처음 200줄입니다.
چه خبر؟
خب، میخوام برم خونه خودم
و شروع کنیم دیگه... میدونی که، مشغول شیم
چون دیگه از این آهنگ خسته شدم، میدونی؟
افتضاح بودم
آره. تا حالا کلاس باله رفتی؟
مچ پاهام ضعیفه. سکه داری بهشون بدیم؟
پس من چی؟
میبینی
چقدر هم تو باحالی
قرار بود سر به سرم بذاری. بهم سرنخ بده
بذار حدس بزنم
اوه نگاه کن، خیلی ناراحتکننده است
اون که به کسی آزار نمیرسونه
ما هم همینطور
وای خدای من
هر وقت یکی از این پیرمردها رو میبینم
همیشه همین فکر میاد سراغم
چه فکری؟
همیشه فکر میکنم اون هم یه زمانی پسر کوچولوی عزیزِ یه نفر بوده
جدی میگم. فکر میکنم
اون هم یه زمانی پسر کوچولوی یه نفر بوده
و پدر و مادری داشته که عاشقش بودن
و حالا اونجا روی نیمکت پارک، نیمهجون افتاده
حالا پدر و مادرش و بقیه فک و فامیلش کجا هستن؟
به هر حال، این چیزیه که همیشه بهش فکر میکنم
اون بالا اوضاعش چطوره؟
همیشه به این فکر میکنم وقتی که
خب، کیفیت ضبطمون بالای ۴۰ درصده
موقعیت دوم چطوره؟
چندان خوب نیست
باید برم فروشگاه «جی.ام»
و یکم خرید کنم
اوه اوه، اینجا چی داریم؟
خیلی خب، بجنبید کوچولوها، لباتون رو خیس کنید
خیلی خب، یکم زبون بریزید
همونجا، فقط یکم زبون بریزید
زود باش
زود باش، فقط یکم زبون بریزید. خوبه
حالا یه بوسه حسابی. زود باش، یه بوسه آبدار اونجا
زود باش، زود باش، حواست به ضبط باشه
صداش خیلی صاف و واضحه
نگاه کن مارک، میبینیش؟
همون مردی که مثل چارلز سمعک داره
نه. کجا؟
همونجا، با زنبیل خرید
خب، کار پل تمومه. مچشو گرفتن
گوشیها رو بده به من
تمام مدت داشته تعقیبمون میکرده
داره سایه به سایه میاد
چیزی نیست. نگران نباش
خیلی داریم اینجا وقت تلف میکنیم
نه، بیا یه کوچولو دیگه بمونیم
لو رفتم، هری. آره، آره
اون بهم نگاه کرد. آره، آره، میدونم. شنیدیم
اوه، که چقدر هم خوب شنیدیم
نظرت چیه؟
تیکههای خوبی ضبط کردم... ۲۵ درصد
جدی؟
گوش کن پل، تا یکی دو روز دیگه بهت زنگ میزنم
اگه دوباره بهت احتیاج داشتم، باشه؟
هی پل، فردا میای همایش؟
حتماً. هی، تو چی، هری؟
آره، شاید
مثل دو سال پیش بساط مهمونی رو راه بندازیم، هان؟
هان؟ هی، استن؟
میبینمت. باشه
بگیر، بیا
واسه یه پلیس، آدمِ خوبیه
تو برو. من یه مدت اینجا میمونم
اصلاً کی به این دوتا علاقه داره؟
دقیقاً نمیدونم
وزارت دادگستری؟ نمیدونم
فکر کنم کارِ «اداره مالیاتِ لعنتی» باشه
نوارهای اونا همیشه خوابآوره
از کی تا حالا واسه تفریح میای اینجا؟ بیا بگیر
گاهی خوبه بدونی دارن درباره چی حرف میزنن
واسم مهم نیست چی میگن
فقط یه ضبطِ درست و حسابی میخوام
سلام آقای کال
و تولدت مبارک
تولدت مبارک، هری
تولدت مبارک
الو؟
خانمِ اوانجلیستا؟
بله، هری کال هستم، از طبقه بالا
بله
خب، خیلی ممنونم. متشکرم
بله. خب، شما... شما واقعاً لطف دارید
بله
اوم، اما... میدونم
اه، بله. پیداش کردم. بله
اما چیزی که میخواستم دربارهاش باهاتون صحبت کنم این بود که
چطوری گذاشتینش توی آپارتمان؟
درسته
خب، تکلیفِ دزدگیر چی میشه؟
اوه، پس خاموشش کردین، نه؟
خب، آره. فکر میکردم فقط خودم کلید دارم
خب، آخه چه وضعیتِ اضطراریای ممکنه
بسیار خب. بله
ببینید، من اصلاً ناراحت نمیشم
اگه همه وسایلِ شخصیم توی آتیش بسوزه
چون من هیچ چیزِ شخصیای ندارم
هیچ چیزِ ارزشمندی ندارم
نه، هیچ چیزِ شخصیای به جز کلیدام ندارم، متوجهید؟
بله، که واقعاً دلم میخواد تنها نسخهاش دستِ خودم باشه
خانمِ اوانجلیستا
خانم اوانجلیستا، از کجا میدونستید امروز تولدمه؟
نه، یادم نمیاد بهتون گفته باشم
دوست دارید حدس بزنید چند سالمه؟
سال ۴۴
خب، حدسِ خیلی خوبیه
خانم اوانجلیستا، از امروز به بعد
نامههام میره به یه صندوقِ پستیِ رمزدار
و... و بدونِ هیچ کلیدی
خداحافظ
هی، هری
صبح بخیر
پسر، اینجا یه مقاله درباره همایش هست
اسمِ تو رو هم آورده. - اوه، واقعاً؟
آره، تو یکی از آدمهای سرشناسی هستی که فردا شب قراره اونجا باشن
خبر داشتی؟
آره، بهشون گفتم که میام
اینو گوش کن
«در میانِ افرادِ برجسته در این حوزه
که انتظار میرود حضور یابند
هال لیپسیت و هری کال از سانفرانسیسکو هستند
اوم، کنت اسپاری درباره نظارت و قانون سخنرانی خواهد کرد.»
یه لحظه صبر کن. اینو گوش کن
کدوم گوریه؟
«ویلیام پی. موران از دیترویتِ میشیگان نیز حضور خواهد داشت.»
از کی تا حالا ویلیام پی. موران از دیترویتِ میشیگان
توی این حوزه برجسته شده؟
اوه، اونجا خیلی کلهگنده است. قهوه میخوای؟
اون همون کسیه که به کرایسلر گفت
کادیلاک داره بالههای عقبش رو حذف میکنه
مالِ خیلی وقت پیشه، اما اون موقع سر و صدای زیادی کرد
دوم دسامبر، ساعت ۱ بعد از ظهر
زنبیلِ خرید، واحدِ آ
دوم دسامبر، ساعت ۱ بعد از ظهر، آنتنِ سهموی، واحدِ ب
دوم دسامبر، ساعت ۱ بعد از ظهر
سیتی آو پاریس، واحدِ سی
هنوز نمیدونم واسه کریسمس چی براش بخرم
اون که همه چی داره
دیگه به هیچی احتیاج نداره
خب، هنوز تصمیم نگرفتم واسه تو چی بخرم
واسه کریسمس براش بخرم
اون که همه چی داره
دیگه به هیچی احتیاج نداره
خب، هنوز تصمیم نگرفتم واسه تو چی بخرم
بهتره کمکم بگردی دنبالش
پس من چی؟
میبینی
چقدر هم تو باحالی
قرار بود سر به سرم بذاری، بهم سرنخ بدی، بذاری حدس بزنم
میدونی؟
اذیتت میکنه؟
چی؟
همینطوری دورِ خودمون چرخیدن
اوه نگاه کن، خیلی ناراحتکننده است
اون که به کسی آزار نمیرسونه
ما هم همینطور
وای خدای من
هر وقت یکیشون رو میبینم
چه فکری میکنی؟
هر وقت یکیشون رو میبینم
از این پیرمردها رو
همیشه همین فکر میاد سراغم
چه فکری؟
همیشه فکر میکنم اون هم یه زمانی پسر کوچولوی عزیزِ یه نفر بوده
واقعاً، جدی میگم
فکر میکنم اون هم یه زمانی پسر کوچولوی یه نفر بوده
و پدر و مادری داشته که عاشقش بودن
و حالا اونجا روی نیمکت پارک، نیمهجون افتاده
حالا پدر و مادرش و بقیه فک و فامیلش کجا هستن؟
به هر حال، این چیزیه که همیشه بهش فکر میکنم
همیشه به این فکر میکنم وقتی روزنامهها اعتصاب کرده بودن
توی نیویورک تعدادِ بیشتری از این پیرمردها مُردن
عصر بخیر. چطور میتونم کمکتون کنم؟
بله، داخلیِ ۷۴۶ لطفاً
یه لحظه تأمل بفرمایید
دفترِ مدیر
بله، من کال هستم. و
مدارک رو همراه دارم و برای گرفتنِ وقتِ ملاقات تماس میگیرم
متأسفم. مدیر برای امروز تشریف بوردن
فردا صبح باهاتون تماس میگیریم
میتونم شماره تلفنتون رو داشته باشم؟
نه، نه، من پای تلفنِ همگانی هستم
و تلفنِ خونه هم ندارم
یه لحظه منتظر بمونید، لطفاً
آقای کال؟ بـ... بله
فردا ساعت ۲:۳۰ بعد از ظهر
ساعت ۲:۳۰ بعد از ظهر؟ پرداخت به طور کامله؟
همونطور که توافق شده بود
بسیار خب. خیلی ممنونم. اونجا میبینمتون
هری؟ سلام ایمی
فکر نمیکردم بیای
یکم شراب آوردم
اوم، یکی اینو به عنوانِ کادوی تولد بهم داد
نمیدونستم امروز تولدته
No comments yet. Be the first to leave one.