처음 200줄입니다.
❤️ رویای عشق ابدی ❤️ با بازی دلربا و گائو ونگو
🍃قسمت اول🍃
در دوران گذشته
در طول جنگ خدایان و شیاطین
امپراطور دونگ هوآ دیجون
هفتاد و دو ژنرال رو رهبری میکرد، از جمله مِنگ هائو
و با شیاطین می جنگید
برای جلوگیری از کشتار با کُشتن آنها
و پایان جنگ، با جنگ با آنها
این آرامش را به دنیا بر می گرداند
و بعد، دونگ هوآ، بر تخت پادشاهی نشست و امپراطور سه قلمرو شد
مسئولیت مرگ و زندگی تو هشت قلمرو به عهده او بود
هزاران سال بعد
پادشاه شیاطین، میائو لو آمد
چون مقام دونگ هوآ به عنوان لیدر رو نپذیرفته بود
برای مبارزه با دونگ هوآ در یک نبرد تعیین شده
فارغ از نابود کردن جهان
مهم نیست که شمشیر کانگ چقدر تیزه
مهم نیست که تو چه مقام بالایی داری
من پادشاه شیاطینم
تو نمی تونی منو بکشی
تو واقعا با یشم قفل کننده ی روح می خوای منو مهر و موم کنی؟
دونگ هوآ
تو از تهذیب خودت برای مهر و موم کردن من استفاده میکنی؟
صبر کن و ببین
روزی که من مهر و موم رو بشکنم
روز عذاب توئه
و چهار دریا و هشت خشکی
کاری میکنم ببینی
هر چیزی که تو بهش اهمیت میدی
تبدیل به جهنم میشه
= سی هزار سال بعد =
!چه نقاشی هستم من
اعلیحضرت فنگ جیو
! تو
! استاد
استاد دوباره داره ازش ایراد میگیره
آره
چرا نمی خوای بقیه درس ها به جز دوره خدایان باستان رو یاد بگیری؟
فقط مسخره بازی میکنی
واقعا می خوای بیکار باشی؟
یه آدم نادون بشی؟
استاد، به خاطر اینکه
شما دوره ی خدایان باستان رو جلسه قبل
خوب درس دادی
خیلی مجذوبش شدم و تمرکز کردم
... که این دوره درمورد چیه
! نظریه های بودایی
و احتمالا
مراقبه
! من واقعا تو درسام جدی ام
بسه
باشه
اعلیحضرت فنگ جیو
چون تو، توی درسات خیلی جدی هستی
تو باید ده بار از روی این کتاب مقدس بودایی
تو کلاس نظریه های بودایی
امروز بنویسی
در مورد امپراطور دونگ هوآ
اون تو نظریه های بودایی بهترینه
اگه واقعا اونو از ته دل ستایشش میکنی
چطور می تونی چیزای سخت تری رو یاد نگیری؟
باشه استاد
فقط صبر کن
من فردا نوشته هام تو خونه رو برات میارم
خوب
برای امروز کافیه
کلاس تموم شد
درود استاد
عالیجناب
تو شنیدی میگن که
... وقتی آب
وقتی آب خیلی زلاله، ماهی ی وجود نداره
عالیجناب، ما مثل هم فکر میکنیم
نشستن روی سکوی ماهی گیری کنار دریاچه جی چینگ
بدون هیچ طعمه و ماهی ی
تو داری ماهیگیری میکنی؟
یا تو خیالی؟
فقط با تهذیب خودت
می تونی چیزایی که هست رو ببینی
چیزهایی که ظاهری نیستن رو نمی تونی ببینی
عالیجناب، با داشتن یه زندگی بی نظیر، برای هزاران سال
تهذیب تو به سطح کاملا جدید رسیده
! تصورش واقعا سخته
پیرمرد عجیب
اطرافتو همون طور که هست ببین
تعجبی نداره که چرا چنگ یو تو رو نادیده میگیره
! اعلیحضرت ! اعلیحضرت ! اعلیحضرت
ما رو به سرزمین شیاطین میبری؟
برای یه ماجراجویی ؟
درسته، می تونیم بریم؟
به جاش بیاین بریم دنبال شاهبوی (عنبر) بگردیم
کجاش خنده داره؟
عالیجناب فنگ جیو
بیاین بریم خونه خرس سیاه و انار ها رو بدزدیم
! آره! آره
دزدیدن انارها از خرس سیاه
انارا الان باید رسيده باشن
خواهر فنگ جیو
جینگ وِی
چرا اینجایی؟
استادم به دیدن جِ ین اومده
شکوفه های هلو باز شدن
اونا از من خواستن که تو رو دعوت کنم بیای شکوفه های هلو رو ببینی و جشن بگیری و قدردانی کنی
اونا هر روز کارشون اینه که قدردانی کنن و شراب بخورن
چرا یهویی می خوان منو دعوت کنن؟
گول نمی خورم
عمه و عموی من
هر دوشون شدیدا درگیر عشقن
واسه همین از عموی من
و اون ققنوس پیر خواستن که منو تربیت کنن
من نمیرم اونجا
! برای اینکه منو تربیت کنن
فقط بهشون بگو
من مشغول درس خوندنم
وقت ندارم ببینم شون
بریم
بیاین تو کوه جین یائو دنبال گنج بگردیم
! باشه! باشه! باشه
تو نمی تونی بری
می خوای چکار کنی؟
استادم بهم سفارش کرده که تو رو برگردونم
پس حتما باید برت گردونم
پرنده
یادت نره که
تو فقط پرنده ( سوار ) عموی منی
در حالی که من پرنسس چینگ چو ام
صبر کن تا منو بگیری
اونو به خاطر من نگهش دارین
خواهر فنگ جیو
خواهر فنگ جیو، تو نمی تونی بری
استادم سفارش کرد حتما تو رو برگردونم
ولم کنین
حرکت نکن
خواهر فنگ جیو
واقعا سخته جیو رو بخوای دعوت کنی
خیلی قشنگ ساخته شده واسه کیه؟
حرف جیو شد
به عنوان تنها روباه نه دم قرمز
تو چهار دریا و هشت خشکی
به عنوان تنها نوه ی دختر خانواده ی ما
اون می تونه ماهی بگیره و پرنده ها رو شکار کنه
و اغلب باعث دردسر میشه
خوبه که درد سر ایجاد شه
اما اون کلا دردسر میسازه
و اصن به چاره ش فکر نمی کنه
وقتی کاملا جسور میشه
اون حتی جرات میکنه از سی مینگ جوک بسازه
برای نگه داشتن اون تو خط
بند محدودیت جاودانه باید استفاده شه
اون خوش حالترین و دلنشین ترینه
اما مردی که اون دوست داره
منضبط ترین و مهارترینه
اون واقعا اون امپراطور پیر و یخ، دونگ هوآ رو دوست داره
وقتی یکی جوان و نادونه
میشه که عاشق قهرمان های بزرگ نشه؟
همه چیز وقتی بزرگ تر شه عوض میشه
بعد از اینکه درد عشق یه طرفه و بدون جواب رو بکشه
طبیعتا بزرگ میشه
آخ، درد میکنه
جینگ وی مقصره
چرا باید بازم دنبال من بیاد؟
من راهو بلد نیستم
کجام؟
چرا باد اینجا خیلی قویه؟
اینجا کوهستان جین یائوئه؟
یکی حریم دره ممنوعه رو شکسته
بیا جدا شیم و اطراف رو بگردیم
باشه
قبیله ما نسل ها اینجا زندگی کرده
! مزخرفه
چطور می تونم بهت اجازه بدم اینو داشته باشی؟
ما اینجا با هم حرف میزنیم
درسته
ما حرف میزنیم
نیازی به بحث و جدل نیست
بیاین با این مبارزه کنیم
چی میگی؟
بسه
مبارزه نکنین
لرد شیطان شوان
دوباره دیر کردی
می دونی از کِی
ما امروز اینجا منتظر توییم؟
متاسفم، لرد شیطان شیائو یان
امروز همه جا دنبال پرها و خزها بودم
برای همین دیر کردم
لرد شیطان چی
این دو نفر کی هستن؟
قبیله چی شوی، قبیله چینگ شوی
اونا تو یه نبرد سخت با هم جنگیدن
برای دره ی بین دو رودخانه
هر دو طرف خسارت زیادی دیدن
و بعد
چون میائو لو شکست خورد
ما نسل ها مورد آزار و اذیت واقع شدیم
و سرزمین های ما به مراتب بدتر از گذشته اس
با سرزمین های خطرناک و بی ثمر
چطور می تونیم زندگی کنیم؟
لرد شیطان شیائو یان
No comments yet. Be the first to leave one.