همیشه ثابت بود
خدا همه چیز را ساخته
جهان جای ترسناکی بود
پس حتی مردی به سختی وایکینگ ها
به موجودات فراطبیعی ایمان داشتند
تا بتوانند پدیده های طبیعی مانند
رعد و برق
یا طوفان رو با عقل جور در بیارن
خدای دیگر بنام اگیر، باعث ایجاد دریاهای طوفانی میشد
ولی خدایی که اونا بیشتر از همه ازش میترسیدن اسکول نام داشت
اون مسئول اتفاق ترسناک طبیعی بود
که همکنون ما اون رو خورشید گرفتگی مینامیم
اسکول خدای گرگی بود که توی آسمان زندگی میکرد
بعضی اوقات، میتونست خورشید رو بخوره
که دلیل زمان ترسناک تبدیل روز به شب بود
زمانی که هیچ دلیل علمی وجود نداشت
تصور کنید چقدر آزاردهنده بوده
که ببینی خورشید ناپدید شد
وایکنیگ ها جوابش رو با تنها راهی
که با عقلشون جور در میامد انجام میدادن
اونا تلاش میکردن تا گرگ رو بترسونن
وایکینگ ها معتقد بودن که حرکات اونها
دلیل بازگشت خورشیده
البته که ما الان میدونیم هیچ ربطی به اونها نداشته
به هر حال خورشید دوباره پیدا میشد
معلوم شد که جهان
اونقدری که به نظر میاد معمایی و فراطبیعی نیست
ولی این جرعت بسیاری بیشتری از شجاعت وایکنیگ ها میخواد
که حقیقت رو جستجو کنی
فانی های مطلقی مثل من و شما
میتونن متوجه بشن که طبیعت چطور کار میکنه
این خیلی وقت قبل از وایکینگ ها فهمیده شده بود
در یونان باستان
در حدود 300 سال پیش از میلاد مسیح
فیلسوفی بنام آریستارخوس که مجذوب خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی بود
خصوصا ماه گرفتگی
او اینقدر شجاع بود تا بپرسد
که اینها واقعا بخاطر خداست
آریستارخوس یه پیشرو علمی حقیقی بود
اون محتاطانه بهشت ها رو مطالعه میکرد
و به یک نتیجه گیری برجسته رسید
اون متوجه شد که خسوف و کسوف در واقع حاصل سایه زمین هستند
که روی ماه میافته
و نه یه پدیده فراطبیعی
آزاد شده توسط این دست آورد
اون به خودش اجازه داد تا درباره
چیزی که توی سرش بود کار کنه
و دیاگرامی از رابطه واقعی
خورشید
و زمین
و ماه بکشه
از اینجا، او حتی دست آورد های مهم دیگری نیز داشت
اون متوجه شد که زمین مرکز عالم نیست
برعکس چیزی که بقیه فکر میکردند
و در عوض خورشید رو پیشنهاد داد
درواقع، رسیدن به این نتیجه گیری
خسوف و کسوف رو توضیح میداد
زمانی که ماه سایه خود را روی زمین میاندازد
که خورشید گرفتگی نام دارد
و زمانی که زمین ماه را در تاریکی فرو میبرد
که ماه گرفتگی نام دارم
ولی آرستاخوس حتی از این هم فراتر رفت
او پیشنهاد داد که ستاره ها چسبیده به سقف بهشت نیستند
اونطوری که معاصرانش فکر میکردند
اما این خورشید ستاره ای مثل ستاره های دیگر است
که فقط بقیه در فاصله خیلی دورتری قرار دارند
چه کشف شوکه کننده ای بوده
کیهان یه ماشینه
که توسط قوانین کنترل میشه
قوانینی که میتونن توسط مغز انسان فهیمده بشن
من معتقدم رسیدن به این قوانین
بزرگترین دستاورد نژاد انسان بوده
چون این قوانین طبیعت همونطوری که از اسمشون پیداست
به ما میگن که آیا ما خدایی احتیاج داریم
تا کیهان رو توضیح بدیم
برای قرن ها، باور این بوده که افراد معلولی مثل من
بخاطر نفرین خدا به این شکل درآمده اند
زمانی که فکر میکردم این ممکنه
که من کسی رو اون بالاها ناراحت کردم
من ترجیح دادم فکر کنم
که همه چیز میتونه به یه شکل دیگه توضیح داده بشه
از طریق قوانین طبیعت
خوب، قوانین طبیعت دقیقا چی هستن
و چرا اینقدر قدرتمندند؟
من با یه بازی تنیس بهتون نشون میدم
تنیس توسط دو نوع قانون کنترل میشه
یه نوع ساخته انسانه
که قوانین بازیه
اونها چیزیهایی مثل اندازه زمین
ارتفاع نت
و اینکه چی تعیین میکن که یه شوت توئه
یا یه شوت بیرونه رو مشخص مکنن
این قوانین میتونن توافقی تغییر کنن
اگر که تنیس بازان بخواهند
ولی قوانین دیگه که در بازی بکار میره
ثابت و تغییرناپذیر هستند
اونها چیزی که برای توپ وقتی که شوت میشه
اتفاق میافته رو مشخص میکنن
نیرو و زاویه راکت
چیزی که بعد اتفاق میافته رو دقیقا تعیین میکنه
قوانین طبیعت
توضیحی برای اینه که چیزها عملا چطور کار میکنن
در گذشته، حال و آینده
در تنیس
توپ همیشه همونجوری که بوده، میرفته
و اینجا یه عالمه قوانین دیگر هم هست
که هرچیزی که کار میکنه رو کنترل میکنن
از اینکه انرژی شوت چطور درون
ماهیچه های بازیکن ساخته میشه
و سرعت در چمن های زمین
زیر پای اونها
ولی چیزی که خیلی مهمه اینه که این قوانین فیزیکی
همونقدری که ثابتند جهانی هم هستند
اونا فقط در پرواز یک توپ کارایی ندارند
بلکه حتی در موقعیت یه سیاره هم تاثیرگذارند
و هر چیز دیگری در جهان
که غیر از قوانین در جهان ساخته شده اند
قوانین طبیعت نمیتوانند شکسته شوند
و به همین خاطره که خیلی قدرتمند هستند
و زمانی که از یک دید مذهبی به آنها نگاه شود
همچنین بحث برانگیز هستند
اگر شما هم مثل من قبول دارید
که قوانین طبیعت ثابتند
پس من دیگه جایگاهی برای پرسیدن
نقش خدا در جهان نمیبینم
این یه بخش بزرگ از تناقضی است
که بین دین و علم وجود دارد
و گرچه دیدگاه های من اخیرا در نظر گرفته شده اند
در واقع تعارضهای قدیمی هستند
برگردیم به سال 1277
پاپ جان بیست و یکم احساس خطر زیادی از طرف ایده قوانین طبیعت کرد
و اونها رو ارتداد تلقی میکرد
متاسفانه، این نتونست قوانین جاذبه رو تغییر بده
چند ماه بعد
سقف قصر ریزش کرده و بروی سر پاپ افتاد
ولی دین سازماندهی شده، بزودی یک راه پیدا کردند
که برای چند قرن آینده
بسادگی کارایی داشت
که قوانین طبیعت ساخته خداوند هستند
و خداوند میتواند آنهارا از بین ببرد اگر بخواهد
این دیدگاه از طریق
ایده اینکه سیاره عالی آبی ما هنوز مرکز جهان است
تقویت شده بود
که همه ستاره ها و سیارات به دور زمین میگردند
شبیه یه طراحی محتاطانه ساعت
ایده مخالف آریستاخوس
برای مدت زیادی فراموش شده بود
ولی انسان ها طبیعتا کنجکاوند
و بعضی همچون گالیلو گالیله
نتیوستند کمکی بکنند اما نگاهی دیگر به ساعت خدا انداختند
سال 1608 بود و در این زمان
نتایج میتوانست همه چیز را تغییر دهد
گالیله موسس علم مدرن بود
و یکی از قهرمان های من
او همچون من فکر میکرد که
اگر به اندازه کافی از نزدیک به جهان نگاه کنی
میتونی چیزی که دقیقا اتفاق میافته رو ببینی
برای مشخص شده بود که
او برای اولین بار لنز ها را کامل کرده است
که میتونست آسمان را تا 20 برابر نزدیکتر کند
محتاطانه، اون این وسیله را
به تلسکوپ توسعه داد
در خانه خود در پاودا
او از این تلسکوپ برای
مطالعه مشتری بهره برد
شب به شب
و یک اکتشاف خیره کننده انجام داد
سه نقطه کوچک بسیار نزدیک به سیاره غول پیکر
در ابتدا، او تصور کرد نقطه ها در واقع ستاره های بسیار ضعیف هستند
No comments yet. Be the first to leave one.