처음 200줄입니다.
... آنچه در انتقام گذشت
من تو و کمپينِ تو رو
از پولم جدا کردم
ناتالي واترز، من اينجا تازه واردم
اونجا رازهاي زيادي وجود داره
که هر کسي يک رازي داره
و دير يا زود، من حتي راز شما رو هم ميفهمم
من شک دارم به اين زوديها باشه
من متاسفم که تو خانواده شما يه مرگ اتفاق افتاده
شنيدم امروز از شهردار يه مدال گرفتي
و با نشان و اسلحهام گذاشتمش تو اداره
روي ميز رئيس - چرا؟ -
پليس بودن به روحيات من نميخورد
من يه مامور افبيآي رو کشتم .. يه مامور ... بد رو، اما هنوز
و ما در اين مورد دروغ گفتيم
من دنبال يه مدرک عليه اميلي بودم
اونها تو اين کار با هم هستن
از اين براي هردوشون استفاده کن
خب، اين غيرمنتظره بود - آره، براي منم همينطور -
.::©ارائه اي پرافتخار از مرجان و پري سا ©::. .::© Marjan.Zandieh & Rain Angel ©::.
... خب
من بايد برم
و منم بايد دوباره غاز بچرونم
خب، من يه کارهايي بايد بکنم که هنوز نکردم
خب، منظورم اينه که کجا بايد باشي
بهتر از اينجا؟
عادلانه اس
زندگي من
جوري هست که دقيقا به جايي بودن هدايتم نميکنه
من واقعا نميتونم تصور کنم
... چند سال گذشته، همه چي تموم شد
... من خودم رو گم کردم
.. و حالا
ما مجبور نيستيم اين کار رو بکنيم
چي کار؟ - حرف زدن راجع به گذشته -
پس من چطوري از رازهاي تاريک و عميقِ تو سردربيارم؟
من .. من ميتونم بهت اطمينان بدم
که چيز زياد جالبي تو زندگي من نيست
حداقل تا الان نبوده
و من نميخوام از اون مردايي باشم که
حرفشون با دلشون يکي نيست
ما ميتونيم به جاي حرف زدن عمل کنيم
اين واقعا شد يه حرفي
ميتونيم عمل کنيم به جاي حرف زدن
گيج کنندهاس
... مارگو
ممنون که اومدي - باعث خوشبختيه -
اما به نظر مياد من بدون دسته چکم اومد
نه، نه، نه، نه. اينطوري نيست
خبر بدي دارم
شرايط مالي من تغيير کرده
از طرف يه وکيل مالي يه تلفن داشتم
و بهم اطلاع داد که پدربزرگ دنيل
ادوارد گريسون، فوت کرده
خيلي متاسفم - اون مرد خيلي خوبي بود -
وصيت نامهاش امروز خونده ميشه
بايد ارثيه خوبي به جا گذاشته باشه
من و ادوارد هميشه رابطه خاصي با هم داشتيم
و حتي وقتي من و کنراد طلاق گرفتيم
ادوارد به من اطمينان داد
که من جاي خودم رو تو قلبش دارم
و تو وصيتنامهاش
اون هميشه اهل عمل بود
اما راه بهتر براي اينکه به يادبود آقاي گريسون احترام بذاري
اينه که از ارثيه
براي جايي استفاده کني که نتيجهاش توش لذت ببره؟
خب، احترام واقعي
زماني هست که ارث اون براي کمک به موسسه دنيل باشه
چي فکر ميکني اگه من يکي از اتاق خوابها رو
براي پرستارِ تو و بچهات در نظر بگيرم؟
اين لطف توست، ويکتوريا
ميتونم من اين رو به تو بگم
براي پذيرفتن پيشنهادم
من تو رو توي مهموني رز ديدم
و از حدسي که زدم
تو خودت رو در برابر انتقام اميلي قرار دادي
براي پاک کردن اسم دنيل
نيازي نيست نگران چيزي باشي
اينها از گهواره بچهام دور ميمونه
خيلي سريع رفتي، وقت نداشتي
که صندوقت رو جمع کني؟
يه حادثه برام اتفاق افتاد و رفتم
... ببين، من ميدونم که زمان سختي رو داشتي اما
نميدونم چقدر بد بوده
متاسفم
تقصير تو نيست
ببين، من بازم باهات در تماسم
من فکر ميکنم تيم خوبي اينجا داشتيم
اين چيز شخصي نيست، بن
بازم ميبينمت؟
آره
به نظر مياد ما الان دوستاي مشترک داريم
حدسش رو ميزدم
پس، جک پورتر ميخواد بعد از اين چي کار کنه؟
يه کارايي که خيلي وقت پيش ميکردم
اميلي امروز ضبح از خونه بن هانتر اومد بيرون
ببين ميتوني سر از کارش دربياري
چرا هنوز بايد اين مساله رو ادامه بدم؟
من يه فيلم از جک پورتر بهت دادم
که به قتل يه مامور افبيآي اعتراف ميکنه
مثل اينکه فراموش کردي، اين کارها براي خراب کردن خوشنامي اميلي هست
براي کاري که با دنيل کرد
و اين رو بدون ... وقتي براي تلف کردن نداريم
اين فيلم اولين مهره دامينو ميشه
که شخصيت واقعي اون رو نشون ميده
ببخشيد مزاحم ميشم
اين گزارشات سه ماهه هست که خواسته بودي
مرسي سيمون
بابت فيلم ممنونم
فردا صبح، دنيا
خيلي براي اميلي تورن متفاوت خواهد شد
صبح بخير همسرم (ايتاليايي صحبت ميکند)
ما الان تو ايتاليا هستيم؟
حدود هشت ساعت ديگه اونجاييم
يه خورده زودتر يا ديرتر
براي اينکه جشن عروسي
بدون يه ماه عسل گزاف ميشه؟
ايتاليا، آره؟
حدودا؟
جايي که اسپرسو داغ داره و مردهاي داغتر
من شنيدم فرانسه اين موقع سال خيلي خوشگله
عاليه، پس چمدونت رو ببند
يا فقط يه کارت اعتباري بردار
همونطور که صحبت کرده بوديم جتِ من داره سوختگيري ميکنه
پس حدود يه ساعت ديگه ميتونيم بريم
ميبينمت
الو؟
مي دوني چطوري هزينه يه
خبر مهم رو پرداخت کني؟
آره
مارگو يه فيلم دوربين مداربسته
داره که ميخواد برعليه اميلي استفاده کنه
فيلم از چي؟
مطمئن نيستم، اما اون ميخواد فردا پخشش کنه
خيلي خب، سيمون، تو بايد اين کار رو برام بکني
سعي ميکنم، اما مارگو خيلي در اين مورد محتاط هست
من نميتونم کارم رو از دست بدم
خب، من يه کار جديد برات پيدا ميکنم
حتي شايد بتونم يه مجله برات راه بندازم
هرکاري که لازم هست رو بکن
يعني، باسنت تو اين شلوار خوب به نظر مياد
چيه؟
يه چيزي پيش اومده
نميتونم الان بيام
خب، چقدر زمان نياز داري؟ .. دو يا سه ساعت؟
احتمالا يه کم بيشتر
چرا بدون من نميري؟
اين ماه عسل ماست
خب ... من يه روز بعدش خودم رو بهت ميرسونم
و .. ضمنا
تو ميتوني هرجوري دوست داري از زمانت لذت ببري، بستني جون
البته
بستني
رالف و آليس ديگه کدوم خرايي هستن؟
کورگيِهاي ادوارد گريسون
ببخشيد. چي گفتي؟
سگهاي ايشون بهتون رسيدن
تو اين گزارش اومده که هفته ديگه
با پرواز درجه يک از اسکاتسدال ميرسن
همين؟
حتما يه اشتباهي شده
صبرکنيد، حق با شماست
شما همينطور مالک تختهاي مدل بيربري سگها هم هستيد
من فقط به امضاي شما نياز دارم
اينجا، اينجا و اينجا
پس ارثيه چي شد؟
متاسفم، خانم گريسون
املاک ادوارد گريسون که
شما منظورتون هست به همسرشون رسيد
همسرش؟
اون بيست سال پيش مرد
ببخشيد دير کردم
تو همسر ادواردي؟ اين راز تو بود؟
فهميدي، خيلي خوبه
خب، آخرين باري که باهاش حرف زدم
نه با کسي آشنا شده بود و نه تجديدنظري روي وصيتنامهاش کرده بود
اين چه جور کلاهبرداري هست؟
کلاهبرداري نيست
من و تدي چهار ماه پيش ازدواج کرديم
پس صحبت شما اين اواخر نبوده
همسرت يه هفته پيش مرد
و اولين کاري که کردي
اين بود که بلند شي بيايي هامپتون
و حتي به من نگفتي
که پدرشوهرم فوت کرده
تو دو روز هويت واقعي خودت رو پنهان کردي
و براي چي؟
که بري مهموني رقص
يا من رو جلوي دوستام خجالت زده کني؟
من شما خانمها رو تنها ميذارم
ما نياز به تنهايي نداريم. ما نياز به يه قاضي داريم
اين وصيت نامه قلابيه
من تازه اومدم به هامپتونز
که ببينم تو چه آدمي هستي
که تو رو توي شرايط ببينم
جايي که دليلي براي تنفر از من نداشته باشي
و ممکنه من بهت کمي مهربوني نشون داده باشم
اما ديدم که تو دوستات رو روسياه کردي
تو به همون اندازهاي که تدي ميگفت شرور و بدطينت هستي
ادوارد من رو ستايش ميکرد
No comments yet. Be the first to leave one.