Queer As Folk

Queer As Folk

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 5

릴리스 정보

Queer as Folk S05E03 720p WEB-DL x264-Pahe
다음의 해설 RainbowSubs

태그

webdl
게시일: 2025-05-25
다운로드: 34
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫- * یک، دو، سه، ‫چهار، پنج، شش *

‫* تکونش بده، رفیق *

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫- * فکر می‌کنی بتونی؟ *

‫* کاش می‌تونستی *

‫* منو با خودت ببری *

‫* چون من خوب بودم *

‫* لباس خوب پوشیدم *

‫* و دهن گنده‌مو بستم *

‫* و تمام شب‌هایی که ‫با هم بودیم *

‫* هیچ‌وقت نخواستی بدونی کجا *

‫* من سهم خودمو داشتم *

‫* ولی حالا تو با یه مشت ‫دیوونه تنها موندی *

‫* اون بالا *

‫- برات یه نوشیدنی بخرم؟

‫- گری گوس و آرسنیک.

‫- هی، این باید ویژه دو دلاری فردا شب باشه.

‫ما می‌سازیم، اوه...

‫حداقل، اوم، ‫شش دلار.

‫- من یه صفحه کامل تبلیغ تو مجله "اوت" خریدم.

‫کارت‌های ویترینی تو هر مغازه تو خیابان لیبرتی گذاشتم.

‫حتی پسرای رقصنده با شورت‌های تنگ داشتم

‫که بروشور پخش می‌کردن.

‫- با همچین تبلیغاتی،

‫باید صف دور ساختمون باشه.

‫- اوه، هستن. ‫تو پوپرز.

‫- نوشیدنی‌ها رو مهمان کن.

‫برای تلف کردن وقت ‫و استعدادمون.

‫- نمی‌فهمم چرا همه رفتن.

‫- این یکی از معماهای بزرگ زندگیه.

‫غوزه چطور می‌دونه کی باز بشه؟

‫پرنده چطور می‌دونه چطور پرواز کنه؟

‫- چرا همجنس‌گراها یه کلوب رو برای یه کلوب دیگه ول می‌کنن؟

‫اوه، می‌دونم. ‫دیر کردم.

‫متاسفم. ‫- نگران نباش.

‫- اوه، عزیزم چطوره؟

‫- خاموش مثل یه لامپ. ‫- آره.

‫چقدر زاناکس بهش دادی؟

‫شوخی بود.

‫- کاش می‌تونستم کاری کنم ‫که بخوابه

‫به جای اینکه کل شب گریه کنه.

‫- جیکوبز چی گفت؟

‫- اوه، مایکل هیچ شانسی ‫نداره

‫که ثابت کنه می‌تونه سرپرست بهتری از من باشه.

‫و قاضی تقریبا همیشه طرف مادر رو می‌گیره.

‫ببین چی سر مادر هانتر اومد، به خدا.

‫- خب، تو این مورد، ‫این یه آرامشه.

‫- آره. اوه، ولی یه چیز دیگه هم هست.

‫اون فکر می‌کنه بهتره من تنها برم به جلسه.

‫- و چرا اینطوره؟

‫- محتاطانه‌تره، ‫و کمتر پیچیده،

‫اگه مسائل رو بین

‫مادر بیولوژیکی ‫و پدر بیولوژیکی نگه داریم.

‫- خب، من فکر نمی‌کنم ‫این خیلی محتاطانه باشه.

‫من به همون اندازه که تو حق داری، حق دارم اونجا باشم.

‫- در واقع، تو نداری، ‫و حضور تو

‫می‌تونه به پرونده من آسیب بزنه.

‫- "پرونده تو"؟

‫ما ده سال شریک زندگی بودیم.

‫- و حالا، ‫ما لزبین‌هایی هستیم که طلاق می‌گیرن.

‫حتی طلاق هم نه. ‫فسخ.

‫ببین، چرا مسائل رو پیچیده‌تر کنیم؟

‫- خب، من چی؟

‫- من و تو ‫همون توافق رو خواهیم داشت

‫که الان داریم.

‫ما به اندازه مساوی ‫با جنی ربکا وقت می‌گذرونیم.

‫همین‌طور با گاس. ‫این تغییر نمی‌کنه.

‫فقط باید به من اعتماد کنی.

‫- اون گفت که با وکیلش صحبت کرده

‫و تصمیم گرفتن بهتره من اونجا نباشم

‫وقتی با مایکل و وکیلش ملاقات می‌کنن.

‫می‌گه این که ما دیگه با هم نیستیم

‫فقط پرونده رو پیچیده می‌کنه

‫و به مایکل ‫مهمات بیشتری می‌ده.

‫ولی من فکر می‌کنم ‫من به همون اندازه

‫حق دارم اونجا باشم که اونا دارن،

‫حتی اگه من والد بیولوژیکی نباشم.

‫- خروس آبی؟

‫زنجیره مرغ؟

‫اونا به یه کمپین نیاز دارن

‫برای ساندویچ جدید ۱۶ اونسی‌شون.

‫نظرت چیه،

‫"وقتی گرسنه یه خروس گنده هستی"؟

‫آره، اونا هم خوششون نیومد.

‫خب ملانی چی گفت؟

‫- گفت باید بهش اعتماد کنم.

‫- و وقتی همه‌چیز درست شد،

‫اون حضانت رو با من شریک می‌شه.

‫که ما یه توافق داریم.

‫- همون‌طور که با مایکل توافق داشت؟

‫- می‌خوام باور کنم. ‫واقعا می‌خوام.

‫ما سعی کردیم عادلانه باشیم ‫جایی که بحث بچه‌ها باشه.

‫ولی منم که از همه بیشتر ضرر می‌کنم.

‫- پس غر زدن و ناله کردن رو تموم کن و یه کاری بکن.

‫- همیشه می‌تونم رو تو حساب کنم برای حقیقت سرد و سخت.

‫- بیا.

‫- این کیه؟

‫- این یه دوست وکیلمونه.

‫اول بهش زنگ می‌زنم.

‫و نگران هزینه‌هاش نباش.

‫- فکر کنم چاره‌ای ندارم.

‫- فکر کنم نه.

‫اوه، همجنس‌گراها دارن می‌فهمن

‫چیزی که دگرجنس‌گراها همیشه می‌دونستن:

‫تو یه طلاق شلوغ...

‫هیچ‌کس تمیز نمی‌مونه.

‫- وقتی تو لس‌آنجلس بودم،

‫فکر می‌کردم شاید برگردم پیتسبورگ و نقاشی کنم،

‫تصور نمی‌کردم اینجوری بشه.

‫- بهت بگم چی، ‫می‌تونی دیوار رو امضا کنی.

‫- واقعا از کمک اضافیت ممنونیم.

‫هی، یه روز که تو ‫و برایان یه خونه گرفتین،

‫ما لطفتون رو جبران می‌کنیم.

‫- عجله نکن بری فروشگاه رنگ.

‫- اوه، هیچ‌وقت نمی‌دونی.

‫هی، حدس بزن چی کار نکردم؟

‫- تله موش تو زیرشیرونی گذاشتی؟

‫- تو رو از آستانه رد کردم.

‫این کاریه که زوج‌های متاهل می‌کنن، ‫درست می‌گم، جاستین؟

‫- نمی‌دونم.

‫- خب، چرا من تو رو از آستانه رد نکنم؟

‫- اوه، می‌خوای امتحان کنی، ‫مرد گنده؟

‫خدای من.

‫اوه، اوه، عیسی مسیح، بن!

‫- بیا عزیزم، ‫بیا اینو رسمی کنیم.

‫- بذارم زمین. ‫- بریم.

‫- هی، شماها دارین ‫یه کم بازی خشن

تو خونه جدیدتون می‌کنین؟

‫- هی، سانشاین.

‫- هی.

‫- فکر کردم شاید ‫شما پسرا--

‫لعنتی، شما مردا-- ‫یه ناهار لازم داشته باشین،

‫برای همین چند تا ساندویچ استیک پنیری آوردم

‫و یه ساندویچ سبزیجات ‫برای دامادم.

‫- اوه، ممنون، دب.

‫- وای، این جا ‫واقعا داره شکل می‌گیره، نه؟

‫- آره.

‫- می‌دونی چی رو این دیوار عالی می‌شه؟

‫- چی، ‫یه لایه رنگ دیگه؟

‫- نقاشی گربه مخمليم.

‫ها؟ ‫از پذیرایی خونه‌م.

‫برات نگهش داشتم، ‫عزیزم.

‫- اینا رو می‌برم آشپزخونه.

‫- چی تو کونشه؟

‫- چرا خودت نمی‌فهمی؟

‫- اینو به تو می‌سپرم.

‫دوست دارم بدونم ‫چرا این‌قدر عصبانیه!

‫خب، نظرت چیه که دیوارهای اینجا رو تموم کنیم

‫و بعد غذا بخوریم؟

‫- آره، دارم از گشنگی می‌میرم.

‫دستم داره می‌افته.

‫- یه کم استراحت کن.

‫- شاید بهتره ازم ‫بابت ساندویچ‌ها تشکر کنی.

‫- ممنون. ‫- خواهش می‌کنم.

‫و چرا یه هفته‌ست ‫ازت خبری ندارم؟

‫- یه کم مشغول بودم.

‫- دهنتو باز نکن.

‫فقط دارم می‌پرسم.

‫باید یخچالت رو پر کنی.

‫چرا من نرم ‫به سوپرمارکت و--

‫- بهتر از اون، ‫چرا نری یخچال ملانی رو پر کنی؟

‫- چرا باید این کارو کنم؟

‫- تو بهش گفتی ‫که باهاش موافقی.

‫تو طرف اونی. ‫مادر خودم.

‫- چیزی که گفتم این بود که من ‫طرف هیچ‌کس نیستم،

‫فکر کن من مثل سوئیسه.

‫- چی، ‫پناهگاه طلای نازی‌ها؟

‫- بی‌طرف.

‫تنها چیزی که برام مهمه ‫اون بچه‌ست.

‫- برای منم مهمه.

‫برای همین می‌خوام ‫تو یه خونه پر از عشق باشه

‫با دو تا والد.

‫چرا این انقدر سخته ‫که بفهمی؟

‫- چیزی که سخته فهمیدنش

‫اینه که چطور این همه سال ‫از دست من عصبانی بودی

‫برای اینکه مادر تنها بودم.

‫و من همیشه فکر می‌کردم ‫ما خوب از پسش براومدیم،

‫من و تو، ‫دو تفنگدار.

‫ولی ظاهرا نه.

‫خب، متاسفم ‫که نتونستم بهت

‫هر چیزی که می‌خواستی بدم.

‫ولی هر چیزی که می‌تونستم بهت دادم.

‫- تو خوش‌شانس‌ترین آدم تو پیتسبورگی.

‫- انگار این دلیلیه ‫که بیای تو دفترم.

‫- برات یه خریدار پیدا کردم.

‫- هورا.

‫چی دارم می‌فروشم؟

‫- بابل.

‫آره. یه کنسرسیوم ‫می‌خواد یه گالریا بسازن،

‫و اونا حاضرن قرارداد اجارت رو

‫با یه قیمت خیلی خوب بخرن.

‫خب، هیجان‌زده نیستی؟ ‫راحت شدی؟ خیلی خوشحال؟

‫منظورم اینه، چند هفته دیگه، ‫باید وام می‌گرفتی

‫برای کینتیک

‫تا هزینه‌های اون ‫کلوب گند رو بدی.

‫- آره، ‫مگه اینکه بتونم درستش کنم.

‫- حتی ریج هم نمی‌تونست این شاهکار رو انجام بده.

Queer As Folk subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Queer As Folk

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left