처음 200줄입니다.
براي خودت زندگي کن
کاري به دنيا نداشته باش
دستت بنده؟
اوهوم استاد سامبونگ مي خواد هر چه زودتر
معبدا اصلاح بشن
...من
مامانمو ديدم
چي؟
مامانمونو ديدم
چه جوري؟
مامانم
يهو سر راهم سبز شد
ولي نتونستم به بقيه بگم
نه به سامبونگ
نه به ارباب بانگ ون
حتي به داداشم هم
نتونستم بگم
بعدِ بيشتر از ده سال مامانمو ديدم
چي شنيدم؟
مامانو ديدي؟
دانگ سه- بگو ببينم-
چي داشتي مي گفتي؟
دانگ سه
... جونگ مونگ جو
واقعا خودِ مامان
اينو گفت؟
آره
گفت اينو به تو هم بگم
واقعا گفت
بايد عزيزترين کساتو ول کني
تا به هدفت برسي؟
آره
گفت اگه نمي تونم بايد بي خيال هدفم شم
فکر کنم راست مي گه
الان مي فهمم چي مي گفت
مامان گفت
موميونگ براي اون همه چيزه
براي همينم ما رو ول کرده
من از تو
کمتر به مامان وابسته م
براي من سخت نيست
اين حرفو نزن بون يي
اشتباه مي کني
نه
راست مي گم من واقعا برام مهم نيست
پس دليل مادرمون اينه
...استاد سامبونگ
استاد سامبونگ رو گرفتن
چطور ممکنه؟
ژنرال يي ديشب رفته
و برنگشته
اگه بابام بود نمي ذاشت اين اتفاق بيفته
حتما پوئن
از غيبت ژنرال سوء استفاده کرده
واقعا پوئن بابامو دور زده؟
بايد اول ژنرال يي رو پيدا کنيم
من هر جور شده پيداش مي کنم
حق با شما بود
پوئن رو حرفمون فکر مي کنه
بايد ازش حمايت کنيم
آره
مشکل ما ژنرال يي سونگ گيه
يعني واکنش يي سونگ گي
به دستگيري سامبونگ مهمه، آره؟
جونگ مونگ جو
مي تونه يي سونگ گي رو هم تحت کنترل خودش دربياره؟
يون يانگ
منو ببخش
اگه من دنبال تو نمي گشتم
اين اتفاق واسه بچه هات نميفتاد
تو الان بايد فرمانده بشي
يه گروه جمع کني براي حمله
نبايد بذاريم اونا زنده بمونن
چرا اين جوري به من نگاه مي کني؟
من الان نمي تونم به يوکسان حمله کنم
تشکيلاتمون نابود مي شه
چيزي نيست
داشتم به حرفات فکر مي کردم
که اين طور
براي اينکه کشور
برسه به آرامش دوران قبل از سقوط لي اين گيوم
پوئن بايد يي سونگ گي رو متقاعد کنه
بله. درسته
اول
از نزديک همه کاراي پوئن رو زير نظر بگيرين
باشه
بايد سامبونگ رو تبعيد کنيم
ولي
ژنرال يي و من توافق کرديم که
سامبونگ رو يه مدت بفرستيم استراحت
پس
اشکالي نداره تبعيدش کنيم؟
حتي اگه خودش از وزارت استعفا بده
تا وقتي توي گاگيونگ باشه با ژنرال يي همکاري مي کنه
حالا ژنرال يي که برگشت چي بهش بگيم؟
خودم يه کاريش مي کنم
شما فعلا حکم تبعيد سامبونگ رو امضا کنين
عاليجناب
بايد تا ژنرال يي نيومده
بفرستيم بره تبعيد
من خودم خيلي سريع و يواشکي ردش مي کنم بره
باشه
قلم دوات منو بيار
نيازي به شکنجه نيست
عاليجناب دستور تبعيد دادن
کجاوه رو آماده کنين
پس با ارابه نمي بريمش؟
نه آماده ش کنين
اطاعت
با من بيا
نمي دونستم
داري زيراب منو مي زني
من فقط
يه معلم کنفوسيوسي ام
که گرفتار سياست شدم و راه فراري هم ندارم
اگه دنبال راه فرار بودي
چرا نيومدي با من؟
مي تونستي تو نقشه من سهيم باشي
نه
من هيچ وقت
کودتا نمي کنم
من مي خوام
تو رو بکشم
که دوباره مثل يه شاگرد سر به راه کنفوسيوسي متولد بشي
بون يي رو پيدا نکردم
به جاش به باباي پال بونگ گفتم
گفتم بايد پخش بشيم و دنبال ژنرال يي بگرديم
منم به آقاي هونگ گفتم
چند تا سرباز بفرسته پيِ ژنرال
بون يي
چه خبر شده؟
استاد سامبونگ رو گرفتن؟
آره، تو جلسه دودانگ دستگيرش کردن
چي شد که اين جوري شد؟
ژنرال يي پس اونجا چيکاره بود؟
اون موقع نبوده هنوزم نمي دونيم کجاست
نکنه
بازم کار موميونگه؟
چرا مي پرسي؟- جواب بده-
داداش
هيچ کس نمي دونه
پوئن عضو موميونگه يا اونا از راه به درش کردن
ولي شک ندارم اين همون چيزيه که موميونگ مي خواسته
اگه بابامو پيدا کردي بهم خبر بده
چشم
بايد بريم ديوان محاکمات
مردم تو رو
به عنوان يه کنفوسيوسي مؤمن به ياد ميارن
که وقتي داشت تلاش مي کرد کشورشو نجات بده گرفتار شد
اين تنها راهه
مي دونم که تو هيچ وقت دست برنمي داري
کي مي تونه
همچين نقشه اي رو
ول کنه؟
پس
مي خواي
منو بکشي؟
تو هميشه مي گفتي
زندگي آدما وقتي معني داره
که در راه عدالت بميرن
يه نجيب زاده بايد جسمشو فدا کنه
تا عدالت محقق بشه
پس
بهتره
منو بکشي
و گرنه
خودت کشته ميشي
اون وقت
اين تويي که مردم به عنوانِ
يه کنفوسيوسي مؤمن فقيد ازش ياد مي کنن
چي؟
تبعيد؟
اين دستور پادشاه بوده
استاد سامبونگ رو دارن مي برن
جان؟
نمي دونم چه اتفاقي داره ميفته
يعني بابا کجا مي تونه باشه؟
شما گاري حمل زندانيا رو نديدين رد بشه؟
شما يه گاري نديدين؟- فکر نکنم-
شما يه گاري نديدين با يه زنداني؟
استاد سامبونگ که سند زمينا رو آتيش زد توش بوده
نديدينش؟
يادم نمياد
از اون طرف
بايد همين جاها باشه ولي من پيداش نکردم
من همين که خبر تبعيدو شنيدم رفتم دنبالش
ولي هيچ کجا نيست
حتما مخفيانه بردنش که نتونيم پيداش کنيم
اين چه وضعشه؟
نه بازجويي درست حسابي کردن نه اعترافي در کار بوده
چه جوري يهو فرستادنش تبعيد؟
اين جاده ميره به کوهستان
چه جوريه که هيچکي نديدتش؟
اگه واقعا
برات مهمه که تاريخ دربارت چي مي گه چرا اين کارو کردي؟
به خاطر دفاع از کشور
استاد سامبونگ ازت خواهش کرد
همه مقام و منصب هاي کشور جديد و بهت پيشنهاد کرد
من پُست و مقامي که
يه غاصب بهم تعارف کنه نمي خوام
No comments yet. Be the first to leave one.