처음 200줄입니다.
سیگار پارلیمانت
چهارده دلار و پنجاه سنت
لعنت!
یه لحظه ببخشید، خانوم
- ببخشید - عیبی نداره
جیل! میشه کمکم کنی؟
سلام! مایلین پودینگ چیا بخورین؟
- ما تازه باز کردیم - چی؟
چیا بار
- چیا سید؟ - چیا؟
آره، یه غذای قدیمی گیاهیـه
کلسیم و اُمگا3 از شیر و ماهی بیشتره
آهان
آره، اگه اون کاغذ رو نگه دارین
واسه دفعه اولتون تخفیف 50 درصدی میگیرین. ممنون
مادرت از چین خوردگی خوشش نمیاد
ولی من واست چین میزنم
مگه چیکار میتونه بکنه؟
البته نمیخوام از مادرت سرپیچی کنی
فقط میتونم این کارو بکنم. و میدونی دلیلش چیه؟
چون از شغلم متنفرم
خوبه. برو لباست رو عوض کن و شلوار رو واسم بیار
اش! بیا تو
یه چیزی واست دارم
مال بالا شهره
کِی وقت شغل خارج از شهرت میشه؟
آوی یه چیز دیگه میخواد
یه چیز دیگه؟
چی شده؟ اون که به راه تو نرفت
همراه اوزیل رفت، مگه نه؟
- چیه؟ از اوزیل خوشت نمیاد؟ - منظورم اینه که ...
البته که از اوزیل خوشم میاد هر چی یاد گرفته رو خودم بهش یاد دادم
خب، شاید بهتر بود اینکارو نمیکردی
بیا، یالا. یه کار واست دارم، اش
- چیه؟ - یه کاره، اش! کاری که میکنی!
البته، فقط کار خوبی نیست
تمام کارای خوب به اوزیل میرسه
باشه. خیلیخب، اگه تو نگیریش
شاید یه کسی تو ذهنم باشه که بگیره
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
از آخرین باری که یکم استراحت کردی چقدر میگذره؟
آره، تو. یالا. از اینجا برو
به مادرت بگو بعداً بهش زنگ میزنم
نمیدونم. مدتی میشه
چرا با مارینا قرار نمیذاری؟
نه؟ چرا نه؟ اون بیرون رو نگاه کن، مرد
قدیما فقط دخترای احمق پورتو ریکی ...
و حسید با 10 تا بچه بود.
ولی این روزا همه با دامن کوتاه میان بیرون
جوری که انگار خوششون میاد
ما که پدر مذهبی نیستیم، اش
همه کم و بیش به یکم تفریح نیاز دارن
خیلی ممنون. ممنون
- بله قربان؟ - نوشابهی بار لطفاً
ممنون
بگردش
اگه اون پایین چیزی پیدا کردی میدم واسه خودت
چیکار کردی؟
قرار نبود اینو بُکشی، وظیفهی من بود
به زور بهش دست زدم یه سری کسشرات چینی گفت
دست چپش رو گرفتم و به زمین خورد ...
سکته کرد؟!
- یه گلوله به نفع من شد - یه ساک به نفع من شد
- فقط ولش کن، اشر - نمیتونم
چرا نه؟ اون که جایی نمیره
ما یه نقشه داریم، مارینا
خب، نقشه عوض شد. چیز خوبیه، مگه نه؟
هی، مارینا ...
داشتم فکر میکردم
- ام ... - میخوای باهام ...
قرار بذاری، اشر؟
نه، نه
نه. این نیست. فقط ...
ممنون که ...
امشب بهم کمک کردی
خواهش میکنم، اشر. بهم زنگ بزن، باشه؟
و به ابراهیم بگو بهم زنگ بزنه. هنوز از دفعه آخر بهم بدهکاره
آوی
سلام، اشر
باورت میشه هنوزم ...
از اینا لباس میدوزن؟
یادته دیگه؟
دوره زمونه عوض شده
ام ...
میدونی که ...
با «لطف کردن» چجوریم. پس ...
میدونی که حتماً باید شرایط خیلی خاصی باشه
که بیام این پایین
اگه میخواستی لطفی در حقت بشه چرا به اوزیل زنگ نزدی؟
و کی گفته بهش زنگ نزدم؟
آه
- بنظرم الآن در دسترس نیست - نه
من و اوزیل حرف زدیم و آخر سر ...
به حرف زدن با تو رسیدیم
لازم دارم ...
به یه نفر اعتماد کنم. کسی رو لازم دارم که ...
تاریخچه داشته باشه. ما تاریخچه داریم، هان؟
رافی کُشته شده
و همینطور همسرش، لورا
و بچههاشون
توی خونهی خودشون
دلیل رو نمیدونیم؟
احتمالاً یه گروه جدید بوده
که داره جرأت تشکیلاتمون رو امتحان میکنه
اونا کیان؟
اونا هیچ رحمی ندارن. با بقیه فرق دارن و نظامیهای سابق هستن
- مثل من و تو - نه
نه
من رحم داریم
میخوام این کارو خیلی بیسر و صدا انجام بدی
حتی نمیخوام به ابراهیم بگی
سه تا کار واست دارم
فقط یه دونه پیام درست رو بهشون نمیرسونه
رافی سرباز خوبی بود
بذار دستات رو ببینم
دستای خدا
توی خونهاش
اشر
لعنت
خدای من! خدای بزرگ!
خدای من، تو خوبی؟
اوه، ...
نه. نه، بلند نشو
مطئمنی حالت خوبه؟
خیلیخب. صبرکن!
آه ...
میتونم زود به آمبولانس زنگ بزنم؟
- کجا این اتفاق افتاد؟ - توی یه راهرو
- توی خونه؟ - سر کار
همزمان داشتی میدویدی؟
اگه کارم رو درست انجام بدم
نیازی به دویدن زیادی نیست
برگرد
ابراهیم چطوره؟
خوبه
هنوز از دفعه قبلی بهم بدهکاره. پیراهنت رو بده بالا
خدای من، باید زودتر میومدی دیدنم
تا حالا اینقدر ذرات گلوله خارج نکردیم
چیزی نیست لازم نیست عجله کنی
5سال پیش عیبی نداشت، ولی ...
باید چندتا عکس اشعه ایکس بگیری
ببینیم چی اونجا مونده. و من باید ...
- تو رو باز کنم. - من مشکلی ندارم، دکتر
شوخیت گرفته؟
همین که بهش نگاه میکنم باعث دردم میشه
ازت میخوام چندتا عکس اشعه ایکس بگیری
چقدر باید بدم؟
بخاطر همینه مدام بیهوش میشی
- خون رو پخش میکنه ... - دکتر
- توی ریهات ... - دکتر!
فقط واسه درد یه چیزی بهم بده
ببخشید؟
هی! ببخشید؟
مشکلی داری؟
اوه!
میتونم کمکتون کنم؟
میتونم کمکتون کنم؟
واسه اونی که شکستم
من اشر هستم
اسم جالبیه، اشر
منم سوفی هستم
باید منتظر آمبولانس میموندی
آدمایی زیادی رو دیدم که وارد آمبولانس شدن
ولی آخر راه ازش بیرون نیومدن
اما من شانس رو واسه مترو امتحان کردم
همین اتفاقم توی مترو میوفته
بنظرم حق با توئه
هیچجا امن نیست، مگه نه؟
خب، اینجا که کاملاً امنه
یه چیزی واست دارم
همیشه تو یه روز آفتابی با یه چتر میای بیرون؟
توئم همیشه وقتایی که خونه نیستی موسیقی رو روشن میذاری؟
دلم نمیخواد وقتی وارد آپارتمان میشم صدای هیچی نیاد
منم دوست ندارم گرفتار بارون بشم
خب ...
ممنون بابت این
حالت بهتر شده؟
بله
بازم ممنون
میدونی ...
من آشپزی هم بلدم
- ببخشید؟ - منظورم اینه که ...
کاری که بیشتر شبا ساعت 8 میکنم آشپزیه
- هر شب ساعت 8؟ - هر شب
اگه اتفاقی افتاد چی؟
به ندرت میوفته
میتونم واسه دو نفر غذا بپزم
آشپز خوبی هستی؟
اگه کسی رو داشته باشم که واسش آشپزی کنم
من مهمون زیاد خوبی نیستم
«زیاد خوب» هم بدک نیست
فردا شب. واسه دو نفر غذا میپزم
اگه بیای، غذای خوبی واست میپزم
اگه نیای، میذارمش واسه نهار فردا
خوشحالم که حالت بهتر شده
شب بخیر
لعنت
- صبح بخیر - تو همون دختر همیشگی نیستی
لعنت. چرا همش به غریبهها کلید میدن؟
میرم ازت شکایت کنم
No comments yet. Be the first to leave one.