처음 170줄입니다.
...فورویا
تو توی کوشین چی دیدی؟
فکر و خیالت هنوز تو بازی ای هست که مقابل هونگو داشتی؟
...کنترل، سرعت و تمرکز
.و توی نه دور فقط چهار چوب دادی
.تا حالا ندیده بودم به این خوبی پرتاب کنی
.ولی باختیم
.بخاطر امتیازایی که من دادم باختیم
.میخوام پرتابام بهتر از قبل بشن
...قلهی بلندتری توی سرته
داری تو مسیر پرخار و تیغ به خودت فشار میاری، آره؟
.شرمنده معطل شدی، ساوامورا
شروع کنیم؟
!آخه چی تو سرته؟
.دو ساعت منو زدی کنار
.نمیخوام زمین رو بهش بدم
.تصمیمش با تو نیست
.به عهده مربیه
.نصیحتهای خودت آویزه گوشت نیستن
ها؟
.اون دلش میخواست بیشتر پرتاب کنه
.آره درسته
.پیچرها موجودات پردردسری ان
.بخاطر همین قضیه باحال میشه
.نصیحتهای خودت آویزه گوشت نیستن
ها؟
.اون دلش میخواست بیشتر پرتاب کنه
.آره درسته
.پیچرها موجودات پردردسری ان
.بخاطر همین قضیه باحال میشه
مگه نه؟
!خیلی خب، شروع کنیم
!خیلی خب، شش تا دیگه
.وقتی واسه ساوامورا توپ بگیری بهتر میشناسیش
،شاید تو نگاه اول به نظر پرمدعا و پرسر و صدا به نظر بیاد
ولی از هر فاصله ای میتونه توپ رو .به سمت سینه ـت بندازه
.انگار کنترل توپش خوبه
چی باعث شد اینکارو بکنی، کوشو؟
.خیلی باحال شده
!ایول، گرم شدم
!من آماده ام، میوکی سنپای
قهرمان کشوری
امروز یاد بگیر هر لحظه را وقف کن
میخوای بازم توپ گیری کنی؟
.پس برو محافظ و ماسک بیار
!ساوامورا، چندتا توپ دیگه مقابل اوکومورا بنداز
.ها؟ حله، میخوام چندتا توپ امتحانی هم بندازم
هنوز اون حرف تو سرته؟
.امروز میخوام شماره 11 رو امتحان کنم
!باشه بابا
.صبور باش
،تمرکز کن، چون
.دست و پنجه نرم کردن با پرتابای ساوامورا سخت تر از پرتابای فورویاست
.تا حالا ندیدم گرفتن پرتابی اینقدر سخت باشه
جریان شمارهها چیه؟
.انگار انواع پرتابای شکننده ش رو شماره گذاری کرده
...ای بابا
.زیاد درباره شون نمیدونم
!اول با شماره 4 شروع کن
!شماره 4؟
.چهار درزی که میشه عین اسمش
.رو به بیرون و در مقابل یه بَتر راست دست
.دیگه مثل گرم کردنمون نمیندازم، اوکومورای جوان
...چشماشون
.بنداز ببینم
،انتظار میکشید
.بدون هیچ تردیدی
...فورویا، تو خوش شانسی که تونستی
...همزمان با ساوامورا
.به این مدرسه بیای
...حتی با اینکه نگاهشون فرق داره
!صداش به دلم نشست
.متاسفانه "بال" بود
!چی؟
.ولی بد نبود
.سبک توپ گیریش انعطاف داره
.آره
دستکش صدای خوبی میده و همین .باعث میشه که پیچر بهتر بندازه
.کوشو همیشه اونو بازیکنِ خوبی تصور میکرد
.تیم خوبین
.دوتا پیچرِ جالب دارن
.اصلاً شبیه زمانی نیست که با هم تمرین میکردیم
این یکی چطور بود؟
.این یکی استرایک بود
!آره دیگه
،تا لحظه آخر نمیشه رها شدن توپ رو فهمید
.و اونقدری که انتظار داری افت پیدا نمیکنه
.وقتی اولین بار واسش توپ گیری میکردم دستکشم اینطور صدایی نمیداد
!خیلی خب، حالا شماره 2 رو بنداز
.پرتاب دو درزی که شبیه شوت باله
دو درزی؟ تو بلدی اونو بندازی؟
...نه
!بگیر که اومد
.واکنشت خوب بود
.سریعاً خودش رو با اون پرتاب سازگار کرد
میشه چندتا دیگه بندازی، ساوامورا؟
و تو چی، اوکومورا؟
.من پایه ام
.بله لطفاً
!پس ادامه میدیم! شماره 7 رو بنداز
!کات دارِ پیشرفت داده شده
.پیشرفت داده شده چقدر باحالش میکنه
.هوم
.میوکی سنپای
چند تا پرتاب رو شماره گذاری کردین؟
.خب، خیلیاشون نقص دارن
نقص دارن؟
،طبیعتاً پرتاباش شکنندگیِ بالایی دارن
پس با عوض کردن چنگ زدنِ توپ .میتونه انواع پرتابا رو بندازه
تمام شیوههای چنگ زدن رو امتحان کردیم .و اونایی که باقی موندن رو شماره گذاری کردیم
تمام شیوهها رو؟
!تو تعطیلات بهم کمک میکرده
!میوکی سنپای به اینکه توپم جای دقیقی نمیره عیب نمیگیره
امروز یاد بگیر هر لحظه را وقف کن
منو چی فرض کردی؟
.معذرت بخواه بینم
،چنجِ آپی که با چنگِ محکم پرتاب میشه
،پرتاب بدون درزی که بدون لمس دوخت انداخته میشه
.و چهار درز و چنج آپِ معمولی
و همینطور اسپلیتری که بازیِ قبل امتحانش کرد ،ولی هنوز تو پرتابش ماهر نشده
و کات دارِ پیشرفت داده شده که .الان میخواد بندازه
.حواست باشه، اوکومورا .سختیِ توپ گیریت تو این لحظه خیلی بالا میره
...همون قدم عرضی و بعد دنباله رویِ کات دار
.بهمراه این نوع چنگ زدن
...حک کردن سوراخی تو سینهی
!بَتر راست دست رو تصور کن
...مستقیم
.فقط تو نیستی، فورویا
.فقط تو نبودی که خاک کوشین رو لمس کرد
.ببخشید، از دستم در رفت
!اونم به شکلی فوق العاده پیشرفت کرده
شایعاتی درباره تمرینات کلاس سومیا شنیده بودم ...ولی اینا دیگه
.توپ رو به تعداد خیلی زیاد تاب میدن
اینا فکر میکنن هزار بار تاب دادن چوب در روز ...و به مدت یک سال
.اونا رو تبدیل به خدایان چوب زنی میکنه
خدایانِ چوب زنی، آماهیسا سان؟
.آره، واقعاً به این حرف باور دارن
!هوی، کوسی
!خزعبلات به خوردِ این کلاس اولیا نده
.آخه من حال نمیکنم تو تمرینات موقعیتی واسه شما توپ بندازم
.حتماً باید جلوم خدای چوب زنی ظاهر بشه
!اگه چنین چیزی بود که منم میخواستم
!تو هم میخوای؟
.هایامین میتونه اداش رو دربیاره
.دیگه زیادی دارین تصورش میکنین
هایامین کیه؟
.خب دیگه، من رفتم
.خسته نباشین
کوهارا کازوتاکا سال اولی
.آماهیسان سان گفت که حال نمیکنه واسه اینا توپ بندازه
آبه یوسکه سال اولی
پس یعنی به ترکیب و اینکه کارشون رو انجام میدن باور داره؟
ترویی تاداشی سال اولی
...خدایانِ چوب زنی
!آهای سال اولیا! حرفاش رو جدی نگیرینها
.سال اولیا خوب دارن با تیم اخت میشن
شکست دادن تیم قدرتمندی مثل نیوگاکوشا .اعتماد به نفسِ بیشتری به بازیکنامون داده
،پارسال تابستون و پاییز شکستای تلخی داشتیم
.ولی همون باعث قوی تر شدنِ تیممون شد
.تو تعطیلاتم که حسابی ازشون کار کشیدی
.آره
.دیگه دورای آخر میشد جدا شدن روح آماهیسا از کالبدش رو دید
...ولی خب
.بعضی چیزا رو فقط با برد میشه بدست آورد
.تو این مسابقات اعتماد به نفسمون رو به دست میاریم و واسه تابستون آماده میشیم
خوابگاه روحیه سیدو
،اگه قراره بهترین تیمِ ژاپن بشیم .هنوز باید بعضی نقاط رو بهبود ببخشیم
اهداف شخصی : نذار دونده ای ،به بیس اول برسه
.جای من محکم باشه و متمرکز بمونم
.ضعفهای زیادی دارم
No comments yet. Be the first to leave one.