처음 132줄입니다.
اگه شوخی نباشه به نظرت اشکالی داره؟
آکاری تو با برادر بزرگترم قرار میزاشتی؟
متاسفم
هنوز دوسش داری ؟
البته که نه
هدفت از دیدن آکاری چیه؟
کی فهمیدی من برادر کوچیک تر یاماتو ام؟
یاماتو سنپای؟
ترجمه اختصاصی تیم my asian tv منبع چنل تلگرامی kdrama_k_world @ مترجم دینا
اگه دستت رو ول کنم جوابش رو میدی مگه نه؟
من ...
دوستت دارم آکاری
ایزومی اعتراف کرد که دوستت داره؟!
نمیدونم چیکار کنم چون این به یاماتو سنپای مربوطه
مثلث عشقی بین دوتا برادر با یه زن ...
یه جورایی هیجان زده ام میکنه
من جدیام میدونم
_خب جوابت چی بود آکاری ؟ _ها؟
چون جوری که پیش بره الان به تو بستگی داره
احساست چیه؟
احساس من ...؟
حالا که درباره اش فکر میکنم این کتاب فروشیه ...
خروجی غربی یه کتاب فروشی هست که هنوز بازه
آه ...
خیلی وقته ندیدمت
درسته
متاسفم میخواستم بهت زنگ بزنم
مشکلی نیست
باید گیجت کرده باشه متاسفم
مشکلی نیست...
این
دنبال این میگشتی؟
خب ... آره
وقتی فکر کردم که کتابیه که دوسش داری ...
گفتم شاید بخونمش خب بهتر باشه
منظورم ...
احتمالا فکر میکنی شاید عجیبم
متاسفم
احتمالا منم مثل توام
ایزومی همیشه توی قلب من بوده
صبر کن
اووم...
منم همین طور
منم دوست دارم ایزومی
ایزومی؟
مطمئنم الان یه قیافه عجیب به خودم گرفتم
متاسفم
اما فقط میخواستم بهت احساساتم رو بگم
ببخشید خیلی منتظر موندی تا جواب بگیری
فقط داشتم به خودم فکر میکردم
باید بهت میگفتم که چه قدر اون موقع خوشحال بودم
باید بهت میگفتم
ایزومی
لطفا با من قرار بزار
منم خوشحال میشم
ببخشید خجالتی ام
اصلا موندم چه طور به دوستام بگم ...؟
که دارم باهات قرار میزارم
اوهوم
برادرم چی؟
_چی ؟ _میتونم اول به اون بگم؟
بیا با هم بهش بگیم
میخوام خودم بهش بگم
ببخشید منتظر موندی
شما دو تا امروز میخواین چی بهم بگین ؟
راستش میخواستیم بهت یه چیزی بگیم
خب چی هست ؟
راستش ...
من دارم با ایزومی قرار میزارم
عام....
بالاخره
منظورم اینه ... میدونستم شما دو تا در نهایت قرار میزارین
حتی اون روزم بهت گفتم آکاری درسته ؟
قبلا در این مورد صحبت کردین ؟
آه خب ...
اما خوشحالم به هر دوتون تبریک میگم
_ممنونم _ممنونم
آکاری از الان به بعد ...
میتونی به عنوان برادر بزرگتر دوست پسرت بهم اعتماد کنی
بله اینکار رو میکنم
امیدوارم اینبار درست بشه
_قرار ؟ _با آکاری ؟
اونا قرار میزارن امروزم قراره برن سر قرار اول شون
از دیروز بی صبرانه منتظره ایزومی خیلی بانمکه
فوجیمیا؟
_فوجیمیا؟ _بله؟
داری گوش میدی ؟
آره گوش میدم
اصلا نمیتونم شکست بخورم
آکاری
_آکاری ببخشید منتظر موندی _اشکالی نداره
_من کسی بودم که زودتر از ساعت معین اومده _امروز قراره چیکار کنیم؟
دوست داری اول یه چیزی بخوریم ؟ خیلی گرسنمه
_باشه _یه رستوران هست که خیلی دوست دارم برم
پشت خیابون اونطرف یه رستوران هست که غذاهاش شنیدم خوبه
تا اونجا فکر کنم ده دقیقه بیشتر طول نکشه نظرت چیه ؟
_اووم... خوبه _ پس بریم
خوشحالم درباره اش از قبل سرچ کرده بودم
آه ...
حالت خوبه ؟
چرا کفشی رو انتخاب کردم که معمولا نمی پوشم؟
سایزش مناسبته؟
آره دقیقا فیته
_ببخشید که مجبور شدی باهام بیای خرید _مشکلی نیست
حالا بریم
از کدوم طرفی بریم تا به رستوران املت برنج برسیم؟
آه ...
_یه لحظه صبر کن _باشه
اووم _خب ؟
از ساعت ۲:۰۰ امروز کاملا رزو شده
احتمالا نمیتونیم بریم اونجا
ببخشید تقصیر من بود
_تقصیر تو نیست _ ولی خب اگه به خاطر کفش ها خرید نمی رفتیم ...
_واقعا ببخشید متاسفم _اینطوری عذر خواهی نکن
متاسفم ...
دنبال یه جای جدید میگردم یه لحظه صبر کن
باید دنبال رستوران های دیگه هم می گشتم
آکاری داری به چی فکر میکنی الان ؟
چی؟
داشتم فکر میکردم که
حتی وقتی که داشتیم درباره ی اینکه کجا غذا بخوریم
معمولا می گفتی با هر چی باشه اوکیم
من مثل تو نیستم ایزومی
شاید یه کمی وحشت دارم
نمیخوام دوباره مثل قبل شکست بخورم
منظورت از قبل ...
وقتیه که با برادرم قرار میزاشتی ؟
آره
_چرا بهم زدین ؟ _ ها؟
_اگه نمیخوای مجبور نیستی بهم بگی برام مهم نیست
برادر تو و من ...
اصلا از اولش هم یه زوج مناسب نمی شدیم
No comments yet. Be the first to leave one.