처음 200줄입니다.
....:::::::: Sara_FirstSub ::::::::.... ::::: تـقـدیم می کنـد :::::
(قسمت 5)
بله ، بونگ جا؟
شاهد پیدا کردن؟
قاتل کیه؟
چی؟
خانوم لی گوانگ نام.
شما تو دانشگاه دوست پسر داشتید ، درسته؟
و چون کار درست و حسابی نداشت ،مادرت بهت فشار آورد که ازش جدا بشی
به همین خاطر تصمیم گرفتی باهاش فرار کنی
اما مادرت پیدات کرد
و مجبورت کرد بری پیش پزشکی در اوبی گیوم
بالاخره باید یه جوری از شر اون بچه و پدرش خلاص میشدی یا نه؟
حتی بعد از ازدواج با شوهر فعلیت ،
بهت گفت نباید بچه دار بشی
وگرنه میشی یکی مثل اون
بعد از اونم کلی پول ازت قرض گرفت ،احتمالا اون ازدواج برات تبدیل به یه کابوس شده بود،درست میگم؟
نـه
اون خیر و صلاحمُ میخواست
دیگه از دست مادرت و نِق نِقـاش خسته شده بودی بنابراین کنترلتُ از دست دادی.....
میگم نه
من هیچ کینه ای ازش نداشتم
گفتم که اون همه اینکارا رو بخاطر خودم کرد
اگه زن اون پسره یه لاقبا شده بودم الان به این اندازه خوشبخت نبودم
مداخله مادرت باعث شد که با اون وکیل ازدواج کنی
اما اون مدام ازت پول می گرفت.
حتی تهدیدت کرد که همه چیُ به شوهرت میگه
به همین خاطر کشتیش
نـه! من اینکارُ نکردم!
خانوم لی گوانگ ته
از زمان فارغ التحصیلی ـتون تا به امروز شغل درستُ حسابی نداشتید
.... با 29 سال سن
یعنی از 24،25،26،27،28،29 ....
شما شیش سالِ که بیکار ـید
کلی کار پاره وقت کردم مگه چیه؟
این روزها پیدا کردن کار درست و حسابی آسون نیست ،
اما شما از دوره دبیرستان تا الان دارید از نزول خورا وام میگیرد
زنی که ثبات نداره و نیازمند پولِ.....
مگه کسیم هست که به پول نیاز نداشته باشه؟
حق باتوئه
پول تنها چیزیه که همه بهش احتیاج دارن
هرچقدر بیشتر بهتر
عجب آدمی هستیا
آخه اینم شد دلیل؟
خودت عُرضه نداری قاتلُ پیدا کنی اونوقت به خودت اجازه میدی که یه بیگناهُ متهم کنی؟
میگم کار من نبود!
(چئونگام )
ببخشید.
چیکار میکنی؟
چته؟ واقعاً که!
شما گفتید هرسه نفرتون شب قبل از حادثه باهم بودید،درست میگم؟
-بله - بله.
یعنی تمام شبُ باهم بودید؟
- بله - بله
تو که اونشب جایی نرفتی؟
اون شبُ میگم
بعد از اینکه باهم گپ زدیم هرکدوم رفتیم تو اتاق خودمون تا بخوابیم
راس میگه گوانگ شیک از خونه زد بیرون
خانم لی؟
الان یادم اومد
اونشب باید به یه نفر ایمیل میزدم برای همین رفتم کافی نت
آخه سیستممُ تو خونه جا گذاشته بودم
اون زمان تو خونه اونی زندگی میکردم
بهرحال دیر یا زود حقیقتُ میفهمید دارم راستشُ میگم
...درضمن
....اونشب قبل از اینکه بخوابم
خواهر کوچیکمُ دیدم که از اتاق رفت بیرون
خانم لی؟
چی داری میگی؟ من فقط....
راستشُ بگو؟
اون روز مثل چی تمرین کرده بودم
شما که میدونید من ورزشکارم درسته؟
از کجا باید بدونم؟
مثلاً بازرسی یعنی اینم نمیدونی؟
مگه تو روی این پرونده کار نمیکنی؟
چی؟ من...
پس اونشب به این بهونه رفتی بیرون که لاستیک ماشینشُ پنچر کنی،درسته؟
آخه مگه مرض دارم لاستیک مَردمُ پنچر کنم؟
پس چرا رفتی بیرون؟
چون از گشنگی خوابم نمیبرد
گفتی برم یه رامیون بِخَرم کوفت کنم که از شانس بدم تموم کرده بود
واسه همین از سوپرماکت محلمون یه غذای آماده گرفتم
پول نداشتم واسه شُمام بخرم
برید پرسُ جو کنید
اونی چرا بهشون نمیگی؟
چیُ بگم؟
وقتی از دستشویی اومدم بیرون
دیدم اونی داره میره بیرون
نه بخدا. من نبودم
مگه نزدی بیرون که بری لاستیک ماشین مادرتُ سوراخ کنی ؟
! من اینکارُ نکردم
من اصلاً از اینکارا سر درنمیارم
چرا باید تو همچین هوایی از خونه بزنی بیرون؟
نمیخوای اعتراف کنی؟
پس با وکیلت تماس بگیر
خانوم لی گوانگ نام ، شما به جرم قتل خانوم اوه مینگ جا......
! یه دقیقه صبر کنید
رفتم به دیدن یه نفر
کی؟
یه مرد
یه مرد؟ کدوم مرد؟
نکنه از اون خواستی لاستیک پنچر کنه؟
نه ، کار من نبود
فقط پیش خودمون بمونه
کی بود؟
تو زمین گُلف باهاش آشنا شدم....
ازم خواست به دیدنش برم
تهدیدم کرد که اگه اینکارُ نکنم میاد دم خونمون
با خودم گفتم بهتره ده دقیقه برم ببینمش و قال و قضیه رو بکنم
من اینکارُ نکردم!
اونشب باد شدیدی میومد اونقدری که چترمُ زیر و رو کرد
واسه همین اون مَردُ خوب یادمه
شماره ـشم دارم برید از خودش بپرسید
گوانگ نام ! ! گوانگ شیک
گوانگ ته!
فقط چند تا سوال ازشون پرسیدم
حق نداری دخترای منُ متهم کنی
مگه همین پارسال کلی سوال ازشون نپرسیدی؟
خونسردیتونُ حفظ کنید
شاهد اونشب یه زنُ دیده
زن؟
به همین خاطر به همه ـشون مظنونیم
کار دخترای من نیست اونا هیچوقت همچین کاری نمیکنن
اونا عاشق مادرشون بودن
....الان یکسال از اون ماجرا میگذره
تو این مدت خانواده ـم از هم پاشید
تنها هنرت همین بود؟
این غیر ممکنه
دارم تمام تلاشمُ میکنم که قاتلُ دستگیر کنم
بالاخره تو این گیر و دار شاهدم از غیب رسید
گفت اون شب یه زنُ دیده....
برای همین از دخترات بازجویی کردم
شاهد کیه؟
محرمانه ـس
مطمئن باش دخترای من همچین کاری نمیکنن امکان نداره
فکر میکنی کار بوده؟
بنظرت اگه میدونستم پلیسُ خبر میکردم؟
باورم نمیشه
آخه این چه وضع زندگیِ؟
کارمون به جایی رسیده که بهم شک میکنیم و همُ خراب میکنیم
حالم گرفته
نمیدونم قراره چی پیش بیاد
اونی منُ ببخش
گوانگ ته،منُ ببخش
همه ـمون عین همیم
هرکی به فکر خودشه
نباید اینکارُ کنیم
ما باید مثل کوه پُشت هم باشیم
- باشه،اونی. - باشه،اونی.
حالا واقعاً کار هیچکدومتون نبود؟
الان بهترین فرصته که اعتراف کنید
ما این رازُ باخودمون به گور میبریم
حالا کار هرکی که هست دستشُ ببره بالا
فکر نکنم تو این جمع باشه
یکسال از اون ماجرا میگذره ولی هنوز نتونستیم مقصر اصلیُ پیدا کنیم
مامان بیچاره حتماً خیلی بهش سخت گذشته
بالاخره گیر میوفته
تازه الان یه شاهدم داریم گفته که اونشب یه زنُ دیده
میگم نکنه خاله رو دیده؟
بعید میدونم
راستش به بابا بیشتر از همه شک دارم
- منم همینطور کار یه زن بوده-
فکر نمیکنید بابا لباس زنـا رو پوشیده ؟
اگه بخواد لباس زنـا رو بپوشه و آرایش کنه ...
چول سو
دوباره بهم شک کردی؟
شاهد گفت یه زنُ دیده.
یعنی من تنها زن روی زمینم؟
بهتره باهم صادق باشیم
کار تو نبود؟
چول سو ناراحتم کردی
چطور میتونی...
پارسالم همینکارُ کردی
اگه کار توئه بگو میتونم درکت کنم
بیا باهم بریم کلانتری
اگه اعتراف کنی به نفعته
چرا اینکارُ بامن میکنی؟
نمیخوام دخترام تو دردسر بیوفتن
یعنی میخوای منُ قربانی اونا کنی؟
پس اون وقت شب اونجا چیکار میکردی؟
تو چی؟ تو چرا تو خیابونا پرسه میزدی؟
متهم زنِ !
خیلی بد جنسی
چطور میتونی بعد از اونهمه کاری که براتون کردم.....
میدونم خیلی بی چشم و روئم
مادرت فقط به اون (اوه مینگ جا) اهمیت میداد
تو اون سن به جای اینکه بری درس بخونی مجبورت کرد براش ماهی بفروشی
همیشه میگفت دختر و چه به درس خوندن
برای همین تمام کتابهاتُ از بین برد
هروقت دلش از جایی پُر بود تو رو میزد
شده بودی کیسه بوکسش
مثل یه آشغال باهات رفتار میکرد
تو یه شب سرد زمستونی ،
به من پناه آوردی
از دیدنت اونم تو اون وضع قلبم شکست
تو واسه من کم کسی نیستی تو مثل خواهرمی
تو بودی که بچه هامُ بزرگ کردی
اون روزایی که تو عربستان کار میکردم تو بودی که از بچه هام مراقب کردی
واسه همینه که میگم حق داری ازش متنفر باشی
یعنی چون ازش بدم میومد باید میکُشتمش؟
No comments yet. Be the first to leave one.