처음 200줄입니다.
مالوری، چه خبر شده؟
الکس، برگرد!
احتمال ۱۴۸ در حال انجام است.
الکس! همه واحدها، پاسخ بدین.
شروع میکنم.
شروع میکنی؟ میخوای من برات شروع کننده رو بگم؟
بهم بگو شب قبل چی یادت مونده.
یه معرفی زیرنویس میاد، درسته؟
با اسم و اطلاعاتم.
دست از اخلاق گندت بردار.
آره، اگه الان اخلاق گندی دارم،
فقط به این خاطر که کل این ماجرا کاملاً بیمعنیه.
دکتر بهمون گفت که هر
اختلال خوابی که تجربه میکنی
و هرچیزی که از هر اپیزود یادت میاد رو
ثبت کنیم. این مهمه، الکس.
به به، اگه مهمه...
به جز بیدار شدن توی یه حوض از ادرار و خون خودم،
واقعاً چیز زیادی یادم نمیاد، پس...
اگه برات فرقی نداره،
من همینطور به بستهبندی ادامه میدم.
اوه، نه، نگران نباش، من انجامش میدم.
بهت گفتم که باید دو بار بریم.
هیچوقت.
مادر عوضی!
میدونی، برای کسی که کار نداره،
واقعاً به یه تعطیلات نیاز داری.
خیلی بامزه بود!
بریم.
خب، کجا میریم؟
خب، دوستدختر خوشگل،
پر شهوت من...
آه، یه سفر رو برنامهریزی کرده.
ده روز فقط مکیدن و سکس.
اسمش رو میذاریم کلبه سکس. نه.
این اولین باریه که برای تولدت جایی میریم.
هیجانزدهای؟ خیلی هیجانزدهام.
آره، واقعاً.
ببینید این همه هیجان رو، خانمها و آقایان.
تمام مدت ازم فیلم میگیری
انگار که ستاره یکی از مستنداتتی؟
خب، الکس، مردم حق دارن بدونن.
آره، خیلی بامزه شدی.
وای. چقدر قشنگه.
آره، مثل تراس اختصاصی خودمونه.
خدای من، اینو ببین.
از آپارتمان ما بزرگتره.
میدونی، ما هیچوقت نمیتونیم یه خونه بخریم،
ولی میتونم تصور کنم که یه جای کوچیک توی یه کلبه زندگی کنیم.
میدونی یه کلبه این روزا چقدر میارزه؟
پول خونهی قشنگ نداریم.
دختر میتونه که رویا ببینه.
این دیگه چه کوفتیه؟
در ادامه در "زمینهای بازی جنزده"...
تو یه احمقی.
بچههای چرنوبیل از این خوششون میومد.
این آشغال داره سرنگون میشه.
چی میگی؟ داره قشنگ به نظر میاد.
آره، از بیرون.
اون چیزی که نمیبینی باید نگرانش باشی.
در ورودی بازه.
مهمونای عزیز... این ماییما!
"به کلبه دنج ما خوش اومدین. یه چیزایی هست که باید بدونین.
وقتی رسیدین، آبگرمکن رو روشن کنین
که زیر خونه، تو فضای زیر پلهست.
این کار توئه.
"اگه برق رفت، وحشت نکنین.
باید بعد از چند دقیقه خودش روشن شه.
اگه نشد، فیوز رو ریست کنین،
اونم توی همون فضای زیر پلهست."
قطعی برقهای متوالی. چه باحال.
تو گفتی ارزون بریم، و این
ارزونترین جا بود که دستشویی تو حیاط نداشت.
در ورودی بازه.
هی، فکر میکنی این همونه؟
آره، حتماً.
همونطور که فکر میکردم. آسیب سازهای.
هی، این بده.
- بفرمایید اول شما. - عمراً، حتی به فکرشم نباش.
اَه، باید خودم همه کارا رو بکنم.
وقتی پای
فضاهای خزنده و ترسناک وسط باشه، آره، خودت باید بری.
اون حقوق برابر زن و مرد چی شد؟
همه چی مرتبه؟
این کارو نکن!
اوه، ببخشید. حتماً داشتم راه میرفتم توی خواب.
آدم عوضی.
سلام.
اینجا خیلی بزرگه.
من عاشق این اجاق گازم.
چی؟
خاموشش کن!
دستشویی بیرون از این بزرگتر بود.
به من خرده نگیر. من میخواستم برم کاستاریکا.
آره، بعد از اینکه برنده لاتاری شدیم.
خب، نظرت چیه؟
چی شده؟
منظورم اینه...
به نظر میاد ما داریم پول زیادی خرج میکنیم واسه...
اینجا.
ببین، امسال برای هر دومون سخت گذشته.
ولی ما به این سفر نیاز داریم، الکس.
و اگه لازم بشه میتونیم از پساندازمون برداریم.
علاوه بر این، دکتر گفت
یه مدت دور بودن ممکنه برات خوب باشه.
پس لطفاً سعی کن یه کم خوش بگذرونی.
- باشه. - باشه.
دوربین خفن.
یه کم زیاده، فکر نمیکنی؟
فقط خرابش نکن.
آره، آره.
اوه! اصلاً هم بد نیست.
دست از فیلم گرفتن از باسنم بردار و شیر رو بگیر، لطفاً؟
خب، اینجا چی داریم؟
جرئت نکن به اون دست بزنی
تا تولدت برسه. جدی میگم.
کیک یا باسن، مالوری. یکیشون رو امشب میخورم.
اوه خدای من، الکس.
الکس.
اون اینجاست. با منه.
الکس.
- باید برگردی بری بخوابی. - اون کیه؟
کسی اونجاست؟
فقط منم. کسی اونجا نیست.
الکس، میتونی منو بشنوی؟
عزیزم، باید برگردی بری بخوابی.
همه چی خوبه.
هیس، هیس، هیس، هیس. حالت خوبه.
من همینجام.
هیس. همه چی خوبه.
دکترها! حتی نمیتونن سر وقت توی یه تماس زوم لعنتی باشن.
اون داره بهمون تخفیف میده
چون بیمه نداریم، پس مؤدب باش.
نه. به این خاطر که میخواد از من برای کتاب بعدیش استفاده کنه.
اون قبلاً... بهمون گفته بود که داره یکی مینویسه.
اون فقط میخواد کمک کنه.
- سلام دکتر اسنیپ. - ببخشید دیر کردم.
با یه بیمار دیگه درگیر شدم.
شب اولت توی کلبه چطور بود؟
اوه، آره، خوب بود. چیزی برای، آه، گزارش دادن نیست.
خب، این کاملاً درست نیست.
دیشب، الکس توی تخت نشسته بود
و با خودش حرف میزد.
فیلمش رو گرفتی؟
آره، گرفتم.
از آخرین باری که صحبت کردیم موقعیتهای دیگهای از پاراسومنیا
رو تجربه کردی؟
نه، فکر نکنم.
خب، ما تو رو برای
یک آزمایش خواب سه هفته دیگه وقت داریم.
که امیدوارم به نتیجهای برسه.
آره، و دکتر، اِم...
هزینهاش چقدر میشه؟
معمولاً حدود پنج هزار دلار،
اما با توجه به شرایط مالی شما،
ما تمام تلاشمان را میکنیم تا هزینه را کم کنیم.
اما، شما مسئول هستید
بابت هر دارویی که بعداً تجویز میشود.
و مطمئنیم که این واقعاً ضروریه؟
در طول حملات پاراسومنیا، افرادی مثل شما
در حالتی قرار دارند که به آن حالت تجزیهای میگویند،
یعنی شما هیچ آگاهی شناختی
از محیط یا اعمالتان ندارید.
در حالی که مردم راه میروند،
خیلی بهندرت پیش میآید که خشونت به خرج دهند
مثل کاری که هفته پیش کردی.
تنها راه تشخیص علت، مطالعه خواب است.
آره، ولی اگه یه بار اتفاق افتاده باشه چی؟
و اگه اتفاق نیفته باشه چی؟
الکس، آیا میدانی
که افراد با بیماری تو
همسر تختخوابیشان را کشتهاند؟
آیا هیچکدام از شما حاضر به قبول این ریسک هستید؟
سابقه پزشکی خانوادهات را پیدا نکردید؟
اوه، نه. نه، هنوز خبری نیست.
پاراسومنیا ارثی است، پس مهم است که بفهمی
آیا کسی در خانوادهات قبلاً این را تجربه کرده است.
باشه، آره، پیگیری میکنم.
من هفته آینده در یک کنفرانس هستم.
اگر به چیزی نیاز داشتی، وقتی به شهر برگشتم جواب میدهم.
و یادت باشد، دوربین را روشن نگه دار.
مالوری،
بسیار حیاتی است که تا جایی که میتوانی فیلم بگیری.
چشم. ممنون، دکتر اسنپ.
خیلی از کمکتون ممنونیم.
اون دکتر اسنپ،
خیلی هم آدم مهربونیه، نه؟
خب، تنها کسیه که از پس هزینهاش برمیآییم.
باز هم، کلینیک خواب کلی پول میخواد.
شاید باید یک کلیهام رو بفروشم.
فکر کردی دوباره برگردی به نورپردازی؟
روهان گفت همیشه در گروهش خوش آمدی.
کِی با روهان حرف زدی؟
گفتم، ما داریم سر یک پروژه با هم کار میکنیم.
درسته.
خب، ممنونم، ولی نه.
دیگه نمیخوام با اون آدمای خودخواه کار کنم.
وای! اینو ببین.
-آخ. طفلکی کوچولو. -شاید همسر تختش این کارو کرده.
ها ها. خیلی بامزهای. فکر میکنی باید دفنش کنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.