Make a Girl

Make a Girl (メイクアガール)

Farsi/persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Make A Girl 2024 1080p BLURAY x264-NESTED
다음의 해설 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

태그

bluray
게시일: 2026-08-18
다운로드: 9
청각 장애인용: No

Farsi/persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫زنده بمون.

‫زنده بمون.

‫تو زنده می مونی.

‫با من.

‫3 دقیقه ‫تا تکمیل شدن باقی مانده

‫هی، تو! وسط کلاس ‫نباید نودل فوری بخوری؟

‫اِمم، قرار نیست دستگاه بیاری اینجا!

‫این دیگه چی بود؟

‫این دیگه چه کوفتی بود؟

‫اون دیگه چی بود؟

‫حتما کار خودش بوده.

‫اَه، لعنتی!

‫بازم تو و این خرابکاری هات، میزو تاماری!

‫اوه، سلام.

‫سلام.

‫"در حال تحلیل"

‫"تحلیل به پایان رسید"

‫آه، تویی اری. بیا تو.

‫یه مدت که نبودم، ‫آزمایشگاه یه جوری عوض شده، آکیرا.

‫جدی؟

‫در اصل همه چی مثل همیشه هست.

‫راستی، الان داری روی چی تحقیق میکنی؟

‫روی چی تحقیق میکنم؟

‫معلومه دیگه. ‫فکر کنم هوش مصنوعیه.

‫"هوش مصنوعی عمومی"

‫قبلا برای سالت ها یکی ساخته بودی، نه؟

‫این بار مدل میتونه ‫کارهای شناختی رو تقلید کنه.

‫واو، خیلی خفن به نظر میاد.

‫پس اون دیگه چیه؟

‫عروس دریایی هایی ‫که به صورت مصنوعی

‫پرورش داده شدن و ‫هیچ وقت پیر نمیشن.

‫البته پنج تاشون تازگیا مُردن.

‫که این طور. اون یکی چیه؟

‫یه ربات تغییر شکل دهنده هست. ‫موقع تغییر شکل خراب شد.

‫هوم. و اون یکی...

‫یه دستگاهه که تو پنج دقیقه ‫برام نودل درست میکنه.

‫خودت درست کنی احتمالا سریع تره.

‫این که دیگه کاملا مشخصه.

‫یعنی همه شون شکست خوردن.

‫تا حالا نتونستم ‫هیچ چیز به دردبخوری بسازم.

‫این که اصلا درست نیست.

‫بالاخره سالت ها رو که تو ساختی.

‫اونا بیشتر شبیه یه جور میراث از مامانن.

‫ای بابا، این حرفو نزن...

‫اَه، لعنتی. دیدی؟ ‫اینم یه شکست دیگه.

‫شاید اصلا برای این کار ساخته نشدم.

‫یا...

‫مامان؟

‫یه لحظه صبر کن، آکیرا.

‫آکانه؟ چی شده؟

‫بیا. معلم گفته اینو بنویسی، ‫یه چیز قشنگ هم بنویس.

‫نامه عذرخواهی؟

‫من که حتی نمیدونم برای چی.

‫انگار که کم پیشامد داشتی...

‫مگه سالت نظافتچی مدرسه رو دستکاری نکردی؟

‫این نامه برای همون ماجراست.

‫که من خسارتش رو پرداخت کردم.

‫پس بنویس دیگه، ‫که دیگه همچین اتفاقی تکرار نمیشه.

‫فهمیدم.

‫اگه این قدر اصرار داری، آکانه.

‫ها؟ چی؟ ها؟

‫یه لحظه!

‫یعنی تو...

‫هااا؟

‫اون میتونه دست خط منو ‫کاملا تقلید کنه.

‫این جوری دیگه جلوی معلم ها خیالم راحته.

‫خب، پس خودت بهش برس.

‫آخ...

‫اوه؟ بالاخره ولت کرد؟

‫کونیهیتو. یه جورایی این روزا ‫همه از دستم عصبانی ان.

‫تازه فهمیدی؟ مدت هاست داری ‫همه رو دیوونه میکنی.

‫جدی؟

‫ولی من یه خبر جدید دارم. ‫یه خبر خیلی مهم!

‫اوه؟ چیز جدیدی خریدی؟

‫نه، همچین چیزی نیست.

‫بالاخره دوست دختر پیدا کردم!

‫یه دختریه که توی کار پاره وقتم دیدمش.

‫کونی!

‫خب؟ خوشگله، مگه نه؟

‫موهاش خیلی صافه ‫و بوی خیلی خوبی هم میده.

‫آدم موقع انتخاب شریک زندگی،

‫طبیعتا به ویژگی های ژنتیکی توجه میکنه،

‫که خودش اون ها رو نداره. ‫پس اون...

‫آه، خفه شو.

‫به هر حال، دوست دخترم ‫یه پاورآپ حسابی بهم داده.

‫چه جور پاورآپی؟

‫الان توی کار پاره وقتم ‫دو برابر سریع تر کار میکنم.

‫دو برابر سریع تر؟

‫واقعا عجیبه.

‫من قبل از آشنایی باهاش ‫با الانم زمین تا آسمون فرق دارم.

‫تو هم، آکیرا. ‫یه دوست دختر برای خودت پیدا کن.

‫دنیات رو عوض میکنه.

‫پاورآپ با کمک یه دوست دختر.

‫آکیرا؟

‫میرم خونه.

‫چی؟ میری خونه؟

‫هی! هنوز کلاس داریم!

‫پاورآپ با داشتن یه دوست دختر.

‫پیداش کردم.

‫پیداش کردم!

‫راه حل اینکه چطور ‫به عنوان یه محقق پاورآپ کنم!

‫این جوری بالاخره منم ‫به یه پیشرفت بزرگ میرسم.

‫گوش کن.

‫هوم؟

‫آره، من گفتم ‫یه دوست دختر برای خودت پیدا کن...

‫"شماره صفر"

‫ولی کدوم آدم دیوونه ای میاد ‫با علم برای خودش دوست دختر میسازه؟

‫آه، منظورت شماره صفره؟

‫با این، بالاخره میتونم ‫به عنوان یه محقق پیشرفت کنم.

‫همه ش به لطف توئه، کونیهیتو.

‫باشه، تا وقتی خودت راضی باشی.

‫ولی واقعا لازم بود ‫اونو هم با خودت بیاری مدرسه؟

‫هنوز دقیقا نمیدونم ‫چه جور پاورآپی بهم میده.

‫برای اینکه پاورآپ حتما اتفاق بیفته،

‫میخوام عادت های ‫اجتماعی معمولی رو بهش یاد بدم.

‫تو دیگه واقعا آدم مناسبی برای این کاری...

‫گفتی پاورآپ؟

‫بازم داره یه خرابکاری جدید میکنه؟

‫نه بابا.

‫آکیرا برای خودش یه دوست دختر... ‫یعنی، یه انسان ساخته.

‫اونم دانش آموز جدیدمونه.

‫یه انسان ساخته؟

‫آه. من فکر کردم فامیلتونه، ‫چون فامیلیش هم همونه.

‫آکیرا میزو تاماری، ‫شماره صفر میزو تاماری

‫از اون که نمیشه انتظار چیز عادی داشت.

‫تو هم خیلی راحت این قضیه رو قبول کردی.

‫خب، چیز عجیبیه، مگه نه؟

‫اگه آدم یا حتی موجود فضایی هم بسازه، ‫دیگه چیزی ازش تعجبم نمیکنه.

‫فقط امیدوارم از این به بعد ‫دو برابر دردسر درست نکنه.

‫منظورش از این حرف چی بود؟

‫آکانه بعضی وقتا ‫خیلی پیچیده حرف میزنه.

‫خب، شماره صفر.

‫حالا که دوست دختر منی، ‫باید یه پاورآپ انجام داده باشم.

‫بله.

‫تحقیقات ناموفقم بالاخره باید موفق بشه. ‫و برای همین،

‫تو نقش مهمیبرام داری.

‫بله.

‫لطفا همون جا وایسا.

‫بله.

‫بازم شکست خورد.

‫هوم...

‫شماره صفر، ظاهرا اینجا مناسب نیست.

‫بذار یه جای دیگه بذاریمت.

‫خوبه، همین جا وایسا.

‫بله.

‫هوم، اینم درست نیست.

‫با اینکه دوست دختر دارم، ‫تحقیقاتم هیچ پاورآپی نکرده؟

‫نکنه اصلا ربطی به مکان نداره؟

‫برای اینکه یه زوج پاورآپ بشن، ‫این لازمه!

‫"مجله دوشیزه"

‫اری؟ هنوز اینجایی؟

‫این چیه؟

‫مجله مانگای شوجو.

‫منم خیلی از عشق و عاشقی سر در نمیارم،

‫ولی خب اینا میتونه به عنوان ‫منبع الهام بهت ایده بده.

‫فهمیدم.

‫باشه.

‫شماره صفر، دنبالم بیا.

‫این ژست رو بگیر.

‫بله.

‫خب. حالا میتونم ازت بخوام ‫این ژست رو بگیری؟

‫بله.

‫هوم، مطمئن نیستم.

‫باشه. حالا این یکی.

‫بله.

‫بد نیست.

‫اصلا اینجا چی نوشته؟

‫به هر حال که هیچ کدوم ‫ از این علامت ها رو نمیشناسم.

‫حتی برای محققی در حد منم ‫ظاهرا زیادی سخته.

‫اری!

‫چیه؟

‫نظرت درباره این ژست ها چیه؟

‫آه، اِمم... خب، ‫خوبه دیگه، مگه نه؟

‫آکیرا؟

‫منم دوست دارم روی شماره صفر ‫آزمایش انجام بدم.

‫میتونم؟

‫به هیچ وجه.

‫حدس میزدم.

‫راه حلش رو میدونم.

‫استقلال.

‫استقلال؟

‫تو دیگه کارت از کمک گرفتن گذشته،

‫ولی شماره صفر ‫مثل یه صفحه سفیده.

‫یعنی عملا یه بچه هست.

‫پس از رابطه ها و این چیزا چیزی نمیدونه.

‫ولی من دانش رو توی وجودش نصب کردم.

‫این به تنهایی فایده ای نداره.

‫وقتی تجربه واقعی پشتش نباشه، ‫اون دانش هیچ وقت فعال نمیشه.

‫و برای همین...

‫آکانه، مگه پسرا نباید دور و برت پرسه بزنن؟

‫نباید اول کاری کنی که ‫تجربه های معمول یه دختر رو داشته باشه؟

‫امروز بریم رستوران فمیلی؟

‫اوه، چرا که نه. ‫خب، بریم!

‫آخر هفته با یامادا میرم کارائوکه.

‫چی؟ تو و یامادا؟ ‫فکرشو نمیکردم.

‫فقط تو و میزو تاماری ‫هنوز توی کلاس خبر نداشتین.

‫جدی؟

More Farsi/persian subtitles for Make a Girl

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left