Avatar: The Last Airbender

Avatar: The Last Airbender

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

Avatar The Last Airbender S01E02
다음의 해설 ehsan_202064

태그

other
게시일: 2011-09-26
다운로드: 91
청각 장애인용: Yes

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 88줄입니다.

آب

خاک.

آتش

باد

مادر بزرگ من داستان هايي درباره روزهاي گذشته گفته است.

دوران دوستي

وقتي که آواتار تعادل ميان قبايل آب، امپراطوري خاک،

...ملت آتش و صحرانشينان باد را حفظ ميکرد

اما همه اينها با حمله ملت آتش تغيير کرد

آواتار تنها کسي بود که بر تمامي عناصر چهارگانه تسلط داشت

فقط اون ميتونست جلوي ملت آتش رو بگيره

اما درست زماني که جهان به او نياز داشت او ناپديد شد

صدسال گذشت و ملت آتش به پيروزي نزديک شدند.

دوسال قبل، پدرم و مردي از قبيله ي من

به امپراطوري خاک سفر کردند تا به نبرد در برابر ملت آتش کمک کنند

من و برادرم رو به بقيه اعضاي قبيله سپردند

بعضي از مردم اعتقاد داشتند که آواتار هرگز دوباره در ميان صحرانشينان باد متولد نميشود.

و اون دوران گذشته است، اما من اميدم رو از دست ندادم

من هنوز باور دارم که آواتار به نحوي بازميگردد تا جهان را حفظ کند

کتاب اول: آب قسمت دوم: آواتار باز ميگردد.

ياي! آنگ برگشته

ميدونستم! تو با اون آتش به نيروي دريايي ملت آتش علامت دادي.

تو داري اونا رو به سمت ما هدايت ميکني، اينطور نيست؟

آنگ چيزي نميدونست. اون فقط يه اتفاق بود

بله، ما توي کشتي بوديم و اونجا يک تله انفجاري بود و خب...

...ما...ما احمقا... توش گير افتاديم.

کاتارا، تو نبايد توي اون کشتي ميرفتي. حالا ممکنه همه ما تو خطر باشيم

کاتارا رو سرزنش نکنيد! من اونو اونجا بردم. اين تقصير من بود

آها! خائن اعتراف کرد! جنگجويان از دشمن دوري کنيد.

غريبه رو از روستامون بيرون کنيد

سوکا، تو اشتباه ميکني.

نه! من به قولي که به پدر دادم عمل ميکنم، من از تو دربرابر خطراتي مثل اون محافظت ميکنم.

آنگ دشمن ما نيست نميبينيد؟

آنگ براي ما چيزي رو آورد که مدت هاست نداشتيم. شادي.

شادي؟ ما نميتونيم با کنترل کننده هاي آتش با شادي بجنگيم

ميتوني امتحانش کني

از دهکده ما برو بيرون. الان!

مادربزرگ، لطفا. به سوکا اجازه نده اينکارو بکنه

کاتارا، تو ميدونستي که رفتن به اون کشتي ممنوعه

سوکا درست ميگه. من فکر ميکنم براي کنترل کننده باد بهتره که اينجا رو ترک کنه.

خيلي خب! پس منم از اينجا ميرم!

بيا آنگ، بيا بريم!

فکر ميکني داري کجا ميري

براي پيدا کردن يک کنترل کننده آب!آنگ منو به قطب شمال ميبره!

من؟ عاليه!

کاتارا! تو واقعا اونو به قبيله ات ترجيح ميدي؟ به خانوده ات؟

کاتارا، من نميخوام بين تو و خانواده ات فاصله بندازم

خب، تو قطب جنوبو ترک ميکني؟ اين يه خداحافظيه؟

براي پنگوئن سواري همراه من ممنونم

ميخواي کجا بري؟

فکر کنم برگردم به خونه ام و به دنبال کنترل کننده هاي باد بگردم.

واو. من صدساله که اتاقمو تميز نکردم. اصلا دوست ندارم اينکارو انجام بدم.

خيلي خوشحالم که شما رو ديدم

بزار پرواز گاو پرنده رو ببينيم،پسر باد.

بيا، آپا، تو ميتوني! يپ يپ!

بله، همينطوره.

آنگ! نرو! دلم برات تنگ ميشه!

منم دلم برات تنگ ميشه

بيا، پسر.

کاتارا، تو احساس بهتري خواهي داشت بعد از اينکه...

الان خوشحالي؟ تنها شانس من براي تبديل شدن به يک کنترل کننده آب رفت.

خيلي خب! براي دفاع کردن آماده شيد.!

ملت آتش ممکنه هر لحظه به ما برسند.

اما، من بايد...

و وقتي براي دستشويي رفتن نيست.

بله، من هم اون دختر رو دوست داشتم.

روستا!

آپا، همينجا بمون!

خداي من!

اااه، خداي من

سوکا، از سر راه برو کنار

کجا قايمش کرديد؟

اين درباره اون دوران به شما گفته؟ کسي که بر تمام چهار عنصر اصلي تسلط داشت؟

من ميدونم شما اونو مخفي کرديد!

نترس!

هي کاتارا. هي سوکا.

سلام...آنگ. ممنون که اومدي.

دنبال من ميگشتين؟

تو کنترل کننده بادي؟ تو آواتاري؟

آنگ؟

هرگز .

من سال هاي زياديه که براي ديدن اين لحظات منتظرم.

مدت ها تمرين کردم، فکر کردم اما تو فقط يه بچه اي!

خب، تو هم فقط يه نوجواني.

اگه من با تو بيام، قول ميدي با بقيه کاري نداشته باشي؟

نه، آنگ! اينکارو نکن!

نگران نباش،کاتارا، همه چيز خوبه.

تا وقتي که برگردم مواظب آپا باش.

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left