Silo - First Season

Silo - First Season

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

Silo S01E05 WEB x264-TORRENTGALAXY
Silo S01E05 WEB H264-CAKES
Silo S01E05 The Janitor's Boy 720p ATVP WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Silo S01E05 The Janitor's Boy 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
Silo S01E05 The Janitor's Boy HDR 2160p WEB H265-GGEZ
Silo S01E05 The Janitor's Boy WEB H264-CAKES
Silo S01E05 The Janitor's Boy 2160p WEB H265-GGWP
Silo S01E05 The Janitor's Boy 1080p WEB H264-GLHF
Silo S01E05 2160p WEB H265-GGWP
다음의 해설 mojosan1999
🔴 30nama | محمد آوازی 🔴

태그

other
게시일: 2023-05-26
다운로드: 82
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

چرا می‌خواستی مخفیش کنی؟

کیه؟ - .باربر -

.چند لحظه

.ممنون

‫[نامه به کلانتر نیکولز: ...مرگ شبیه ‫به قتله سریعا نیرو بفرستید. آر سیمز از بخش قضایی]

.گمونم جمجمه‌ش رو با ته شاتگان خودش له کردن

حتما سختش بوده

.مارنز وجودش از آهن و خشم و تنفره

تو کی هستی؟

...این پاول بیلینگزه. اون - .آهان -

.این همون یاروئیه که می‌خواستید کلانتر شه

.اون معاون اول جدیدته

.جسد قبلیه حتی سرد هم نشده

.خب مارنز حق داشته یکی واقعا قصد جونش رو کرده بوده

شرایط تحت کنترلمونه؟

.در خونه‌ش باز بوده. یه همسایه پیداش کرده - می‌تونیم مخفیش کنیم؟ -

.می‌تونیم سعی کنیم

.اگه نکنیم به فنا رفتیم

اگه کلانتر جدیدمون یه نفر رو می‌فرستاد مراقب .مارنز باشه می‌شد جلوی این قضیه رو گرفت

.خب کلانتر جدیدتون توصیه کرد و اون نخواست

.بله شنیدم. باید نادیده‌ش می‌گرفتی - شنیدی؟ -

.آره. سر زدم و خودش و دماغ خونیش رو دیدم

کی دماغش رو خونی کرده بوده؟ - .یکی از چندین طرفدارهاش -

.تیم کفن و دفن اومدن

.خیلی خب، بیاید بریم دفتر من

.دفتر جدیدم

می‌شه بگی یه لحظه بهم وقت بدن؟

.یه لحظه

.سلام، می‌تونید برید داخل

،من فقط قراره چند ماه شهردار باشم

...پس

سعی می‌کنم تا می‌تونم .مشروب‌های شهردار جانز رو بخورم

...خب

چی‌کار کنیم؟

.رو همون روایت اولیه پافشاری کنیم

،دو تا آدم مسن سیلوگردی کردن .براشون سنگین بوده

...می‌رن پیش دکتر - .نه، با هم خاکشون می‌کنیم -

ببخشید. چی؟

.یه مراسم ترجیم. یه قبر .حفظ منابع

همچین مواقعی .حفظ منابع به هیچ‌جای مردم نیست

...ولی

.می‌تونیم بگیم عاشق هم بودن - عاشق بودن؟ -

اون جوری که همیشه به هم نق می‌زدن .واسه منم سوال بود

.ولی مهم نیست

مطمئن نیستم تو پیمان قانونی .درباره مراسم ترحیم دوگانه داشته باشیم

پاول؟ - ...برای زوج‌های متأهل، ولی -

.شهردار می‌تونه استثناء قائل شه - چرا شهردار باید همچین کاری بکنه؟ -

.تا تبدیل به داستان‌مون بشه راب

،زوجی از خادمین قدیمی سیلو

،عشقی دیر و دراز رو می‌چشن

به‌دنبال گذروندن ،سال‌های طلایی‌شون با هم بودن

.اما عمر‌شون به‌طرز فجیعی زود تموم می‌شه

.اگه تو رابطه هم بوده باشن غیرمجاز بوده

تو این سن کی به تخمش می‌گیره؟

.و حتی اگه مردم براشون مهم باشه بهتر هم هست

.مردم رو درباره عشق ممنوعه به‌حرف میاره

.حرف هرچیزی جز قتل خوبه

.به حواس پرتی نیاز داریم

.فکر خوبیه کلانتر

برای حواس پرتی، قاضی پیشنهاد داد .عید بخشش برگزار کنیم

.برای حفظ روحیه خوبه - .برای بخش قضایی خوبه -

.خب بیاید داستان عاشق بودنشون رو پخش کنیم

.بعدش یه مسابقه تا طبقه اول رو اعلام می‌کنم

می‌گم شهردار جانز عاشق .مسابقه‌ی پله نوردی بوده

.به برنده جایزه‌ی جانز رو می‌دیم

مردم عاشق یه بهونه .واسه خوردن آبجو و داد زدنن

.جانز از این مسابقه‌ها متنفر بود

همیشه فکر می‌کرد .افسارش از دست آدم در می‌ره

.شما دو تا برید. یه کم بخواید

کلانتر، یه لحظه می‌مونی؟

می‌دونی، من دیشب .به‌خاطر تو رفتم به مارنز سر زدم

.گفتم باید الان پاول رو کلانتر کنیم

.مارنز گفت صبر کنیم

.نه به‌خاطر اینکه فکر می‌کرد موفق می‌شی

...گفت خودت می‌فهمی این لقمه بزرگ‌تر دهنته

و خودت با پای خودت .برمی‌گردی همون دوده‌ آباد

.خیلی خب کافیه. بهش سخت نگیر راب

.خوشت نیومد

.که من بیلینگز رو بدون اجازه‌ت معاون اولت کردم

پیمان رو خوندی؟

.آره یه جاهاییش رو

.با بخش اداره خودت شروع کن

به وضوح نمی‌گه که کلانتر ،باید خایه‌مال بخش قضایی باشه

اما تقریبا تو تموم .صفحات در لفافه همین رو می‌گه

...امروز صبح، برنامه‌ای اجرا کردم

تا داده‌ای از ساکنین .زیر 46 سال سیلو رو جمع آوری کنه

.عددی که با اضافه کردن 6 به 40 بهش رسیدم

چهل تعداد سال‌هائیه که روث جانز ،به‌عنوان شهردار خدمت کرده بوده

،و شش سن پایه‌ی آگاهی اجتماعیه

...که در کل

...به 5,496 ساکن سیلو

از جمعیت 10,112 نفری فعلی رسید

.که روث جانز تنها شهرداری بوده که داشتن

،شهردار جانز رهبر معتمد و محبوبی بوده

،چون ساکنین سیلو رو می‌شناخته

.و اون‌ها هم می‌شناختنش

،خوشبختانه من تنها شهردار موقتم

،تا وقتی که بشه یک نفر رو انتخاب کرد

.تا پا در کفش بسیار بزرگ روث جانز بذاره

...و خب عین کفش منظورم نبوده چون

.راستش پاش نسبتا کوچیک بود

.کلانتر

مایلید چند کلامی درباره معاون مارنز صحبت کنید؟

.حقیقتا نمی‌دونم چی از مارنز بگم

.من و اون خیلی با هم جور نبودیم

.اون نمی‌خواست من کلانتر باشم

به گمونم با خیلی .از افراد چنین حس مشترکی دارم

.منم اولش این کار رو نمی‌خواستم

،اما بهم گفته بودن اگر شهردار ازت بخواد خدمت کنی

.باید خدمت کنی

،خلاصه که اینجام

،در خاکسپاری مارنز صحبت می‌کنم

.جلوی افرادی که اون رو بهتر از من می‌شناختن

.افراد غمگین

.من... من غمگین نیستم

.من... یعنی طبیعتا مرگش غم انگیزه

...اما... زندگی اون، زندگی اونا

.ارزش تجلیل شدن رو داره

،اونا زندگی‌شون رو وقف سیلو کردن

.مثل هر روز ماها

.مثل همه، از طبقات بالا تا طبقات ته

.بشنوید ای بنیان‌گذاران

روث جانز و ساموئل مارنز ،با روح‌شان به سیلو خدمت کردند

.و حال با جسم‌شان خدمت خواهند کرد

.مرگ به زندگی

.چرخه‌ای بی پایان

هنک؟

.جولز - سلام -

.سلام - اینجا چی‌کار می‌کنی؟ -

.من رو... واسه خاکسپاری دعوت کردن

.واقعا؟ ندیده بودمت

.آره. خیلی با مراسم ختم حال نمی‌کنم

.آره، واقعا هیچکس باهاشون حال نمی‌کنه

.موقع برگشت به پایین ادای احترام می‌کنم

...والک گفت که

کسی رو پیدا کردی که واسه قضیه‌ی جورج کمکت کنه؟

.آره، امروز خاکش کردیم

مارنز بود؟

.گندش بزنن

می‌گم اونا... رو برای من آوردی؟

.آره - آره؟ -

ببین، انتظار نداری که یه مرد رو 144 طبقه ...با یه قوطی پیراشکی بفرستی بالا

.و طرف دو سه تاش رو نخوره - .فقط یکی مونده -

.هیکلم گنده‌ست

حالت چطوره؟ - .خوبم. آره. ردیفم -

والک تو رو فرستاده مگه نه؟

.آره، و شرلی

آره. چون نگرانم بودن؟

.جولز، همه نگران همه چی‌ان

موقع بالا اومدن .طبقه 72 یه سر به فامیلم زدم

و اون ازم پرسید امنه .بچه‌هاش برن مدرسه یا نه

...زمونه خطرناکی تو سیلو شده و - .و شک داری از پسش بربیام یا نه -

.نه، حرفم این نیست

.اینطور به‌نظر اومد - ببین، می‌شه گوش بدی؟ -

.می‌دونم از پس هرچی که اراده کنی برمیای

اما اینم می‌دونم که هیچکدوم ماها .تنها از پس این کارها برنمیایم

،خب ببین، من هیچوقت معاون نمونه سال نشدم

،ولی اگه چیزی نیاز داشتی

.فقط یه قوطی پیراشکی باهات فاصله دارم

.جناب معاون

.کلانتر

.می‌گم هنک - هان؟ -

مترجم: محمد آوازی @mojo_translations

.ازت خوشم نمیاد

.می‌دونم - .تو صلاحیت نداری کلانتر باشی -

مخالفتی ندارم. حرف دیگه‌ای هم هست؟

هولستن بکر بهترین کلانتر کل تاریخ سیلو بود

،مارنز بهم گفت یه اتفاقی بین شما دو تا افتاده

.و هولستن برای همین رفته بیرون تمیزکاری

.خب، مارنز اشتباه می‌کرده

تو این کار رو قبول کردی که بفهمی .کی جورج ویلکینز رو کشته

،وقتی ویلکینز مرد .معاون طبقه ته یه پیام فرستاد

گفت یه مهندس به اسم نیکولز .ادعا می‌کنه ویلکینز به قتل رسیده

بعد اولین کاری که بعد بالا اومدنت کردی .این بود که پرونده ویلکینز رو خواستی

.یه قراری باهات می‌ذارم

.همه چیز تو این دفتر از زیر دست من می‌گذره

،اگه می‌خوای کاری انجام بشه

حالا چه پیدا کردن قاتل ویلکینز باشه ،یا خریدن یه مداد جدید

.به خواسته‌ی من عمل می‌کنی

خواسته‌ت چیه؟

.قاتل مارنز رو پیدا کن

...باشه، این کارمه، پس

منظورم قبول کردن اون بدبختی نیست .که بخش قضایی مقصر جلوه‌ش می‌ده

.یعنی، واقعا بفهم کار کی بوده - چرا بخش قضایی باید یکی رو مقصر جلوه بده؟ -

.چون حقیقت به هیچ جای قاضی مدوز نیست

.نه، تنها چیزی که براش مهمه حفظ نظمه

،و وقتی یه شهردار و معاون کشته بشن

.اوضاع سریع بی‌نظم می‌شه

پس می‌خوان قتل رو بندازن .گردن هرکی که دستشون بهش می‌رسه

،ازت انتظار دارن همکاری کنی

.تا اون نشان براق و آپارتمان خوبت رو نگه داری

،اما اون وقت اشتباه کردی

چون می‌خوان تو رو بندازن دور .و بیلینگز رو بذارن جات

مگه خواسته‌ی تو همین نیست؟

،حقیقتش، شاید بخوام بفهمم کی مارنز رو کشته

.اما مارنز، براش مهم نبود

فقط نمی‌خواست ...بخش قضایی یه بدبخت فلک زده‌ای رو

.واسه تمیزکاری بفرسته بیرون که حقش نبوده

.بعد ناهار برمی‌گردم

کجا می‌ری؟

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left