처음 52줄입니다.
"قوانين تغيير ناپذير عشق اول"
کيم جئونگ هون در نقش جونگ گو
سونگ جي ايون در نقش يئو ري
:: قسمت 8 : راه هاي جدايي ::
معلم، يه لحظه صبر کن
تو..فقط تو ميتوني با اينجور کارا کوچيکم کني
پس ...ديگه جلوم ظاهر نشو
~ستاره هايي که تو آسمون شب ميدرخشن~
~صبح ناپديد ميشن~
~به دلايلي به نظر ميرسه من امروز بيشتر شبيه تو شدم~
~...پس چشمامو ميبندم~
~... من فقط~
~...ميخوام نور يه ستاره باشم~
~....ستاره هاي زيادي با پشتکار چشمک ميزنن~
برگشتي؟
غذا ميخوري؟
حتي اگه قبلا خوردي باز يکم بخور
....غذاي مورد علاقتُ
مشروب خوردي؟
بوي الکل حس ميکنم
خوشمزه به نظر مياد نه؟ بوش عاليه، مگه نه؟
بيا زود بخور
ميخواي رامن بخوري؟
اگه به حسن نيت کسي که سفره رو چيده فک کني،حداقل بايد تظاهر به خوردن کني
!چـِم شده؟
هي! پارک جونگ گو
اينکارا رو ميکني که باهام بهم بزني؟
که خسته ـم کني و بندازيم دور؟
متاسفم تو متزلزل شده بودي
متاسفم که متزلزل بودنُ ادامه دادي
واقعا متاسفم
...اما، يئو ري ..من
اون زن....زنه منه
از قبل انتخاب کرده بودمش
زن؟
دو هانا
ميگم...اجازه بده بره
تو يکي رو داري که از قبل عاشقشي
تازه اونم دوسِت داره
...پس بذار دو هانا بره
منظورت از "اون" کيه؟
همون،همون زني که باهات زندگي ميکرد
همون زني که ميگه....حتي اگه بميره هم عاشقت ميمونه
يئو ري؟
..يئو ري
معلم
ببخشيد
خانوم
چرا اومدي؟
به هرحال خودمم ميخواستم ببينمت
لطفا بشين
متاسفم، اما چيزي که دنبالشي اينجا نيست
No comments yet. Be the first to leave one.