처음 200줄입니다.
نشر این زیرنویس بدون ذکر منبع ممنوع و غیر قانونی است.
در سال ۱۹۳۲، مهاجمان ژاپنی ایالت مانچوکو را در شمال شرقی چین تأسیس کردند.
پس از انتصاب حاکم پوییِ دست نشانده،
قانون برده داری در سراسر ایالت اجرا شد
و ناشران و روشنفکران چینی مورد تعقیب و دستگیری قرار میگرفتند
ما میتونیم یک دوستی پایدار بسازیم !
استعمارگران ژاپنی از روش های ناجوانمردانهای استفاده میکردند
مثل تخریب فرهنگ و تاریخ چین،
و تجزیه ی شمال شرق کشور از سرزمین مادری.
در این میان، معلمان و دانش آموزان سعی میکردند تا فرهنگ چینی را در میان تاریکی زنده نگه دارند.
درحالیکه مدام با سرکوب خونین پلیس نظامی ژاپن مواجه میشدند.
دومین ارباب جوان خاندان گائو، جو مین
و همچنین سومین ارباب جوان جو هوی بود که...
در مواجهه با خشم مردم مانچوکو و فشار بین المللی،
امپراطور ژاپن به ارتش دستور داد که فعالیت های دانش آموزان در گروه های مطالعه و کتابخوانی متوقف شود.
اما این، تازه شروع داستانه...
مترجم: Mobarake
"دبیرستان پسرانهی کینگ هی"
حمله کنید!
اسم من آپیه (به معنی گوز :)
البته اسم واقعیم نیست
آخه کی اسمشو میزاره گوز
خوب فکر کنید
تنها از طریق اعتقاد راسخ میشه دو کشور رو با یک قلب پیوند داد
چطور میتونیم یه صلح ابدی درست کنیم
ساکت شید.
بخدا از قصد نخواستم همچین اسم مستعاری بهم بدن
خودش مثل کنه بهم چسبید
پس منم با خودم عهد بستم رئیس دبیرستان بشم
تا اسم مقدس آپی رو تبدیل به معتبرترین اسم مدرسه کنم
اینیم که میبینید نود و نهمین تلاشم برای رئیس شدنه
و کسیم که بین من و تخت پادشاهیم وایساده
مردیِ که الان تو اون حموم خراب شدس
تا الان دیگه حتما انقدر فشار آورديد که بفهمید من قهرمان اصلی نیستم
آخه کدوم قهرمانی اینجوری وارد میشه
ولی این پسری که الان کف پاش تو دهن منه قهرمان واقعیه
معرفی میکنم، رئیس دبیرستان کینگ هی
جینگ هائو
ر-ر-رئیس
قبلا بزرگترین دارودستهی این مدرسه بچه های ژاپنی بودن
بروبچ چینیم نوچههاشون بودن
تا اینکه ایشون قدم رنجه کرد
اینطوری شد که دانش آموز سال دومی ژاپنی، موتو رو شکست داد
خلاصه که تبدیل شد به سلطان جینگ هائو
اینام سربازای وفادارشن
طاووس و دو نقطه
البته واسه خودشون سلاطینی هستن
ولی تا قبل اینکه جینگ هائو بیاد،
هرکدوم جناحای مختلف رو رهبری میکردن
و همه ی انرژیشون صرف یه نبرد بی پایان بین خودشون میشد
که دیگه قدرت نداشتن جلوی دانش آموزای ژاپنی وایسن
ولی اگه از من بپرسی،
تو این جنگایی که بین خودشون راه انداختن،
یه دوستی داداشی فوق العاده بینشون بوجود اومد
دعوا راه ابراز احساساتشون به همدیگس
داداشای من...
با برادرای خودتون نجنگید!
مردی که زیر اون چتره اسمش چیباتاس
دو نفر پشت سرشم نوچه هاشن
قبل اومدن جینگ هائو،
اون پادشاه مدرسه بود
حتما هیچوقت فکرشم نمیکرد،
که جینگ هائو تبدیل به بزرگترین دشمنش بشه
خلاصه که با رهبری جینگ هائو، همه باهم متحد شدن،
تا جلوی ظلم و زورگویی دانش آموزای ژاپنی رو بگیرن
اما این نبرد هیچ برنده ای نداشت
کوری مگه پدسگ!
چی نالیدی؟
این داداشمونم که مخ تشریف داره، اسمش تان جیاموئه
دوست بچگی جینگ هائو که الان مشاورشم هست
ایشون نبرد جینگ هائو و چیباتا رو تموم کرد
و باعث شد دبیرستان به صلحی که الان هست برسه
هیچکس نمیدونه تان جیامو دقیقا چه ترفندی زده
یا چطور تونسته بین اونا سالم بمونه
وضعیت الان مثل یه آتشفشانه
قبل اینکه همه چی از کنترل خارج بشه،
دانش آموزای چینی و ژاپنی آتش بس کردن
آپی
عذر خواهی کن
ببخشید
تاکاهاشی
تو هم عذرخواهی کن
داداش...
معذرت میخوام
جیایو!
آپی
انگار امروز هیچکی چیزی نداره رو کنه
کسی نمیخواد بیاد بجنگه؟
مرد خشنی میزنی
چشماتم ترسناکه
حیف که باهات حال نکردم
بیا پسر، بیا که کار خودته
این پسر...
کسی دوست داره روش شرط ببنده؟
بیا
رو خودم شرط میبندم
رو این پسرم کی شرط میبنده؟
من! من! من!
۲ تومن
۵ تومن، ۱۰ تومن
ایول!
یک، دو، سه...
حرکت!
- تو میتونی! - جیایو، جیایو!
چرا انقدر زور میزنی؟
- من هلت میدم تو بیفت - باشه بابا
یک، دو، سه
تو واقعا...
خیلی قویای!
این کلاهبرداریه!
الفرار!
مَشَنگی مگه؟
"تو واقعا خیلی قویای؟"
خیلی ضایعه داداش!
رئیس، تو اول برو
من اینجام!
صبر کن!
فااااک!
معذرت
فقط یه مدت این شلوارو قرض میگیرم
اون اینجاست!
بدویید!
وایسا کاریت نداریم!
میگم وایسا توله سگ!
هی!
یکم به سلولای خاکستریت استراحت بده
انقدر ازشون کار میکشی از پا میوفتن
بزار تو حال خودم باشم
دارم به عشق گذرایی که در یک آن طوفانی شد فکر میکنم
رئیس
استاد... استاد جدید
یه استاده دیگه، خب که چی؟
خیلی جاذابه!
کو؟ کجا؟
اونجاست
- سلام استاد - سلام استاد
درسم خیلی ضعیفه
سلام عرض شد استاد
سلام استاد
سلام استاد
سلام
استاد جدید،
همونه؟!
خود سرنوشته
- جیایو! - جیایو!
جیایو!
طاووس
بابا دارم فیگور خفن میگیرم خیر سرم
انقدر توله بازی در نیار
پدسگ
داداشم..
دارم تخصصی بهت آموزش میدم
دهنت بو سیر میده
عزیزم میخوای برم گم شم راحت شی؟
تو ذهنت مسمومه به من چه داداش
اینجور مواقع باید یه حرکتی بزنی
یه حرکت؟
اگه زد تو گوشم چی؟
ولی اگه خوشش بیاد چی؟
یه حرکت میزنم...!
سلام استاد
سلام
هی، استاد، استاد!
بله؟
من یه سوال دارم
هیچوقت فراموش نکن که تو تنها وارث خاندان چیباتایی
اگه همینطوری ادامه بدی به فنا میریم
ببخشید که منتظر موندید، خوش آمد منو بپذیرید.
مشکلی نیست
امروز برای دیدن شما و خانواده چیباتا
اینجا جمع شدیم
خاندان شما میتونه دوباره به اعلیحضرت امپراطور،
خدمت کنه.
احتمالا چیزی از "پاتوق مطالعه" شنیدید؟
یچیزایی شنیدم
اونا تبلیغات انقلابی گسترده ای پخش میکنن
مثل مخالفت با تقسیم مانچوکو که ایدهی شرق آسیای بزرگه
واسه همین نمیتونیم فعالیت هاشونو نادیده بگیریم
و خوبیت نداره از زور واسه یه مشت دانش آموز استفاده کنیم
واسه همین، رئیس ماتسویی امیدواره که از شما کمک بگیره
اصل مطلب اینکه،
اگه دانش آموزا بین خودشون بجنگن
ارتش بدون اعمال زور به نتیجه میرسه
عذر میخوام رئیس، میترسم که....
بسپرینش به من
پس بالاخره برادرت اومد خونه
رویای من خدمت به ارتش و شاهنشاه امپراطوره
تو خیلی قاطعی
یه مرد از خانوادهی جنگجو بایدم اینطور باشه
ارتش امپراطوری همکاری خاندان چیباتا رو هیچوقت فراموش نمیکنه
میسپارمش به خودت
عذر میخوام
سیگار کشیدن تو سالن تمرین ممنوعه
منم معذرت میخوام
دیگه بهتره رفع زحمت کنیم
بزودی باید دم این خاندان سگ پرور و بچینیم
امروز خیلی بی فکر عمل کردی
نه تنها مانچوکو،
حتی ژاپنم الان دست ارتشه
برای برگردوندن شکوهمون، باید باهاشون کار کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.