처음 198줄입니다.
تمام شخصيت ها، اسامي، سازمان ها و اتفاقات زاييده)
(ذهن نويسنده و شباهت آنها با واقعيت تصادفي است
...تیم زمان طلایی، یک تیم ساختگی س)
(و همچین تیمی در نیروی پلیس وجود ندارد
دیگه باید برم..ممنون که وقت گذاشتین
..میدونستی
دو کانگ وو قرص میخوره؟
..اون عوضی
مشکل مغزی داره
بعضی از کارایی که میکنه رو یادش نمیمونه
..به نظر من یادش نمیاد که سه سال پیش
چیکار کرده
کاراشو یادش نمیمونه؟
آهان داره جالب میشه
چطور پیش رفت؟
ماهی طعمه رو گرفته..بشین و نگاه کن
..خیلی خوشحالم..این پلیسه کانگ کونجو
خیلی رو اعصابم بوده
میدونی قراره چه اتفاقی بیفته؟
هنوز رازه
هر کسی باید با سرنوشت خودش رو به رو بشه
وقت که روز حساب برسه و درا باز بشن
ما قدرتمند و شکست ناپذیر میشیم
..اونا با چاقوهای تیز
به جون هم میفتن
سگ شکاری رو پیدا کردی؟
یکی پیدا کردم که واسه کار ما عالیه
..کاری کردم که از خانم پلیسه بخاطر اینکه
ردش کرده،عصبانی بشه
دیگه حالا نمیتونه جلوی عصبانیتشو بگیره
فقط میخوایم واسه رفتار ناردستش یه درسی بهش بدیم
واسه مون دردسر که نمیشه نه؟
اینقد الکی نگران نباش
تنها کسی که تو این دنیا داره سگشه
الانم میاد اینجا چون بهش گفتم مبلشو بیاره
اگه یکم کمتر خودخواه بود
عمر بی فایده ش طولانی تر میشد
هی همسایه من اومدم
کار خوبی کردی
پس همسایه به چه دردی میخوره؟
اگه کمک نمیکردی کلی تو زحمت میفتادم
فقط یه هفته س
اول شما
باشه..صبر کن..جا میشه؟
آهان..عالی شد..خیلی خوبه
اوا..اینجا رو...بهترین جا واسه ش
بذاریم همینجا؟
بفرما
کاری نکردیم ولی گرمم شد
اوهو اینا چیه؟
چه سرگرمی عجیبی داری
انتظارشو نداشتم
اینا نقاشیه یا عکس؟ چه جالبن
خودت کشیدی؟
من خیلی آدم کنجکاویم
چه یخچال خوبی داری
این همه حرف زدم تشنه م شد،آب بردارم؟
حتما
اینا چیه؟
مچ پا
اینا چیه؟ انگشت
دست
مچ دست
میخوای یه سوال جالب ازم بپرسی؟
چی؟
..خیلی وقت پیش، توی یه روستا، یه زنی بود
بهش میگفتن روده دراز، بسکه دوست داشت پشت سر مردم حرف بزنه
راجب همه چی هم غلو میکرد
..ولی
وقتی مردم روستا ازش پرسیدن
چرا یه همچین حرفایی میزنه
گفت: مگه چیه؟ خواستم جالبترشون کنم
اینجوری جواب داد
مسخره نیست؟
خب حالا سوال اینجاست
..اگه
من یکی از اعضای اون روستا بودم چیکار میکردم؟
من اصن نمیفهمم چی میگی
از طفره رفتن خوشم نمیاد
..بنظرم بهترین کار اینه که
درسی بهش بدی که دیگه تون کارو تکرار نکنه
اگه زبونشو کوتاه کنی بهترین کاره نه؟
هی چرا اینجوری میکنی؟
ای وای یادم رفت به سگم غذا بدم
میبینمت
وایسا
صبر کن
نجاتم بدین
نجاتم بدین
یعنی
واقعا نمیدونی منظورم چیه؟
میگم بهت یادم میدم که چطوری ساکت بشی
تظاهر میکنم هیچی ندیدم
واقعا میگم
دیگه تا آخر عمرم دهنمو باز نمیکنم
نجاتم بدین
نجاتم بدین
نجاتم بدین
هرچقدرم بلند داد بزنی کسی صدات رو نمیشنوه
خواهش میکنم..غلط کردم غلط کردم
اینکارو نکن ازم بگذر
ببخشید..ببخشید
چه نیازی بود که با اون زبونت مردم رو آزار بدی؟
از دیدنت خوشحال شدم
..کاراشو
یادش نمیمونه؟
آره
..همیشه افسوس اینو میخورم که
..چرا اون روز
به حرفای هیونگ جون توجه نکردم
..اون
کارایی که میکنه رو یادش نمیمونه
شاید واسه همینه که قرص میخوره
قرص؟ چه قرصی؟
مواد پواد میزنه؟
ای بابا
چرا اینقد ازش بدت میاد؟
بیخیال..اصن نباید حرفشو میزدم
هر چی گفتم فراموش کن
بله کانگ وو؟ باشه
باشه الان میام
میگه موردی پیش اومده
باید برم سر صحنه..میبینمت
احمق
تو که نمیخوای حرف بزنی از اولش هیچی نمیگفتی
الان بهم بگو
..راستش دو روز پیش
که رفتیم قاتل زنجیره ای مونگ یونگ دانگ رو ..بگیریم
قاتل رفت تو یه ساختمون نیمه ساز
واسه همین ما هم از هم جدا شدیم
بعد صدای ضربه شنیدم
کانگ وو
دو کانگ وو
چیکار میکنی؟ دیونه شدی؟
میکشیش که
کانگ وو.. داری میکشیش
چرا اینجوری میکنی؟
کانگ وو
کی اومدی؟
این..این چش شده؟
هی
..انگار که
اصلا یادش نمیومد چیکار کرده
..و ازم پرسید
کی قاتله رو به اون وضع انداخته
..و
..همین که سوار ماشین شد
چندتا قرص انداخت بالا
در مورد قرصایی که میخوره تحقیق کردم
داروی اعصاب بود
موارد مصرف: حمله ناگهانی،اختلالات روانی) ( ناشی از افسردگی
رئیس کانگ هنوز نیومده؟
..رفت واحد جرائم سنگین یه چیزی چک کنه
هنوز برنگشته
باشه
واحد جرائم خشن
اون موقع بود که فهمیدم
..گاهی دو کانگ وو
بیهوش میشه
خودتم خبر داری درسته؟
یه مریضی که باعث میشه بعضی کاراتو یادت نمونه
..گفتی که امکان نداره بدونی
دقیقا تو قلب مردم چی میگذره
..ولی میدونستی اون دو کانگ ووی عوضی
متخصص پرونده های قتل با نقص عضو بود؟
..وقتی عجله داشت با دست خالی
تیکه های بدن مقتول رو میذاشت کنار هم
هر چی بیشتر اصرار کنین که همدستی وجود داشته
من بیشتر مطمئن میشم که کسی که سه سال پیش
مچ هیونگ جون رو قطع کرده، دو کانگ وو بوده
برای اینکه اون پلیس شده تا مطمئن شه
میتونه از اون روی خودش فاصله بگیره
..من خودم
با کلی روانی سر و کار داشتم
..ولی اقدامات سرگروه دو برای تیم زمان طلایی
درست بوده
اون با احساست خالصانه قربانی ها رو .. نجات داد و
از سر مجرما نگذشت
کسی هم که سه سال پیش رشوه گرفته
کارآگاه نا هیونگ جون بوده
سرگروه دو فقط سعی کرده از اون محافظت کنه
ولی اگه نیاز باشه میتونم مدرک بیارم
فکر کردی رئیس واحد جرائم خشن پونگسان احمقه؟
خودمم میدونم
فقط بخاطر آبروش لاپوشونی کردم
..حالا این موضوع رو بشه یا نشه
فرقی در این که دو کانگ وو مجرمه نمیکنه
..ولی میدونستی هیچ اطلاعاتی از
..دوران زندگیش تو ژاپن
و قبل از اینکه به کره بیاد، نیست؟
..هیچ اطلاعاتی از پدر و مادر خونیش
یا زندگی ای که تو ژاپن داشته نیست
..یا حداقلش
اطلاعاتی مربوط به مدرسه و دبیرستانش
ولی اینم نیست
براساس شجره نامه، عضو خانواده پدرخونده شه
..و مادرش
یه سال پیش فوت شده
No comments yet. Be the first to leave one.