처음 138줄입니다.
تـرجـمـه از M o r T e z A Forums.AnimWorld.Net
من رفتم
اوه تنچی لذت بخش نیست
که هر روزت مثل یه جشن باشه
دوست داشتم تمام روزهای زندگیم اینجور بگذره
.تا ابد... تنچی
روزهای شادی که فکر میکردیم تا ابد ادامه داره
و جشنی که هیچوقت تمومی نداره
همش از اونجا شروع شد
1 قسمت ! نیازی به بحث نیست
اون چیه ؟
مطمئنم که همین اطراف فرود اومد
...اون
هی! حالت خوبه ؟
!!! طاقت بیار
بوی الکل میده ؟
!!آها درسته! آب
خدا رو شکر
صدمه که ندیدی ؟
نه. تو کی هستی؟
من ماساکی تنچی هستم
اون به کنار ...اینجا چه اتفاقی
آه،میترسم
من ریوکو هستم
یه دزد فضایی باعث شد سقوط کنم
لطفاً نجاتم بده
یه لحظه وایسا در مورد چی حرف میزنی؟
اون چیه ؟
میترسم
...هی
لطفاً منو نجات بده
...گفتم که
خودشه همون دزد فضایی
آخه چی داری میگی من که نمیفهمم
اوضاع بده
بیا فرار کنیم
چرا؟ چرا این بلا !باید سر من بیاد؟
چه راه زیادی اومدم ...پیادهروی خوبه
ولی این دیگه خیلی زیاد از حد
!آه! بن بست
چیکار کنم حالا ؟
هی، چیکار کنیم ؟ !هی
ببین،لطفاً به حرفم گوش کن
من اصلاً نمیدونم ...مشکلت چیه
ولی مطمئنم راه دیگه هم هستش !که بدون خشونت بشه حلش کرد
بین، اگه وقت بزاریم ...و در موردش صحبت کنیم
اینجور بهتر میتونیم همدیگه رو درک کنیم
!نمیشه، اون یه جنایتکار وحشیه
فایدهای نداره که !بخوای باهاش حرف بزنی
امکان نداره
این تقدیر ما دو نفره که باید باهم باشیم
یادته بهم قول دادیم که باهم بمیریم ؟
من کی همچین قولی دادم ؟
من تو با هم به ستارههای درخشانی تو آسمون تبدیل میشیم
شوخی میکنــــی
خب، به نظر میاد که نمیتونه بلند شه، درسته؟
اینجور به نظر میاد
حالا میتونیم بریم
آه، آره
هی، نوبویوکی
چیه، پدر ؟
تنچی امروز بیش از حد دیر نکرده ؟
...خب، احتمالاً سرش شلوغه
!دختر بازی یا چیزه دیگهای
!نه، اون مثل تو نیست
زیادی داری به من سخت میگری پدر
خب، این واقعیتِ که این روزها
زیادی شُل بازی در میاره
شاید باید این دفعه یه دعواش کنم
اوه، مثل اینکه خودش رسید
تا این وقت شب کجا بودی ؟
تا این وقت شب ...دیر کردی، نکنه
رفتی سمت خلافـــ ها ؟
سـلام
این خانم زیبای جوان کی هستن که با خودت اوردی ؟
خیلی آشفته حالی
نکنه فراریش دادی ؟
اوه، شما هم فهمیدین؟
من همچین کاری نکردم
خب ، پس قضیه چیه ؟
فضایـی ؟
...بله ، یه دزد فضایی موقع
سفرم بهم حمله کرد...
سعی کردم از دستش فرار کنم
ولی به سفینه من خیلی نزدیک بود
که میخواستم فرار کنم به ...یه سفینه دیگه و مستقیم
سقوط کردم داخل این سیاره
شما که انتظار ندارین آدمهای معمولی مثل ما
!همچین داستانی رو باور کنن
خیلی سختیها کشیدی
خانم جوان فضایی
خیلی پریشونی
!هی، تنچی
الکی اونجا واینسا
یه شیرینیای چیزی بهش تعارف کن
یه لحظه وایسا بینم
چطور داستانش رو به این آسونی باور کردی؟
مطمئنم که داستان همچین
دختر زیبایی حقیقت داره
که اینطور
این موقع سال
فضا باید خیلی سرد باشه
بفرما، یکم چای بخور
اوه شما چقدر
خوب با یه غریبهای که از فضا اومده رفتار میکنید
ولی اگه من اینجا بمونم واسه شما هم دردسر درست میکنم
اون دزد فضایی دوباره میاد سراغم
مطمئنم
دختر جوان ، مطمئن باش که ما طرف تو رو میگیریم
ولی
نگران چیزی نباش
قول میدم، ما ازت محافظت میکنیم
خیلی ازتون ممنونم پدر جان
من رو پدر خطاب کردی؟
بله من رو دختر خودتون بدونین
اوه ، تنچی چه عروس شگفت انگیزی واسه خودت گیر اوردی
چـی ؟
مادر مرحومت هم باید تو بهشت خوشحال باشه
پدر جان
دخترم
ممکنه که جلوی توفان کار کنه
ولی فکر نمیکنم جلوی دزدهای فضایی دووم بیاره
فکر کنم داریم وقتمون رو تلف میکنیم
غرغر نکن و کارت رو درست انجام بده
...نشنیدی میگن
پاداش لذت مراقبت ابدی" هستش ؟"
خب، من برمیگردم معبد
اگه اتفاقی افتاد به من هم خبر بدین
شبت خوش ، بابابزرگ
ما هم بریم داخل دیگه
آره
آه، میترسم
نیاز نیست نگران امشب باشی
تمام شب رو نگهبانی میدم و ازت محافظت میکنم
!آره، همونجا، زودباش، خوبه
یکی دیگه، او، نزدیک بودها
!اره، همونجا ، همونجا، خودشه
اوه،نه!نه!نه!
No comments yet. Be the first to leave one.