처음 112줄입니다.
زمین منفجر می شود!؟
زمین منفجر می شود!؟
کامه هامه های نهایی
کامه هامه های نهایی
خدای نابودی از دنیای 6
خدای نابودی از دنیای 6
اسمش چامپاست
اسمش چامپاست
نبرد بین گوکو که قدرت جدیدی به دست آورده
.و فریزای طلایی بالاخره شروع شد
گوکو مغلوب قدرت فریزای طلایی شده بود که .خیلی فراتر از تصوراتش بود
.من بردم
!بمیر
اومدن برای انتقام
درست بعد از زنده شدن
ضعف فریزای طلایی این بود که
.این حالت ازش کلی انرژی فیزیکی می گرفت
.با غلبه ی ضعفش بر اون، فریزا دید که چاره ای نداره
...هرچند
.قدرتت باعث می شه بی دقت بشی
.این عادت بد ضعف توئه
.با وجود این قدرتت با یه اشعه ی لیزر شکست خوردی
.باید خیلی شرمنده باشی
!بالاخره داستان انتقام به اوجش می رسه
...حالا
!بچه ی خوبی باش و بمیر
...حالا
!وقت تعویضه
.شرمنده ولی نمی تونم بذارم کاکاروت خودشُ به کشتن بده
.درسته که می ره رو اعصابم ولی برای قوی تر شدنم اون ضروریه
...وجیتا
...من خراب کردم
.ویس صد بار بهت گفت
.خیلی احمقی که گوش نمی دی
.به کاکاروت یه دونه ی سنزو بده. با این وضعیت می میره
!من نمی ذارم همچین اتفاقی بیفته
...ف-فریزا ساما
!بابا
تو خوبی؟
.آره... من هنوز یه جورایی زنده ام
.گوکو، این آخرین دونه ی سنزوئه
...ممنون
!ممنون وجیتا! واقعا نحاتم دادی
.در عوض من بهترین قسمت مبارزه رو می گیرم
.باشه حتما
.وجیتا سان
.خیلی جرئت داری که تو انتقام من دخالت می کنی
این غرورت از کجا اومده؟
!امکان نداره یکی مثل تو بتونه منُ شکست بده
!غیرممکنه
...هیچ وقت نمی شه فهمید، ولی
...منم می تونم
.تبدیل به سوپر سایان افسانه ای بشم ...
باور نکردنیه! وجیتا هم قدرت سوپر سایان خدا رو به دست آورده!؟
.آره
.و بر خلاف من اون قدرت سایان های دیگه رو قرض نگرفت
.با قدرت خودش به دستش آورد
!اینُ بگیر
!ا-امکان نداره
...مطمئنم خودت می دونی ولی
.من مثل اون دلرحم نیستم
.خودتُ آماده کن
.حرف های گنده تر از دهنت می زنی وجیتا
.تسلیم شو. با قدرتی که برات مونده نمی تونی شکستم بدی
!امکان نداره به یکی مثل تو ببازم وجیتا
...بدن فریزا
.این تمومه
...ل-لعنت بهت
...ا-این امکان نداره
م-من، از وجیتا شکست خوردم...؟
!این امکان نداره
.دوره ی تو خیلی وقت پیش تموم شد
.دیگه زنده نمی شی
!اینُ به خودتون بگو
چ-چی!؟
.ویس
.باشه
.آروم باش... چیزی نیست
.من می رم برای شام خرید کنم
!باشه
پس این روزا این مد شده؟
اون چیکار کرد!؟
...زمین
...وجیتا، ترانکس
!مامان و بابا
...ویدل سان
...پن چان
...مارون
...شماره 18
!لعنت ه اون فریزا... همه چیزُ و همه کسُ با خودش نابود کرد
.نه، فریزا احتمالا نمرده
.اون می تونه حتی تو خلاء هم دووم بیاره
.اون عوضی عجب نقشه ای کشید
...لعنتی
...باید همون موقع که می تونستم فوری تمومش می کردم
خب چرا همین کارُ نمی کنی؟
.همه این اتفاقات به خاطر این افتاد که تو دلرحم بودی
.فریزا رو بفرست برگرده به اون باغ گلش
منظورت چیه بیرس ساما؟
.می تونم بازگشت کنم
بازگشت؟
...آهان، ویس سان ...اون موقعم یه همچین حرفی زدی
!ن-نزدیک بودا1 اصلا نفهمیدم داره میاد
.انگار این بار نیازی به بازگشت نیست
.من می تونم زمانُ به عقب برگردونم
قبلا وقتی بیرس ساما تصادفی زد خورشیدُ نابود کرد
یه خورده زمانُ به عقب برگردوندم و قبل از .این که دست به کار احمقانه ای بزنه سر عقل آوردمش
.آخه بدون خورشید سیاره مون خیلی تاریک می شد
برگردوندن زمان؟
می تونی این کارُ کنی؟
.می تونم ولی فقط به اندازه ی سه دقیقه
خب چیکار کنیم گوکو سان؟
No comments yet. Be the first to leave one.