처음 200줄입니다.
"قسمت 32"
چي شده؟
چي شده؟ اينجا چه خبره؟
بون يي
بگو
..حالا
حالا ديگه همه چي تمومه
تموم شد
ديگه نميتونيم اينجوري بازي کنيم
هي
..من جلوي چويونگ اسم مادرت
رو اوردم
اون چي گفت؟
..اگر يئون هيانگ واقعا مادرته
به نظر ميومد که اونو ميشناسه
پس يکم ديگه صبر کن
اگر حرفام رو باور کرده باشه
موميونگ به زودي يه عکس العملي نشون ميده
..ميخوام
حرفام رو يادت بمونه
..در مورد اون زمين
..و مادرت ...من حتما مادرت
رو واست پيدا ميکنم
..اما
چرا اين کارو ميکني؟
منظورت چيه؟
چرا يه دفعه اي در مورد قول دادن حرف ميزني؟
..و
اينکه ديگه نميتونيم بازي کنيم
منظورت چيه؟
ميخواي بيشتر با من بازي کني؟
ناراحت شدي اين حرف رو شنيدي؟
ميدوني که منظورم اين نبود
..يه مشکلي
هست اره؟
بون يي
بله..بگو
خواهش ميکنم اسمم رو صدا بزن
اسمم رو .. اسمم رو صدا بزن
بانگ ون
يه بار ديگه
بانگ ون
يي بانگ ون
چقدر اينجوري خوبه
چيه؟
بون يي
بله
از اين به بعد
ديگه هيچ وقت اسمم رو صدا نزن
ديگه باهام غير رسمي حرف نزن
..حالا
..حالا
باشه
درک ميکنم
..اگر تو
اسمم رو صدا کني
انگار دارن تيکه تيکه ام ميکنن
باعث ميشه تسليم بشم
..اگر مثل يه دوست باهام حرف بزني
اين کارو نکن
مجبور نيستي توضيح بدي
من مشکلي ندارم
اگر نقشه ات بگيره تو جزئي از خانواده سلطنتي ميشي
البته..که بايد باهات رسمي حرف بزنم
اين از بخشندگي تو بود که اجازه دادي من دوستت بمونم
من لياقتش رو نداشتم
خيلي ازش لذت بردم
حس کردم دوستاي واقعي هستيم
باعث خوشبختي و خوشحالي مردم شو
خواهش ميکنم
کاري کن که مردم هر روز از زندگيشون لذت ببرن
وقتي جزئي از خانواده سلطنتي شدي
خواهش ميکنم که انسان عاقلي باش و سياستمدار بخشنده اي باش
هيچ جايي واسه من نيست ؟
اين اشتباهه
همه چي مال من ميشه
..ما نميتونيم
ديگه اينجوري با هم بازي کنيم
شما ارباب يي بانگ ون هستيد؟
شماها کي هستيد؟
چويونگ از هاسادان در مورد شما با من حرف زده
تو عضوي از موميونگ هستي؟
..ما ميخوايم بيشتر شما رو بشناسيم
و مطمئنم شما هم همين رو ميخوايد
ميخوايد با ما صحبتي داشته باشيد؟
با من ميايد؟
چويونگ بهتون گفته و مشتاقيد ما بيشتر همديگه رو بشناسيم
اما به نظر ميومد شما داريد منو امتحان ميکنيد
ميخوايد مطمئن بشيد که من لياقت داشتن قدرت رو دارم؟
..همه چيزي که اونا ميخوان
اينه که ببينن چيزي که چويونگ گفته حقيقت داره؟
انتظار نداشتم شخصا بيان و منو ببينن
در مورد از بين بردن قدرت انحصاري داشتن زمين ها کنجکاون؟
رئيس کيه؟
ايشون اينجا نيستن
چي؟ جيونگ جا رفت به ديدن يي بانگ ون
بله
کي باهاشون رفت؟
به نظر ميومد کسي که هميشه همراهشون بود باهاشون رفته
مشکلي هست؟
ميدوني کجا هستن؟- بله-
لطفا بگو کجان
..چويونگ گفت نقشه جونگ دو جون
در مورد سيستم نخست وزيري شما رو حسابي عصباني کرده
چرا اينقدر عصباني شديد؟
من قبلا هم براي چويونگ توضيح دادم
ديگه حرفي براي زدن ندارم
..در مورد پنج قانون
اينقدر ناراحتيد؟
چرا اينقدر کنجکاويد؟
..ايشون ميخواد مطمئن بشن
...که ايا پنج قانون بود که باعث شد
شما کاملا به سامبونگ پشت کنيد؟
مطمئنم ايشون حقيقت رو ميدونن
اگر مطمئن نبودن الان اينجا نبودن
من حرفم رو به وضوح زدم
من مثل هونگ ريون عروسک شما نميشم
..پس
شما هم به سوالام جواب بديد
پس شماها دو تا نگهبانش بوديد
و حتما مقام بالايي داريد
..پس
..بهتره سه تا سوالاي همديگه رو جواب بديم
چطوره؟
وگرنه من ميرم...نظرتون چيه؟
...همين کارو
بکنيم
..پس
من اول ميپرسم
..هدف اين
به وجود اومدن
سازمان چيه؟
..ما براي ساختن کشور
کار ميکنيم
..فکر ميکنيد قدرت دادن به لي اين گيوم
براي گند زدن به کشور يه جور ساختنش بوده؟
بله
از وقتي لي اين گيوم کنار رفته چند تا شورش اتفاق افتاده؟
دو تا پادشاه از کار بر کنار شدن
ادم هاي زياد به خاطر جنگاي بين مقامات کشته شدن
..منظورتون رو کاملا از
ساختن فهميدم
و کاملا باهاش مخالفم
حالا من يه سوال ميپرسم
پتج قانون چي هستن؟
چرا اونا انقدر نگران اين هستن که در مورد اين قانونا بدونن؟
يي بانگ ون نبايد در اين مورد چيزي بهشون بگه اصلا
ميتونم کمکتون کنم؟
بچه ها کجان؟
تو گاگيونگ دنبال مادرشون ميگردن
بچه ها اونجا نبودن
و وقت اين رو نداشتم که دنبالشون بگردم
مطمئنم ميدونيد منظورم چيه
ما وسط جنگايي سياسي بوديم
شرط ميبندم فقط اين نبوده
تو هيچ وقت نميتوني همچين کار بيرحمانه اي در حق يئون هيانگ بکني
اون خيلي براي شما خاص بود
نميگم درکتون ميکنم
..چطور تونست از اون مرد سطح پائين
بچه دار بشه؟
قانون پنجم
..خانواده سلطنتي و اقوامشون
در سياست نميتونن شرکت کنن
همين
همين کافي نيست که من به سامبونگ پشت کنم؟
حالا نوبت منه
سازمان شما کي شروع به کار کرد؟
در زمان شيلا شروع به کار کرده
در زمان ملکه سوندوک
مردي به اسم يئوم جونگ اين گروه رو به وجود اورد
يئوم جونگ؟
اون و بي دام با هم انقلاب کردن
يئوم جونگ.. اون يه خيانتکاره
حالا من سه سوال ميپرسم
..تو اين سيستم الان که به يه
..پادشاه نياز داره
بايد براي امور مهم از راهب بزرگ بودايي
نظر خواهي کرد؟
اين جور چيزا بايد نهايي بشن
..تو رژيمي که دانشمندا اداره اش ميکنن
همچين سيستمي هيچ وقت نبايد وجود داشته باشه
سوال اخر رو ميپرسم
..بين شماها
..تو سازمان شما..بين موميونگ
شخصي به اسن يئون هيانگ هست؟
به سوالم جواب ميديد؟
..خوب
هست
پس بزاريد من اخرين سوال و بپرسم
..شما چرا
دنبال اون ميگرديد؟
..دختر و پسرش
دنبالش ميگردن
ملاقاتشون بالاخره اتفاق افتاد؟
..نه اون نميتونه
..هنوز نبايد اين اتفاق بيوفته
هنوزم نبايد اين اتفاق بيوفته
چرا اينقدر عجله داري؟
اون کجاست؟
دارم ميپرسم رئيس کجاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.