처음 182줄입니다.
زيرنويس از مهدي shine021
بریم که.
چک، چک. یک، دو.
عصر به خیر، لس آنجلس.
گفتم عصر به خیر، لس آنجلس!
باشه. این شدش.
آره، آره، آره. خودتون میدونستین کی بودین
همون موقع که اولین بار بهتون دادیمش.
به بارِ کشِ خوش اومدین، همگی.
امشب مجری شما هستم، بی جِی، معروف به بریزی.
امشب سه شنبه است. پس خودتون میدونین یعنی چی.
دو نفر یا بیشتر بیارینتون رو صحن. گروهیه.
پس تا وقتی پولتون خرج میشه و کمرتون قوس برمیداره،
بهتره یه رفیق جدید پیدا کنین، چون امشب داریم میریزیم تو کار. مامی!
میخوام ببینم چطور میزنیش حتماً میتونم باهات درست رفتار کنم
فقط یه دقیقه از وقتت امشب به من بده
هر دومون اینجاییم که یه خوشی کنیم
پس بذار بزنه به تخته
-آره! ووو! -آره!
یه جی!
ستارهٔ داغ!
- آره، یه جی. بیا! - یه جی، یه جی!
یه جی! داغونی!
خوشتیپی!
من امشب آواز نمیخونم.
دختر، چرا میخونی.
-بیا. -چی میخونی بخونی، ها؟
- وای. - تیالسی.
تیالسی؟ باشه.
-یا دستینی چایلد. - بیشتر شبیهِ اندبلیو.آ.
کجاییم، تروی؟
بیا دیگه.
- وو هو! - بریز بیرون.
- بیا داداش. - جدی؟
هر شب همینه.
باز اون شروع کرد.
تکنوازی درام از عزیزم.
بیا داداش!
بس کن دیگه!
باز اون حرفای بیخود رو زد.
داداش، بیا دیگه.
-داری بهم میخندی. -هر شب این کارو میکنه.
داداش برو پایین از صحنه.
مرسی. باشه، همگی.
-گفتم «باشه، همگی.» باشه. -بسه، بسه.
باشه، همگی.
این آهنگ «بذار بزنه به تخته» بود از گروه دَز بَند.
ممنون، همه. میذاریم گروه برن یه پنج دقیقه استراحت کنن.
ولی الان ساعات خوشحالیه، پس حتماً نوشیدنیهاتون رو سفارش بدین.
و فلفلهای تندِ پر کرده رو از دست ندین.
فلفل تند پر کرده؟
کش، قضیه اون چی بود؟
هر شب.
هی، آفرین. چه اجرایی.
- داداش. - تکنوازی مرض.
داری میبینی؟
به خدا داداش، از این بهتر نمیشه.
یه لطفی بهم بکنین، همه. یه ثانیه.
یه نگاه به جمعیت بندازین.
هر شب، هوادارام دسته دسته میان
تا بزرگترین درامر و خوانندهٔ کشفنشده رو ببینن...
فیل کالینز.
- فیل کالینز؟ - واقعاً؟
-گفتمش. -ببین، بی صادقانه بگم،
خیلی راحت شدی اینجا. تو گیر کردی توی...
...دنیای خودت.
سارا، ببین داره چیکار میکنه.
داره نقاشی میکشه...
-توی بار. -... توی بار.
یه جی. هی. چرا؟
توی بار نقاشی میکشم چون مردای لس آنجلس
همهشون دروغگو، حقیر، از لحاظ روحی بهم ریخته و بچهننههای
انگار که اونا خودشون جایزه هستن.
ولی در حقیقت، هیچ انگیزه یا نقشهٔ واقعی ندارن.
آه، گفتم که به شدت از متعهد شدن میترسن؟
من به بازی زندگی متعهدم، جک.
اگه از من بپرسی، یه کم زیادی متعهدی.
- اممم. - ببین داداش،
من دارم مستقیم میرم به قله.
و اگه تو از ارتفاع میترسی،
پشت دروازه جا میمونی.
-متاسفم. هان؟ -این بچه...
چون من آمادم برم.
-میتونیم بریم؟ -نه.
تو میخوای یه آهنگ بخونی.
و قراره ول کنی خودتو، باشه؟
قول میدم، زندگیتو عوض میکنه.
زندگی دربارهٔ لحظه هاست، آقایون.
حس میکنم امشب میتونه شب ما باشه.
-چه نمایشی. -جدی میگم.
هیچکی خبر نداره.
باشه.
باشه.
یو.
باشه، اهالی مهمونی، برگشتیم.
چه خبرا؟ چطورین؟
فقط دارم دما رو میگیرم. چه خبر؟
خوبه. چیکار داریم بکنیم؟
یه تکنوازی دیگه، لنی کراویتز؟
وای.
انگار یه جای خالی داریم، ها؟
خانمها کجان؟
تو چی، اون یکی با لباس مشکی؟
یه جی.
ماینی یه دونوازی بخونی؟
-این لحظه توعه. -باشه، باشه. اه...
- میخوام بخونم... - یه کم بلندتر بگو.
ببخشید، مثل...
-دختر، بیا دیگه. -خانم من.
- وای، ممنون. - ممنون.
میخوام آهنگ «ضعیف» رو بخونم.
وای!
اسدبلیووی، ها؟
باشه. تی.ناوا؟
دو، سه، چهار.
همگی به دختر من یه کم عشق بدین!
وو!
وو!
باز بریز بیرون!
بسه، بس کن. ببخشید.
یو.
آها، میدونم... آی!
وای خدای من. خدا!
-حالت خوبه؟ -آره. فقط، اه...
- وای، وای. - کجا داری میری؟
نمیخوای بدونی کرهایم چقد خوب شده؟
باشه، «خوب» گفتن یه کم خوشبینانه اس.
لهجهات گوش رو اذیت میکنه.
آخ. باشه، میپذیرم.
پدرم اصلش کرهای بود.
زیاد پیش ما نبود، ولی هر چی بلد بودم ازش یاد گرفتم
- از... - ...تلویزیون.
- عی. - دیگه آخرین شوخیم بود. ببخشید.
هی.
میشه لطفاً بگم اسمت چیه؟
یه جی.
وای.
یه جی.
اه، هی.
این سالاد سیبزمینی رو نمیخوای امتحان کنی؟
منتظرم.
-باشه. میتونم؟ ممنون. -آره، آره.
خدایا، .
اوه، آره.
فکر کنم این همون باشه.
این صدوپنجاه و سومین نسخهس.
میدونی اون چیزی که میگن این جذابه؟
ما توی بار کش بیشتر آهنگای خودم رو میزنیم.
هیچ وقت بدسگال کم نداریم.
ولی میدونم یه عدهای توی جمعیت هستن که واقعاً، واقعاً باهاش حال میکنن.
هوادارای واقعی من.
الان فقط سهشنبهها رو داریم.
ولی همین که بریم آخر هفتهها، تمومه.
دربارهٔ دیده شدن، بلیط نوشیدنی، فضای تمرین قبل از برنامه حرف میزنم.
همه چی داره اتفاق میفته. کارت اعتباری پرزیدنت بلک.
امسال واقعاً سال منه. منظورم رو میدونی؟
آره.
حدس میزنم حرف نداری؟
زنده یا مرده.
اگه میتونستی با هر هنرمندی شام بخوری...
هوم.
...به جز من، کی میتونست باشه؟
ا . ا . منظورت...
همون بی جِی از آلبوم برندهٔ گرمی، «من بی جی هستم. بی جی خود منه.»
دقیقاً.
من درست مثل اون تخممرغ میترکونمش.
ا .
این عالیه.
تو با کی شام میخوردی؟
دارم بهش زل میزنم.
اینو تو کشیدی؟
-اه... آره. -مرضه.
میدونی چیه؟ این دیوونست.
میدونی چیه؟ این دیوونست.
میتونم یه چیزی واست بزنم؟
-این آخرشه. -باشه.
باید طرح جلد آلبوممو درست کنم. این دیوونس.
-باشه. میکس نشده هنوز. -باشه.
قضاوت نکن.
هر وقت آماده بودی بهم بگو.
-آماده. آماده. -آمادهای؟
خوشت اومد؟
No comments yet. Be the first to leave one.