The Young Indiana Jones Chronicles

The Young Indiana Jones Chronicles

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

The Young Indiana Jones Chronicles S01E18 WEB-DL DSNP
다음의 해설 warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 18 The Young Indiana Jones Chronicles زیرنویس فارسی سریال

태그

webdl
게시일: 2025-12-23
다운로드: 10
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

آه

آه

سرجوخه راجندرا سینگ؛ کجا می‌تونم پیداش کنم؟

توی دسته بیست‌وسومه

باید فرمانده رو پیدا کنیم

جاسوس شدیم که از دست این‌همه بدبختی خلاص شیم

اون‌وقت دوباره برگشتیم توی همون سنگرها

سرباز: و گزارش‌های تلفات

در جناح چپ اصلاً خوب نیست، قربان

چند نفر؟

نفر قربان، مرگشون تأیید شده ۱۲۰

مرخصید

خب حرف بزن دیگه، محض رضای خدا

سروان هانری دفنس، اطلاعات ارتش فرانسه، قربان

دستور داریم سرجوخه راجندرا سینگ رو پیدا کنیم

چرا؟

دلیلی داریم که باور کنیم اون داره

اطلاعات مهمات رو با آلمانی‌ها ردوبدل می‌کنه

خیلی بعید می‌دونم

دستور ما اینه که اونو بازداشت کنیم، سروان

آتش‌بس از ساعت ۱۱ اجرایی می‌شه

جنگ تا یک ساعت دیگه تمومه

می‌دونیم، قربان

سرجوخه سینگ دیدِ خیلی خوبی

به منطقه بی‌طرفِ اون بیرون داره

ممنون، قربان

راجندرا سینگ کجاست؟

اون پایین هستش

عجیبه. داره جابه‌جا می‌شه

قرار بود همون‌جا بمونه

رمی: حتماً ما رو دیده

رمی: از این وضعیت متنفرم

نه! زنده لازمش داریم

خائن کثیف

شب‌ها چطور خوابش می‌بره؟

نه

بگردیدش

اون آلمانی دنبال چیزی می‌گشت

هی! نگاه کن

شبیه نقشه‌ست

یونانی باستانه

غیرممکنه این همون چیزی باشه که دنبالش بود

چشمِ طاووس

باید جلوشو بگیرید! جلوشو بگیرید

چشمِ طاووس

ایندی، جنگ تموم شد

ایندی

خیلی مشتاقم دوشیزه سیمور رو ببینم

می‌دونی، فکر کنم بیشتر از هر کسی دلم براش تنگ شده

دلم برای همسرم تنگ شده

اصلاً حواست هست

که تقریباً سه ساله ازدواج کردیم؟

عجیبه! کلاً ۱۰ روز همدیگه رو دیدیم

سوزت

رمی

ایندی

به دوشیزه سیمور نگفته بودی که داری میای؟

شاید تلگرامم به دستش نرسیده

باید بیای و چند روزی پیش ما بمونی

می‌تونیم از قهرمان بودنمون لذت ببریم

همه برامون نوشیدنی می‌خرن

و به داستان‌های جنگی‌مون گوش می‌دن

چرا که نه؟ جنگ تموم شده

باید دنبال قلبت بری

بیا دیگه

بیا

روث، منم، هنری جونزِ پسر

سلام، آقای جونز

متأسفم قربان. خیلی دیر اومدین

دوشیزه سیمور هفته گذشته فوت کردن

حتی نمی‌دونستم که مریضه

تب کرد، قربان

بفرمایید تو

براتون یه نامه گذاشته

دوشیزه سیمور: هنری عزیزم، خبر صلح وردِ زبون همه‌ست

امیدوارم زنده بمونم و اونو ببینم

پدرت نگران و منتظر خبری از توئه

لطفاً باهاش آشتی کن

بعدش ذهن باهوش و کنجکاوت رو صرف رویاهات کن

برای خودت کسی شو

می‌دونم که می‌تونی

با بهترین آرزوها

هلن سیمور

دوشیزه سیمور

باورم نمی‌شه

موقع جنگیدن، همیشه چهره

آدم‌هایی که براشون می‌جنگیدم رو تصور می‌کردم

مخصوصاً دوشیزه سیمور رو

ولی ارزشش رو داشت

حالا همه‌مون در امانیم

ایندی، رفیق

بذار یه چیزی بهت نشون بدم

این رو یادت می‌آد؟

همون نقشه‌ای که توی وسایل سرجوخه سینگ پیدا کردیم

نگهش داشتی؟ چرا؟

با یه یونانی‌شناس توی موزه حرف زدم

برام ترجمه‌ش کرد

اینجا نوشته:

«به چشم طاووس بنگر

چرا که تو برگزیده‌ای.»

رمی، این شبیه داستان‌های عامه‌پسندِ ارزونه

ایندی، این نقشه گنجه

«چشم طاووس»؛

همون چیزی که سربازه گفت

این می‌تونه بلیت ما

به ثروتی فراتر از رویاهامون باشه

داستان‌های مربوط به عتیقه‌های

این دوره تاریخی خیلی مبهم هستن

همون‌طور که به دوستتون گفتم

خیلی‌ها معتقدن این یه نمونه کوچیک از تندیسیه

که زمانی در اختیار اسکندر مقدونی بوده

از طلای خالص ساخته شده بود

با چشم‌هایی از الماس

بله

هر کدوم ۱۴۰ قیراط

این یه کپی از شیشه تراش‌خورده

از چشم طاووسه

اصلش باید واقعاً خیره‌کننده باشه

تندیس مدت کوتاهی

بعد از مرگ اسکندر نابود شد

رمی: اما الماس چی؟

درباره چشم‌های الماسی بهش بگین

یکی از چشم‌ها به امپراتور هند فروخته شد

و بعداً به الماس‌های کوچک‌تری تقسیم شد

و اون یکی چشم

دزدیده شد

تا به امروز، هیچ‌کس نمی‌دونه کجاست

واقعاً؟

حکایتی درباره یه سرهنگ انگلیسی هست؛

اون صد سال پیش در هند خدمت می‌کرد

و می‌گن که اون الماس رو پیدا کرده بود

این رو به من نگفته بودی

نپرسیدی

خب اگه الماس رو پیدا کرده، الان کجاست؟

توی یه معبد باستانی پیداش کرد

اما قبل از اینکه بتونه باهاش فرار کنه

توسط راهب‌های متعصب غافلگیر شد

و اونا اونو زندانی کردن

اون تونست یه نقشه رو مخفیانه برای پسرش بفرسته

و نقشه چی؟ هیچ‌وقت پیدا نشد؟

نه تا جایی که من شنیدم

ممنون

ممنونم، قربان

خواهش می‌کنم

آره، ولی هزاران معبد توی هند وجود داره

توی آب رو ببین، نزدیک سواحل هند

اون ممکنه یه اژدها باشه؟

آره، ممکنه، ولی معنیش چیه؟

باید بفهمیمش. همین

اوه

رمی، یه چیزی نوشته شده

روی پوست حکاکی شده

وقتی خیس بشه می‌تونی ببینیش

به انگلیسی نوشته شده

نوشته: «بر فراز مقبره لیکومدس

اسب‌ها راه رو بهت نشون می‌دن

به سوی بزرگ‌ترین پیروزی اسکندر.»

مقبره لیکومدس؟

آره، آره. سنگ قبر لیکومدس

توی یه موزه بازسازی‌شده در اسکندریه هست

بچگی‌هام اونجا بودم

اسکندریه

می‌ریم اسکندریه

سنگ قبر راه الماس رو بهمون نشون می‌ده

بی‌خیال رمی. باید واقع‌بین باشیم

ما پولی برای دنبال گنج گشتن نداریم

ایندی

این مال مادربزرگم بود

بفروشش

تا شما دوتا بتونید بخت و اقبالمون رو پیدا کنید

سوزت بهمون ایمان داره

مرد خوش‌شانسی نیستم؟

رمی، ممکنه این فقط یه تلاش بیهوده باشه

شاید تهش هیچی نباشه

فکر نمی‌کنم

ایندی، تو بهترین دوستمی

بیا با هم انجامش بدیم

یه ماجراجوییِ آخر

مرد: از این طرف، لطفاً

بیا پیشم. بیا پیشم. خودشه

خداحافظ عشق من

خداحافظ

سوزت: رمی، مواظب خودت باش

پولدار برمی‌گردیم خونه، عزیزم

نگران هیچی نباش

نگران نباش

یه خونه عالی برای سوزت می‌خرم

برای بازی بچه‌ها جا خواهد داشت

یه باغچه

یه ماشین می‌خریم

تصور کن ایندی، من و ماشین خودم

خب یادت نره رمی، این یه قمار بزرگه

و ممکنه ببازیم

امشب حس می‌کنم خوش‌شانسم

رمی، نری یه وقت کل

پول سفرمون رو قمار کنی، خب؟

ایمان داشته باش رفیق

اسکندریه. باز هم برگشتیم آفریقا

فقط امیدوارم شانسمون بهتر از دفعه قبل باشه

می‌شه ما رو به سمت موزه یونانی-رومی راهنمایی کنید؟

The Young Indiana Jones Chronicles subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Young Indiana Jones Chronicles

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left