처음 200줄입니다.
پايين رود
اين جاييه که ما همه مي ريم فقير و ثروتمند مثل هم
خارج از سيلاب ، چه کسي کشش جريان رو حس نمي کنه؟
بعضي اوقات قدرتمند، بعضي اوقات نجيب
هميشه پايداره
طبيعي ترين حرکت ها
تا روزي که ياد بگيري که چيزي که تمام اين مدت مي دونستي ...0
همه ي اون چيزي نيست که کشش پايين جريان بايد انجام بده
اون پايداري که تمام اين
مدت قبول کردي بيهوده نيست
که تو هيچ انتخابي نداري جز اينکه هر
مقدار از انرژي که داري صدا بزني
و در مقابل جريان حرکت کني
آدرس پیــــج اینستــــاگــــرام cofe_30nama
متأسفم جيمي
نمدونم چي سرم اومده بود
خوبه برات که عذرخواهي کني
فکر مي کنم ، من تصور کردم که داره رابطمون بد تر مي شه
نه ، من اينو نمي خواستم
!!!
بيا ، و يه لحظه بشين
منظورم اينه که ، درست ميگي
مادر لمپلي اين رو با خود کار قرمزش علامت مي زد ، يادته؟
بله
الان بهتر شد
مي دوني ، منو تو فقط صحبت مي کنيم هيچ کي قاطي نمي کنه
من بچه ها رو زود تر ديدم
آره، گفتن همشوت مي رن دنبال پيتزا
چند سال ديگه اونا دانشگاه مي رن - آره -
تصور ميکني ، آره؟
يه مينتي توي دانشگاه
چه اشکالي داره؟
خوشحالم که تو اينو ميگي ، مايلز مطمئن نبودم که تاييد کني
چرا تأييد نکنم؟ - يه چيزي رو بهم بگو -
آيا اونجا احساس غريبي مي کردي؟ دانشگاه؟
آره ، فکر کنم اولش
اما چطور؟ - اونجا بچه هايي از همه جا بودند -
پرتلند ، بوستون و حتي بعضي از نيويورک
يادم مياد ، يه روز صبح پا شدم...0
و به خودم گفتم :0
اين تخت منه ، اين اتاق منه اين دنياي منه
بود که Empire Falls بعد از اون اين احساس غريبي بهش داشتم
حالا تو اينجور توضيح مي دي...0
من فکر مي کنم که مي دونم مشکلمون چيه
ببين، من هرگز توي شهر احساس غربت نکردم، نه حتي يه دقيقه تو تموم زندگيم
هر چي مي خواي بخند ، مايلز - من نميخندم -
فقط يه دقيقه خفه شو من سعي مي کنم چيزي رو توضيح بدم
و دستت رو از اون دستگيره ي در ول کن مي توني بهم 5 دقيقه وقت بدي
باشه
ببين ، برام مهمه که کي امروز بازي رو برد
و شايد براي تو که منو آدم حساب نمي کني
اين منم Empire Falls اما آقاي
آخرين کسي که (ورزشگاه) رو ترک کرذ ، برقها رو خاموش کرد ، اين شهر منه و من توش هستم
تو مي دوني ، اما مشکل اينه مردم تو رو دوست دارند، مايلز
دوستت دارن ، اما مي دوني چيه؟ اون ها منم دوست دارند
مي دوني اونه چيه منو بيشتر دوست دارند؟
اونا به من نگاه مي کنن و خودشون رو مي بينند
و اونها شهري رو که توش بزرگش شدن و اولين دوست دخترشون رو مي بينند
و مي دوني چي مي بينند وقتي به تونگاه مي کنند؟
که اونها به اندازه کافي خوب نيستند
و مي دونند که هرگز به تو به جايي نمي رسند
من؟ شايد
اونها شايد با من به جايي برسند و اين دليلشه که منو دوست دارند
که برا اينه که ممکنه من رييس پليس بعدي باشم
آدم هايي با نگرش من
و نگرشي مثل تو...0
چنين نگرش هايي فقط به مشکلات ختم ميشه
اين تموم چيزي بود که داشتم بگم
منو تهديد مي کني ، جيمي؟
من تهديدت مي کنم؟ - آره -
تو رو تهديد کنم؟
کي من خواستم چيزي به غير از دوستت باشم؟
شب بخير جيمي
سلام ، بچه
هست که کل شهر Empire Falls چه شهري مثل براي يه برد جشن بگيرند؟
ممنون
مادرت بهم گفت که اگه مي خوام اشکالي نداره دوستش داشته باشم
اين که يک زن چقدر عميق تو قلبش احساس مي کنه به خودش مربوطه
اين يه سفره ، مايلز
و ممکنه ما آدم خوبي رو ملاقات کنيم ، مايلز
چارلي ، آروم برو
سريعتر
هر کسي سزاوار اينه که شانس خوشحال بودن رو داشته باشه، فکر نمي کني؟
و زماني تو زندگي ات مي رسه که مي فهمي ...0
که اگه از موقعيتت استفاده نکني، ديگه به دستش نمي آري
پس ما قايق رو مقابل جريان حرکت مي دهيم
حمل شده مداوم به سوي گذشته
مايلز؟
خوبي؟
جاي من باش
انجيل مقدس متيوو
افتخار توست ، سرورم
گريس، به خونه خوش اومدي
سلام ريال تينا - سفر چه طور بود؟ -
خيلي عالي بود - آروزو دارم که مي تونستم برم تعتيلات -
مثل يه رويا بود
فکر نمي کنم که خيلي دور بودي اخبار رو شنيده باشي
چه خبري؟
آقاي واتينيگ پير از بازنشستگي در اومده تا پارچه بافي ر. را بندازه
همچنين کارخانه ي پيراهنو
و چالز...0
اونو دارن مي برند مکزيکو تا کارخونه رو اون پايين را بندازه
بيشتر شبيه اينه که زنش انداختش بيرون
گريس ، من نمي دونم چه کار بايد بکنيم - اه ، خداي من -
نمي دونم که اين فقط براي کارگر هاي کار خونه ست ...0
يا کارکنان دفتري هم هست
مي دوني چيه؟
مي دونم که حق انتخابي نداري
منم ، ندارم
مامان ، خوبي؟
کار جديد پيدا ميکني؟
به نظر مي رسه مجبورم، نيستم؟
گناه سياه ، يه لکه بر روي روح جاودانت
تو بايد جبران کني
مامان ، خوبي؟
چون گه حرف زدم مايلز
اين چيزي نيست که بخوام انجام بدم ، چيزيه که بايد انجام بدم
عزيزم ، من با يکي کار خيلي اشتباهي کردم
و حالا ، مجبورم درستش کنم
و اين يه وظيفه ي اخلاقيه...0
و يه روز خواهي فهميد
کي بر ميگردي؟
نمي دونم ، ولي ازت ميخوام که اينجا بموني، باشه؟
باشه
دوستت دارم
عزيزم
فکر کردي اتفاق بدي براي مامان افتاد؟
هيچي نشده ، عزيزم باشه؟
زني که رفتم ببينمش ، بهم يه کار پيشنهاد داد
پس برا چي ناراحتي؟
نيستم
و مي دوني چيه؟ فکر مي کنم بايد بريم خونه و جشن بگريم ، تو چي فکر ميکني؟
همبرگر چي؟
آره ، باشه
يکشنبه ي بعدي مي بينمت خيلي متشکرم
خوشحالم مي بينمت، دعات مي کنم - خيلي ممنون -
اون عشق نداره ، مايلز
اون عشق نداره اون فقط قدرت عشق رو مي فهمه
تصميم با توئي ، پسر عزيز اما مي توني اين کار رو بکني؟
مي توني بذاري در حالي که بفهمه رفتي بميره؟
چقدر غذا نهايتأ سرو کردي؟
ظرفيت 150 تا ست بين بار و اتاق شام خوري
ما مي تونيم ميز بيليارد رو بر داريم و چند تا ميز اينجا بيشتر کنيم
شايد بايد يکم نور اينجا رو بيشتر کنيم اما ، تو مي دوني که ...0
مي تونيم اين رو رو بياريم پايين تر و اين پنجره رو بزرگتر کنيم
اينم يه ايده ايه
اون چيه ؟ اون يه سرد کنه؟ - آره ، احتياح به تعمير داره -
عاليه
شانسي هست که اون کار کنه؟ - حدس مي زنم ، اما فکر نکنم -
چند تا چيز با ارزش، اما...0
من فکر نمي کنم اين ايده ي بدي باشه ، مايلز
همونطور که بهت گفتم، من معيوبم
اما اين به معني جنگه
اون زن مياد سراغ ما
گاييدمش ، بذار بياد
مايلز
بريان ، صبح بخير . به نظر خوب مياي
ممنون ، رئيس دارم روش کار ميکنم که جلوشونو رو بگيرم
خوبه برات
سلام ، تيک - سلام -
تنها کسي که مي خواستن ببينم
سلام - سلام -
آرايش- ببخشيد -
ديوار هاي رستوران مادر بزرگت
تو مي خواي اون سگهاي پوکر باز و ماهي آواز خون رو شکست بدي؟
من به عکس هايي زيبايي از شهر فکر مي کنم. مي دوني ، توسعه...0
وقتي که کارخانه ها کار مي کرد مردم کار مي کردند
مردمه کار کن ، يونيفرم به تن براي کارهاي سخت...0
و بعد همشون به سمت شام يکشنبه توي هتل مي رفتن
تقريبأ جشن مردمي که اين شهر رو ساختند...0
به جاي اونهايي که فکر مي کنند ساختند چي فکر مي کني؟
من اينو دوست دارم - خيلي احساسي نيست؟ -
فقط به اندازه ي کافي احساسيه
جين - چي؟ -
چي ؟ - چي ؟ -
جين - امکان نداره -
اين هم خال نيست
من اين طور فکر کردم - هر چيزي ممکنه ؟ -
من کرات جين رو رو اينجا دارم
امکانش هست که آخر اين هفته بريم بوستون؟
نمايش پيکاسو شروع ميشه
من خيلي سرم شلوغ خواهد بود و ميخوام بعضي از اين کار ها رو تمام کنم
تو هميشه مشغولي
ديشب ازت خواستم که اگه مي خواي انشاي انگليس ام رو انجام بدي
گفتم انجام مي دم - و؟ -
جان ، مي توني بري تو
بهت مي گيم چي...0
اگه مي توني همو ديودت رو متقاعد کني که تخم مرغ ها رو صبه دو شنبه پشت رو کنه...0
مي مي برمت پيکاسو
باشه - اما تو بايد براي من يه کاري مي کردي -
مادرت واقعأ مي خواد که تو ساغدوشش باشي
باشه - چي نظرت رو عوض کرد؟ -
ديروز مي خواستي عروسي رو تحريم کني
ما يه معامله کرديم . من يه ايميل گرفتم
اين اخاذيه - بله ، کارسازم هست -
نه به من -
من نيازي نيست که از تو اخاذي کنم تا باهات کار کنم ، تو فقط مي بخشي
اشاره کردم که دوني و والدينش آخر اين هفته بوستون رو ملاقات مي کنند؟
يه عاشق پيکاسوي ديگه ، اين دونيه؟
سلام جان
No comments yet. Be the first to leave one.