처음 200줄입니다.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »
تــرجمه از تــــــورج و اميــــــن STEFAŊ & lastshepherd
.هو، هو، سلام، همگي
.واقعاً کريسمسِ خوشي بود
!سلام، روستاييها
!هـــو
!ببخشيد! منو عفو کنين! ممنون
.سلام، گوزن کوچولو
!بيا يه خورده خوشيه کريسمس پخش کنيم
.من پري افسونگر ام
.من تو رو از همه خوشگلتر ميکنم
!پلينگ! هــورا
.ببخشيد، خانوم
،يه حشره تو بستني پسرمه
!و اون به حشره حساسيت داره
.بفرما، عزيزم. لذت ببر
!اوه، نه! دايناسورم فرار کرده
!پيدات ميکنم
شنيدي، رکس؟ - .يه خورده نگرانم -
!نه
واسه يه بار، بالاخره قراره به عنوان .يه دايناسور باهام بازي بشه
.اوه
.خودت رو آماده کن. بر نقش ساکن شو
.نبايد نقش دايناسور رو بازي کني
.بايد خود دايناسور باشي
.ولي من دايناسورم
.دقيقاً! حالا، برو اونجا و بدرخش
!ايناهاش
!پيشيسورسِ... وحشتناک
!اوه، نه! اون ميليونها تُخم گذاشته
.بلوپ، بلوپ، بلوپ
!رار
باني، آمادهي رفتن شو، باشه، عزيزم؟
!دارم ميام
.ادامه دارد
!هــو! حال داد
.طرز کار کردن مغز باني يه راز علميه
.تو يه دايناسور کوچولوي بينظير ميشي
.آفرين، پيشي - .من کاملاً متقاعد شده بودم -
.نميدونستم همچين استعدادي داري
...اوه، و، آم، نمايش مُشتري
.در ناهار ناراضيانهي پُشت ميز تو گيرا بود
.آو، نگران نباش، تريکسي
.دفعهي بعدي، شک نکن يه دايناسور ميشي
.اندي قبلاً هميشه مثل يه دايناسور باهام بازي ميکرد
.آره، منم همينطور
.اونقدرهام باحال نيست
من از کجا بدونم؟ - .نکتهي خوبيه -
عزيزم، چرا چندتا اسباب بازي نمياري تا با ميسون بازي کني؟
.فضاپيمام رو برميدارم
،وودي نوئل، روستايي، بابا گوزن ،بچه گوزن
.و پيشيسورس وحشتناک
.با قلبي باز به دنيا خوش آمد بگيد
!آغ
.يادت باشه مودب باشي
."لطفاً" و "ممنون"
.هي! برو طبقهي بالا، باني
.ميسون رو راحت ميشه پيدا کرد
!ميسون
ميسون؟
!واه! اوه، اردک
.واه. نزديک بود
...آم
.حتماً شوخيت گرفته
!اون واسه کريسمس يه کنسول آپتيموم ايکس گرفته
.هيچوقت نميدونستم ميسون از بازيهاي ويدئويي خوشش مياد
.متاسفانه، کنترلها فراتر از حدوديتهاي منن
محدوديتها دستبندهايي هستن .که ما به خودمون ميبنديم
!!ميسون
.اوه. سلام، باني
.واه! بايد اينو امتحان کني
!بيا
.اوه. باشه
!واه - !واه -
!کمک! کمک - !داريم سقوط ميکنيم -
!آه
!آه
!واه
!آه
همه حالشون خوبه؟
.گمونم اصلاً قرار نيست باهامون بازي بشه
خب، کي ميتونه سرزنشش کنه؟
.هيچکس نميتونه در مقابل آپتيموم ايکس مقاوت کنه
بچهها کجان؟
...ساکي و کُشتيگيرهاي کوچولو
و گروه نيروي عقاب کجان؟
به نظر مياد کُل عصر رو وقت داريم تا .دوستهاي قديميمون رو پيدا کنيم
.و شايد يه چندتا دوست جديد
.واو. ميسون واقعاً اين کريسمس رو ترکونده
.هيچکس انقدر حرف نداره
!قراره با چندتا اسباب بازي جديد آشنا بشيم
.هم هيجان زدهام و هم وحشت زده
." نبردسورسها، دايناسورهاي نهايي "
.عاشقشام
!اوه
!هي
!اوه
.بيا، پسر! بيا، کوچولو
!تريکسي
.يالا، گروه. بياين با همديگه بمونيم
!هي! يواش، رفيق
کجا داري ميري؟ - !تريکسي -
!هي، تريکسي
.بچهها، اين قرار بازي همين الآن خيلي جالب شد
.يه مجموعهي کامل، تازه از جعبه بيرون اومده
اهالي کجان؟ - آهاي؟ -
.هي، نگهباني محيط با سيستم حِس حرکت
.تاثير برانگيزه
.واه، ببينينشون
...اونا مثل دايناسور بعلاوه
.با زره و نيزههاي کوچيکِ قرمز هستن
.آروم باش، سگ کوچولو
،سريعا صحبت کنيد، بيگانگان ابله
.يا با شمشيره جنگيم زجر بکشيد
.اووه
،ما جنگجويان وحشي هستيم
مشتاقيم تا تشنگيه بيپايانمان .براي پيروزي را فرو بنشانيم
ها؟ ها؟
.اوه، خوب بود
.همه شديداً به قوانينشون متعهدن
کي آنجاست؟
!واه
.برو باهاش حرف بزن، کلانتر
.آه، خب. سلام، آقا
.اسم من ووديـه
.و، آه... هيچکس براش مهم نيست
اينها چه نوع دايناسور مهيبي هستن؟
.اوه - .اوه -
.درود. من رپتيلوس مکسيموس هستم
...و من، آم
.اوه، اسم من تريکسيـه. تريکسي
.تو مثل مادههاي ما نيستي
.اوه، تو هم يه گونهي منحصر به فردي
.حالا ميدونيم فسيلها رو کجا نگه ميدارن
.غريبهها از سرزمينهاي بيرونيِ بيرحم
.ما مسير زيادي را از قبيلهي دوردست باني سفر کردهايم
!هيس
.اومم
!آه
.پيشکشهايتان را بگذاريد و برويد
دايناسورها در شهر بزرگما خوش باش نيستند، کشيش دانا؟
.باشه، باشه. بده لباس خوب تنشون کنن
.زرههاشون برام مشوش هستن
!به سمت زره خانه
.خب، به گمونم من برميگردم
.منم باهات ميام
.واسه يه روز به اندازه کافي "شکسپير در پارک" داشتم
.هرجور راحتين. بعداً ميبينمتون
.به نبردآپليس خوش آمديد
.اوه، خوبه
.عاليه
.يه برآمدگي اينجا. يه فرو رفتي اونجا
.حالا، برو و شگفتانگيز باش
!اووه
...ريگون، اين الههي دايناسور رو
.در بهترين لباسي که داري افراط بنما
.هوم. از عاقبتش خوشم مياد
!اوه، ببينش
.يک کرباس سنگينيه يکپارچه براي آراسته شدن
.همينطوري حرف بزن
...تقارن يک همکمانان
.و چه محدبِ جلويي تنومندي
.تو خيلي فهميدهاي - .اوه، بله -
...من متخصص بالابردن سطح
.و پوشش دادن نبردسورسهاي بزرگ و کوچک هستم
!اووه
.خيلهخب. اونو برميدارم
.اوه، بله. البته - .و اون -
.کلاهک آزماکول - .خب، آدم هيچوقت نميدونه -
.دستکشهاي آهنين - !آره، خيلي خوبه -
.صفحات حِسي پُشتي - واسه من؟ -
.اوه، قطعاً
افسار نبردي آتش زا داري؟
اصلاً نيازي به پرسيدن هست؟ - .وصلشون کن، رفيق کوچولو -
گفته بودم چقدر داره بهم خوش ميگذره؟
.همچون شاخ بروي صورتت صاف است
کِي نوبت من ميشه؟
.ها! تو رو فراموش نکردم، برادر
!عاليه
واسه من آمادهاي؟
.اووه
خب؟ نظرت چيه؟
...بزرگان با کمال و افتخار هيجانانگيز
.بر اين نبردسور خيره ميشوند
.دقيقاً فکر ميکردم همينو ميگي
.هي، تريکسي
!تريکسي! ها
حالا کي يه دايناسور درندهست؟
!رار
.دايناسورهاي نهايي
.بياين. نبردآپليس منتظر است
.اين مجموعه بينظيره
.واقعاً ميتونم بهش عادت کنم
.يه چندتا عضله فيگور بده
تو يه مُشت زني، مگه نه، دادا؟
،ساختمونهاي ماقبل تاريخي ،ماشينهاي دايناسوري
.هرچيزي که اون قراره باشه
چي هست؟
،برج ترياس از روياي بزرگان
که از طريقش موجودات با فاصلهي دور ...از يک بُعد ديگر
No comments yet. Be the first to leave one.