처음 200줄입니다.
از كاشي ها خوشت اومد
و از اتاق خواب اصلي؟
و از طريقه اي كه درهاي فرانسوي به سمت بالكن باز ميشد خوشت اومد؟
بله، تا اينجا همه چيز رو دوست داشتم
من بيشتر اينو دوست داشتم كه مجبور نبودم هيچ كاري انجام بدم
ميو
ميو، درسته زولا
اين صداي گربه هست
راستش، وقتي خونه تموم شد من ببر تا كلش رو ببينم
تو يك ديد كلي ميخواي؟
من يك ديد كلي ميخوام
راور
آفرين زولا، راور، اين صداي شير هست
... اون يك
اون يك شير هست
ما يك اصطلاح داريم "
توی اتاق عمل
با شیر بازی نکن
اين يعنی
مهم نيست كه يك تومور چقدر ساده به نظر برسه
یا اينكه چقدر كوچك باشه
"یا شكلش چقدر خوش تراش باشه
كريستينا
يك هفته شده
بالاخره، ما بايد با هم صحبت كنيم
هنوزم یه توموره"
و هنوزم خطرناکه
"و می تونه کار دستت بده
اولش يكم عجيب ميشه
باور كن، احساس حماقت پيدا ميكني
ولي كلمات بهتون قدرت پايان مسئله رو ميدن
من از همتون ميخوام كه بعداً
كه در يك محل كه تنها هستيد اين كلمات رو بلند بگيد
من يك بيوه هستم
گرچن؟
خيلي اتفاقي بود
جيسون خوب بود و بعد يك روز
گفتن كه يكم گرفتگي داره
نارسايي كم تراكم قلبي
... و بعدش اون مرد و من
متأسفم
ولي نارسايي كم تراكم قلبي؟
ميخواي بدوني اين دقيقاً يعني چي؟
رگهاي شوهرت گرفته بودن
يعني خوش شانس بود كه انقدر هم زنده مونده بود
چون قلبش داشته اضافه كاري ميكرده تا فقط بتونه خون كافي
به مغزش برسونه حالا بقيه قسمتهاي بدنش رو رو در نظر نگير
كه باعث شده تا ماهيچه قلبش تحليل بره
تا جايي كه ديواره بطن مثل كاغذ نازك شده بود
و به زور انقباض ميكرده
چون اگر بخوام رك بگم
چيزي به اسم نارسايي كم تراكم قلبي وجود نداره
يك مريض با اينچنين علائم شديد
مثل مرده متحرك ميمونه
يك شير؟ يك شير واقعي؟
يك جوري داشت به من نگاه ميكرد انگار كه من ناهارش هستم
مطمئني شير كوهي نبود؟
يا يك گربه چاق و چله؟
من داشتم به سيمبا( اسم يك شير سفيد در انيميشن سيمبا) نگاه ميكردم
گري، تو تحت نظر مني
اوه ميبينمت
سلام
من امروز يك شير ديدم كه داشت تو خيابون قدم ميزد
من و درك داشتيم از خونه برميگشتيم
و اون همون جا توي خيابون واستاده بود
كريستينا با من صحبت نميكنه
چرا هيچ كس راجع به اين واقعيت كه من امروزيك شير ديدم كه داشت توي سياتل قدم ميزد نگران نيست؟
... متأسفم، من فقط
تو نميتوني كريستينا رو مجبور كني كه باهات صحبت كنه
بايد صبر كني تا خودش بياد جلو
تا اون موقع، يك نگاه به اين بنداز
كنترل حيوانات اومدن
يك دارت و اون بيهوش شد
از جلوي ما رفت اونور خيابون
فكر كنم جوليا و من سر چهار راه هستيم
الان پنج ماه گذشته
شايد وقتش باشه قدم بعدي رو برداريم
و ازش بخوام كه بياد با من زندگي كنه
شنيدي من چي گفتم؟
اون يك شير بود
تو جوليا رو دوست داري نه؟
دكتر وبر
تو براي امروز صبح يك عمل كيسه صفرا نداشتي؟
هندريكس داره انجامش ميده
تو راجع به شيره شنيدي
و اومدي اينجا كه قبل از همه اونو مال خودت كني
من اين پائين اومدم براي كسايي كه به كمك احتياج دارن ، اوري
من اينجام تا به بشريت كمك كنم
باشه، خب،ميتوني اينجا باشي تا به بشريت كمك كني
يا اينكه بري به اتاق عمل شماره 3 تا اون كيسه صفرا رو عمل كني
سعي خودت رو بكن، پسرم
سعي كن با من در بيفتي
مذكر 35 ساله بدنش پر از جاي پنجه هست
و دستش كه شبيه به اسباب بازي براي گاز زدن شده
اوه خداي من، اوه خداي من دستم
نميتونم دستم رو احساس كنم
نگران نباش، من ازت مواظبت ميكنم
منم همينطور
نائومي، سر نائومي چه بلايي اومد؟
شيره دوست دخترم رو خورد؟
اين زخمها خيلي عميق هستند، اوري
اسلون و تورس رو پيج كن
خودت اسلون و تورس رو پيج كن
خب، يكي اسلون و تورس رو پيج كنه، همين الان
مونث 32 ساله گازهاي خيلي بد به گردن زده شده
و شكمش دريده شده
كربي، كربي كجاست؟
خانوم اسم من دكتر بيلي هست
تو توي بيمارستان هستي
جابجاي با شماره من 3،2،1
من بايد به اين گردن يك نگاهي بندازم
كربي چي شد؟
خيلي خب، زنگ بزنيد به اتاق عمل و هانت رو پيج كنيد
من بايد بدونم كربي حالش خوبه يا نه بهش آسيب زدن؟
وضعيت اون مردي كه باهاش اومد رو هم بهم خبر بديد
نه، نه اون پوئل هست من ميخوام راجع به كربي بدونم
شيرم
از باغ وحش فرار كرده بود؟
نه از خونه يك آدم اون يك حيوون خونگي بوده
چي؟ بله
من رفتم به يك گروه براي غم و اندوه
اوه، رفتي به يك گروه براي غم و اندوه؟
كالي
رفتي به يك گروه براي غم و اندوه، آفرين
نه، آفرين نه
بد بود دكتر آلتمن
من براي شروع كار روي پروژه سلولهاي بنيادي شما آماده هستم
ميبيني؟ منظورم اينه كه كي به گروه براي غم و اندوه نياز داره؟
من دارم يك تحقيق خفن روي سلولهاي بنيادي ميكنم
من دارم رو به آينده ميرم
نه اينكه تو گذشته گير كنم، درسته؟
ببخشيد كه مزاحم ميشم
امروز روز آخر منه
فقط ميخواستم خداحافظي كنم
خب، كار كردن با توعالي بوده
برات آرزوي خوش شانسي توي شرق ميكنم
خداحافظ
خداحافظ
اشكال نداره بغلت كنم؟
چرا اشكال داشته باشه؟
درسته بيا اينجا كالين
بغلم كن
اوهوم
فكر كنم رشد كرده، بلندتر به نظر نمياد؟
البته، اون بسكتبال بازي خواهد كرد
جدي ميگم. بايد اندازه اش بگيري
اون يك شبه يك اينچ رشد كرده
من بايد لباسش رو عوض كنم
لباسش رو 1 ساعت پيش عوض كردي
لطفاً اندازه اش بگير
دارم از چشمهاي مظلوم توله سگي استفاده ميكنم
اون به اندازه گيري نياز داره
من به جدا شدن از اين پرونده نياز دارم
كپنر رو بذار جاي من يا هرچي ديگه
اين بخاطر قضيه شيره هست ، نه؟
ميخواي بري و قرباني ها رو ببيني
تو مقصر نيستي
باشه، برو برو يك نگاه بنداز و برگرد
اوه، و تا وقتي اونجايي عكس بگير
اين مربوط به شيره نيست
اين مربوط به مورگان ميشه
اون به من علاقه داره
كارو ، ما با بچه هاي مريض كار ميكنيم
و بعدش يك رابطه خيلي نزديك با والدين اونها داريم
اين طبيعيه، فقط بايد باهاش كنار بياي
و تو ... مرزها رو تعيين كني
... من دارم سعي ميكنم، ولي اون جوري رفتار ميكنه انگار كه ما، ميدوني
من نميتونم دكتر اين بيمار باشم، باشه؟
الكس، اون خنديد
بايد بياي ببيني، اون داره ميخنده
اوه، باشه
ميخواي از سرويس من بري كنار
ميتوني بري
ولي الكس
بهتره كه منظورت واقعاً همين باشه
منظورم همينه
باشه منظورم همينه
شكم مريض كاملا جر خورده و باز شده
طحال و روده در معرض ديد هستند
چي شده؟
يك شير رو بجاي حيوون خونگي نگه داشته
اونم سعي كرده كه اين رو بخوره و بعدش هم در رفته
و بعدش سعي كرده كه مردم رو بخوره
چونكه يك شيره
كي يك شير رو توي خونش نگه ميداره؟
بهت ميگم كي يك شير رو توي خونش نگه ميداره
يك ديوونه
الانم چون اون ديوونه هست
معنيش اين نيست كه لياقت يك درمان عالي رو نداره
در حقيقت، ما ميرم تا جون اون زن ديوونه رو نجات بديم
تا من بتونم بهش بگم كه ديوونه هست
افتاد؟
بهت گفتم كه يه شير ديدم
ميدونم كه ميدوني
دوباره درمورد كريستينا هست؟
هر دفعه كه ميخوام باهاش صحبت كنم ميذاره ميره
پس فقط بهش بگو كه من چقدر متأسفم
آرزو ميكنم كه ميتونستم اشتباهم رو پس بگيرم
اگر ميتونستم... اين فقط سكس بود
فقط بس كن
No comments yet. Be the first to leave one.