The Rookies

The Rookies (素人特工)

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

The Rookies 2019 720p WEB-DL
다음의 해설 Mehrasa
♐️ آپرا، سینمای آنلاین شما Upera.tv - ارائه ای از سنتور ساب - مهرسان، ساناز حاجی ابراهیمی، سجاد روان خواه♐️

태그

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
게시일: 2021-08-24
다운로드: 43
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

- نه! - نه، صبر کن، نه!

پیاده شو!

نه، نه!

عزیزم، بهت قول دادم که دنیا رو باهم تغییر میدیم.

یادته؟

و بزودی، اونو پیش روی خودت میبینی.

نگران نباش.

تحت کنترل دارمش.

تازه کاران

اگه غذاهای بیشتری مثل این هست،

برای ماموریت های بعدی روی من حساب باز کن.

درسته. حتما، البته.

هی، میائو میائو.

یه بطری نوشیدنی دیگه.

یه گرونترش.

دریافت شد.

ما داریم با اف بی آی

حرفه ای کار میکنیم تا جاسوسی یه گروه پاسپورت جعلی رو بکنیم.

مهم تر.

ما خیلی زیاد نوشیدنی خوردیم، کی حسابش میکنه؟

- صورت حساب. - بله.

درخواست صورتحساب کردن.

به به چه جیگری اونجاست

ببینش خوشگله رو

- چی گفت؟ - شبیه گربه درجه یکه.

آره، راسو خوبیه.

دارو ها!

ماموریت لغو شد!

ماموریت لغو شد!

کافیه.

چرا این کار رو کردی؟

صدای تو سرم بهم گفت بزن، منم انجام دادم.

باز کن.

ناظر، در شکسته.

- و همچنین تهویه ی هوا. - رئیس.

- نه، نه، نه، خواهش میکنم، نه. - پیش یه دندون پزشک برین.

داری تا سر حد مرگ می ترسونیش.

داره پیر میشه.

تو برای آخرین دندون اصلیش دخلش رو دراوردی.

ما هممون پلیس اینترپلیم اینجا.

- پسر خوب. - همش تماشا میکنیم.

هی.

و هیچ حرکتی نمیکنیم.

آره، اما من اون معامله رو خراب کردم، نکردم؟

بیا اینجا.

نرخمون تو چند سال گذشته ست.

اینجا 100عه.

اینم ماییم.

اینجا متوجه چی میشی؟

پایینه.

- خیلی پایینه. - اشتباهه!

دارای ثباته.

اگه افزایش پیدا میکرد، باید همیشه بالا نگهش میداشتیم!

پلیس جهان خواهر و برادرا مونن.

مثل امروز، که ما کنترل میکنیم.

اف بی آی دستگیر میکنه، ولی از سوی دیگه اگه ما دستگیر میکردیم،

کار اف بی آی رو انجام میدیم.

پس، چطور میتونم اینو به برادر و خواهرامون توضیح بدم؟

دارو ها!

کاربامازپین و لیتیم کربنات

برای اختلال دو قطبی و افسردگیه.

بی ثباتی غیر قابل کنترل تو بعضی از موارد

دارو های مداوم رو میطلبه.

به خودت نگاه کن، به کنترل ترافیک تنزل یافتی.

و بعد، به روابط عمومی میری.

و دوباره به یگان کی 9

و اونا حتی...

خفه شو.

میخوای خسارتش رو بدی؟

نگاه کن، اونجا رو میبینی؟

اینجا، 1000 سال حکمت وجود داره.

همشون تک منظورن.

من تقاضا فرصت دارم.

در انتظار مرگ.

این پذیرش سرنوشته.

برای لذت بردن از سال های آخرت.

حالا، صحبت کردن باهات رو باید قطع کنم.

ممنون، قربان.

سلام، به همگی و طرفداران دنبال بادم.

صبح بخیر!

- آره! - فنگ، خیلی خوشتیپی.

- خیلی خوشتیپه. - خیلی خوبه!

- من بخاطر استاد فنگ اینجام! - من دقیقا اینجام، فنگ.

امروز، همتون خیلی خوش شانسین که دارین تماشا میکنین.

استاد فنگ کاملا دست خالی به اون بالا میرسه.

آره!

باز این پخمه.

- سلام. - سلام.

قانون های قدیمی.

هرکسی که اول پایه رو دست بزنه برندست.

داداش، راستشو بخوای.

من از زمان مهدکودک با قوانین بازی نکردم.

میخوای بازی کثیف راه بندازی؟

نه، نه، امکان نداره، امکان نداره.

مشکلی نیست.

زمان دارم.

- خوبه، گرسنه ای؟ - هان؟

غذا سفارش میدم.

- آبگوشت. تند، خوبه؟ - حتما و یکم خون اردک.

فهمیدی، برق گیر.

نه، واقعا، ما روی یه...

هی، هی، الو؟

هی!

چه نگرشی.

چی، اون از ارتفاع میترسه؟

بخاطر تصویر درخشان تو اینترپل،

امیدوارم همه کسایی که اینجان تموم تلاششون رو بکنن.

- خیلی خب؟ - باشه!

درسته، ببرش بالاتر!

- بالاتر! - آره، بیشتر.

به سمت راست. راست، تکون نخور!

- دقیقا اون طرف، درسته. - سمت چپ بره بالاتر!

گفت تکون نخور!

- وایسا! - برو راست، راست.

چیزی نگین اونجا.

- به من گوش کنین! - باز این احمق؟

آشغال بی مصرف.

چه حیف.

خیلی تو چشم نباش.

صاعقه، لطفا!

صاعقه! فکر میکنن کی هستن؟ هان؟

همه شون رو با باد بندازین.

وزش باد، وزش!

- هی، تکون نخور. - نمیخورم.

ولی داره حرکت میکنه.

غیر ممکنه.

برق گیر از فولاده.

هیچ چیزی جز صاعقه برای ترسیدن وجود نداره.

نمیتونم تکون بخورم، پاهام بی حسه.

و من باید برم دستشویی.

بیا، فراموشش کن.

تو بردی، باشه؟

بگیرش، من دارم میرم. تو اول میری؟

- من بردم؟ - پاهام.

من بردم!

پیروزی!

ژائو فنگ، متقلب!

- خداحافظ. - چه میشه...

بیای پایین و باهام بجنگی؟

دوستای عزیزم اون پایین، دوست دارم الان از مادرم تشکر کنم.

و شما، طرفدارام و دوستام.

ژائو فنگ!

آره!

کی ترسیده بود، هان؟

دوربینم!

حالا این شد یه ورود.

برو استقابل مهمونمون.

- نه! - داشتی چیکار میکردی؟

اون برای یه معامله اینجاست.

ازت خواستم یه لیوان نوشیدنی براش بریزی،

نه اینکه بگیری بکشیش

و حالا یه انگشتت رو از دست دادی.

و برای چی، درسته؟

بفرما، بشین.

شنیدم که مثل یه سایه میای و میری.

من همه چیزیو دربارت میدونم آقای رابینسون.

خوبه که میبینمتون.

تا آخر بخور.

بیاین باهم بنوشیم.

بخور.

درسته.

خوبه.

دی ام 85 و پادزهرش

و هردوشون اینجا تو چمدونن.

و مال من کجاست؟

تو راهه.

اما اگه میخوای، الان میرم برات میارمش.

یا میتونم... یکم بشینم.

پنج تان.

چمدون دارن.

آقای رابینسون ازم خواست که بیام.

چی گفتم؟

سر وقت، سروقت، سروقت!

فهمیدین، فهمیدین؟

بشین!

همه شون رو آوردی؟

- اول بررسیش کن. - قبلا کردم.

چی باهاشه؟

اون کیه؟

من دومین نفر خانواده امم.

اون کیه؟

باهام حرف نزن مگه اینکه لایقش باشی.

رئیس اینجا قانون ها رو میسازه.

فقط با قانون های خودم معامله میکنم.

من اینجا فقط با یه نفر صحبت میکنم.

فکر میکنی کی هستی؟

دستور بده میندازمش بیرون.

پدر بزرگت رو بگیر!

پدربزرگم تو رو میکشه.

- تو یه برخوردی داری! - درسته لعنتی،

- منم یه برخوردی دارم. - من همه پسرام رو اینجا دارم!

پس این تفنگایی که آوردمو ببین

میدونی در روز چند نفر رو میکشم؟

میدونی در روز چند نفر رو میخورم؟

حتی نمیتونی موفق بشی که از در رد بشی.

و تو نمیتونی از این سیاره خارج بشی!

- خفه شو! - نه، خودت خفه شو!

رئیسم گفت خفه شو!

- بذارشون زمین! - گفتم همین الان!

- بذارشون زمین. - تفنگ هاتون رو بذارین زمین.

More Farsi Persian subtitles for The Rookies

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left