처음 182줄입니다.
. من امشب اجرا دارم تو همينجا هستي ؟
. - آره ، آره . خيلي خب -
الو ؟ الو ؟
خيلي شاخي ، آره ؟
دوست دارم ببينم جرات داري . بياي بالا تو روي خودم بگي
خُب ماجراي سياست چيه ؟
من که درک نميکنم . درست ميگم دوستان ؟
. باورم نميشه
"يه جايي خوندم اين "برنتانو ... تو نيويورک بهترين جا
. براي آشنايي با دختراست
. اولش باشگاه بدنسازي بود . بعدش سوپرمارکت . حالا هم کتاب فروشي
. ميتونن هرجا دلشون خواست تاسيسش کنن . کسي با کسي آشنا نميشه
. جري اين بتکدهها رو ببين
بايد برم هنگ کنگ قبل از اينکه . همشون رو به چين برگردونن
. بهترـه عجله کني
. من زحمت رو کم ميکنم
. پسر ، اينو ببين . هنگ کنگ کالسکههاي انساني رو غيرقانوني اعلام کرده
. هميشـه فکر ميکردم اونا توي نيويورک عالي ميشن
آره . شهر به وسايل نقليهي . ضعيف و کند بيشتري نياز داره
. خُب ، "الين" هنگ کنگ رفته
. بايد يه زنگي بهش بزنم
. امشب تو مراسم سالانهي "پيترمن"ـه
. هموني که پارسال توش رقصيد
. نه ، اون رقصيدن نبود
. هي ، "ليو" اونجاست
- اوه ، "ليو" کيه ؟ . "دايي "ليو -
. "اوه ،آره ، درسته . دايي "ليو
. اسم کوچيکشُ فراموش کرده بودم
من ديدم چيکار کرد ؟
خُب ، يه چند روزي سرتُ گرم نگه ميداره ، نه ؟
خُب ، "الين" امسالم ميخواي برقصي ؟
. شايد . رو کل صورتت
. اگه ميخواي برقصي ، آشپزها ميخوان بدونن
. تا از آشپزخونه بيان بيرون
. پارسالُ از دست دادن
. دوستان من ، يـه سر سلامتي
:به قول "ملانيشن"هاي موفرفري گينـهي نو کـه يکبار گفتن
خُب ، کي ميرقصه ؟
. هيچکس ؟ باشه . پس من مجبورم خودم شروع کنم
. سلام . من "زک"ـَم
. سلام . منم بينوام
ببخشيد آقا . چيکار دارين ميکنين ؟
. مشکلي ندارم
شما اون کتابُ با خودتون تو دستشويي برده بودين ؟
انتظار داري چي بشنوي ؟
. مجبورم کردن بخرمش . اين لعنتي صد دلار برام آب خورد
. چطور جرات کردن
يه خبري برات دارم ، اگه به خاطر دستشويي . نبود هيچ کتابي هم وجود نداشت
آره ، شنيدم که "گوتنبرگ " عادت داشت . زمان زيادي رو اونجا سپري کنه
. اونا قهوه ميفروشن . کلوچـه سبوس
. کلي چيز واسـه خوندن هم احاطهت کردن
. انگاري برات تلـه گذاشته باشن
. "نقاشيهاي فرانسوي سبک دريافت گرايي"
... به نظرم تصاوير روستايي خيلي سودمند بود
. خيلي ممنون
وقتي يه سري ديگه مشغول کار شدن . برميگردم اونجا و پسش ميدم
- ميخواي يه فيلم ببينيم ؟ . - نميتونم . با دايي "ليو" قرار دارم
. ديدم تو کتاب فروشي دزدي کرد
. ايول ، "ليو" . داخل آدم شد
- دوباره تو ماشين خوابيدي ؟ . - آنفولانزاي کوکتل
. اوه . درسته . مهموني بزرگ
تو که دوباره نرقصيدي ، نه ؟
. نه
. يه راه بهتر واسه تحقير خودم پيدا کردم
. يه يارويي بود و ما يکم زيادي مشروب خورديم
- رفتي خونهاش ؟ . - بدتر
. رو ميز ريختيم رو هم جوري که انگار آخر عمرمونه
. واي ، مستها ريختن رو هم . يه داستان کلاسيک براي شرکتها
تهش چيزي هم چاپ کردين ؟
ميدوني واسه يکي تو مقام من اينکار چقدر شرم آوره ؟
- مقامت چيه ؟ . - من يه دستيارم
. - هي ، منم همينطور . - آره ، منم همينطور
واي ، خدا . چرا اينکار رو کردم ؟
. الآن شدم هرزهي شرکت
. خُب ، مگر اينکه به همه بگيد باهم دوستين
. واي درسته
، چون اگه باهم قرار بذاريم ... چيزي که همه ديدن فقط يه
. لحظهي زيبا بين دو تا عاشق بود
برعکس يـه کشمکش جانانـه از . مبارزات هرزههاي رومی
. آفرين
اوه ، سلام . ميتونم واسـه شما عزيزان نوشيدني يا ساندويچ درست کنم ؟
. نه ، خودمون خورديم
ولي ميتوني يه سري از اينا رو . از تو دست و پا جع کني
. "جري" . اينُ ببين
ايدهم راجع به کالسکه هاي انساني تو نيويورک رو يادت مياد ؟
. - خُب ، ميخواييم عمليش کنيم . - نه ، نميکني
خُب ، "نومن" يه کسي رو توي اداره . پست هنگ کنگ ميشناسه
. نه ، نميشناسه
. اون ميخواد يه کالسکه بفرسته . نميشه از دستش داد
. چرا ميشه
. با يه دونه شروع ميکنيم
. وقتي گرفت کل محصول رو مياريم
ميتونه يادآور خاطرات درشکـه ... باشـه ، بدون عذاب وجدان
. يا خشم و غضب يه اسب
خُب کي ميخواد کالسکـه رو بکشـه ؟
. - خُب ، فکر کردم تو اينکار رو ميکني ... - آره ، ولي من فکر کردم
... واي کـه اين از اون لحظات ناجوره
بيخانمانها چطورن ؟
نميشه بعداً نگران اونا باشيم ؟
. براي کشيدن کالسکه
. اونا اطلاعات زيادي راجع به خيابونا دارن
. هميشه اطراف شهر ميچرخن
خُب چرا يه چيزي بهشون نبنديم ؟
. خُب ، اين اولين فکر منطقيه که کل امروز شنيدم
. "جري" سلام
خُب ، "ليو" اوضاع چطوره ؟ حالت خوبه ؟
. هنوزم گوشم زنگ ميزنه . انگار تلفنه
باشه ، باشه . خُب پولي چي ؟
کم آوردي ؟ يکم پول لازم داري ؟
جدي ميگي ؟ . من بايد به تو پول قرض بدم
. ولي نميدم
. "ليو" . ديروز توي "برنتانو" ديدمت
چرا سلام عليک نکردي ؟
. چون خيلي سرت واسه دزدي کتاب شلوغ بود
. بازم ميتونستي سلام کني
. اوه ، من ديدم دزدي کردي
. اوه ، براشون مهم نيست . هممون اينکار رو ميکنيم
کي ، مجرمين ؟
. شهرونداي پير . چيز خاصي نيست
. - ممکن بود دستگير بشي . - دستگير ؟ بيخيال
. من يه پيرمردم . گيج شدم . فکر کردم پولش رو دادم
اسمم چيه ؟ ميشه منو برسونيد خونه ؟
. ""ليو
. باشه ، باشه . آقاي فوق مثبت
. - منظورت رو فهميدم . - ممنون
ميشه يکي اون تلفن لعنتي رو جواب بده ؟
. معلومه منو "زک" باهم از قبل دوست بوديم
چي با خودت فکر کردي ؟ . اينکـه من هرزهي شرکتـَم
... خُب
... خُب ؟ ما سه ماهه که باهم قرار ميذاريم
. بين خودمون و هرکس ديگه که ميخواي بگي باشه
. واي پسر
- اون "زک" نيست ؟ . - آره
ناراحت نيستي ؟
. آره . واي پسر
. خُب ، گوش کنيد ... حالا شما سه تا دست چين شدين
از بين اون تقريباً دهها نفري . کـه درخواست داده بودن
... حالا ، چيزي که ما دنبالشيم
يه سري از آقايون بيخانمان سخت کوش . مثل خودتون ، براي کشيدن کالسکهست
حالا . برام مهم نيست اهل کجايين ... يا چطوري به اينجا رسيدين
. يا چه بلايي سر خونتون اومده . ولي بايد از نظر بدني سالم باشين
. دولت
چون کشيدن کالسکه يه چيزي . بيشتر از پاهاي قوي لازم داره
. به بالاتنـهي بسيار ورزيده هم نياز دارين
. يا يه پيراهن
خُب ، کي اول مياد ؟
- اسمت لطفاً ؟ . "- "راستي
. " "راستي
ميدوني ، يه زماني يه اسب ميشناختم . اسمش "راستي" بود . توهين نباشه
. خُب ، حالا . اينُ تا آخر خيابون ببر
. يه دور کنترل شده بزن و برش گردون . بذار ببينيم چي توي چنتـه داري
. - خُب ، حاضر و برو . - حلـّه
. فرمش خوبه
خودتُ آماده کن چون مجبوري کل روز . براي يه پول خيلي کم اينکارُ بکني
- هي ، اون چيکار داره ميکنه ؟ . - فکر کنم داره کالسکمونُ ميدزده
. خُب ، پس اون رد شد
. من کار رو قبول ميکنم سالاد سيب زميني
. بله . بايد اين کتاب رو برگردونم
. شرمنده ، نميتونيم کتابُ پس بگيريم
- چرا ؟ . - رفتـه توي ليست سياه
- ليست سياه ؟ . - توي دستشويي بوده
تو کامپيوتر اينو نوشته ؟
. لطفاً ببريدش خونه
. نميخوايم پيش بقيه کتابها باشه
خُب ، کلي کاسبي رو از دست دادين . چون من عاشق کتاب خوندنم
. باورم نميشه
. ببخشيد ، ميشه يه لطفي بهم بکني
. داييم يه مشکل کوچيک دزدي داره
داييت کجاست ؟
. اونجا اوني که اورکت پوشيده
. اگه بشه يه لطفي کنيد و يکم بترسونيدش . به راه راست هدايتش کنيد
. يـه کد پنجاه و يک ، پنجاه توي بخش کتاب داريم . تمام واحدها آماده باشن
. دريافت شد . چشم
5150 . اين فقط ترسوندنه ، درسته ؟
... بايد ازتون بخوام از سر راه بريد کنار
. و بذاريد ما حلش کنيم
. حمله . حمله
چيه ؟
. - من يه پيرمردم . گيج شدم . - شما بازداشتي
. فقط ميخواستم بترسونيدش
. "جري" . تو لوم دادي
سلام ؟
No comments yet. Be the first to leave one.