릴리스 정보

Father Is Strange Episode 42
다음의 해설 Persian Dream Team
Neginell - DoNyA @persiandreamteam

태그

other
게시일: 2017-07-25
다운로드: 12
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

ما از خون هم نیستیم

خواهر و برادر نیستیم

یعنی چی؟

... بابای تو

بابای من نیست

... بابای تو

دوستِ بابای من بود

... انگار بابای تو

به بابای من مدیونه

... برای همین وقتی اولین بار اومدم و

... فکر کردم اون بابامه

اونم منو مثل پسر خودش قبول کرد

... بابای واقعیم

تو یه تصادف مُرد ... خودمم

تازه اینو فهمیدم

پس استعفا نده

لازم نکرده بری

خیلی احمقی

*تقديم به تمام پارسي زبان هاي سراسر دنيا پرشين دريم تيم تقديم ميکند* "Neginell - DoNyA" :مترجم

بریم

میرسونمت

واقعاً هیچ ربطی بهم نداریم؟

اوهوم

... ولی چرا

شما و بابا دارین مخفیش می کنین؟

نباید همه خانواده اینو بدونن؟

بیون می یونگ

می دونم خیلی کنجکاوی

ولی ازت می خوام صبر کنی

... همینطور می خوام به بابات

و بقیه هم چیزی نگی

... همونطور که گفتم

خودمم تازه فهمیدم ... واسه همین

... هنوزم خیلی گیج و

شوکه ام

وقتی با بابات موضوع رو حل کردم

خودم بهت میگم

باشه؟ خواهش میکنم

بریم، کمربندتو ببند

کارآموز

بله؟

بله

ته بو رفته تعطیلات

واسه یه هفته باید مدیر آن جونگ هی بشی

قبلاً به سونبه گفته بودم که نمی تونم

وقتی بهت دستور میدن نمیتونی نه بگی

یه کارآموز نمی تونه انتخاب کنه چه کاری کنه

فقط مدیر تیم می تونه

کار سابقتم که هست

می خوای من برم پس؟ من مدیر تیمم

این برنامه شه

... از فردا باید "دور روز یه شب" رو

فیلم بگیره

همه چیو آماده کن

چشم فهمیدم

چه خوبه

سه تیکه ش کنین لطفاً

چشم

باید دو هفته دستش تو گچ باشه

خداروشکر زیاد جدی نیست

خدا رحم کرد

اگه تو این هوا تماماً باید تو گچ می‌رفت چی؟

خیلی بد میشد

... عجیبه که جفتشون تو یه مدت کوتاه

همون دستشون آسیب دیده

... به مامانت گفتم

... که شرایط پدرو قبول کنه

گفتم لااقل یه مدتی آزمایشی جدا شن

... بهش گفتم به پدر زیاد محل نده

و دقیقاً همون کارا رو باهاش بکنه

خب؟ قبول کرد؟

آره

پدر به مادر محل نمیده

از اون طرف مادر خیلی لی‌لی به لالای پدر میذاره

بنظرم مشکل از همینجاست

برای همینم پدر وقتی تنها بشه

... و همه کارو خودش تنها کنه

شاید ارزش مادرُ بفهمه

... گفتم مادر یه سرگرمی پیدا کنه و

زیادی به پدر متکی نباشه

بفرمایید

ممنون

... میگم، اگه بابا خوشش بیاد و

تصمیم بگیره خونه رو ول کنه چی؟

قارچ - قارچ -

خب، امکانش هست

ولی از خودش پولی نداره

یه جوری انگار جاهاشون عوض شده

سی و هشت ساله دارن باهم زندگی می کنن

و سی سال دیگه ام باهم زندگی می کنن

بنظرم وقتشه که وضع تغییر کنه

... زوج هایی هم که ازدواج کردن هم

باید مثل بازسازی خونه های قدیمی عوض شن

یعنی رابطه عوض شه؟

... ایده خوبیه، ولی

طبق سی و هست سالی که من ... از زندگی کردن به عنوان

پسرشون تجربه کردم همچین چیزی ممکن نیست

زیادی آرمانگرام ، نه؟

یه جورایی آره

... آدمایی زیادی نیستن که

مثل تو منطقی و با فکر باشن

قبلاً هم نشیده بودم

"حق باتوئه"

"ولی زندگی مثل یه دفتریادداشت نیست"

وای، کی انقدر جیگر داشته که بهت اینارو بگه؟

... میگم، اگه پدر بعد از یه ماه بازم

اصرار کنه که بره چی؟

من به مادر قول دادم

اگه نشه، نمی تونیم بریم

چی؟

سلام، سونبه

به همین زودی؟

باشه ، چکش میکنم

کی بود؟

مون جی سانگ بود، یه چیزی ازش خواسته بودم

آها، جی سانگِ خودمون؟

همون قبلاً می خواست مختو بزنه

واقعاً؟ خب خیلیا بودن که می خواستن مخمُ بزنن

خودت تنها برو خونه

باید برم دفترم یه چیزی رو چک کنم

واقعاً؟ پس باید بری

... میگم، تو

زیاد با جی سانگ حرف میزنی؟

نه، این اولین بارمه

یه چیزی ازش خواسته بودم

پس الان کجاست؟

دفتر دادستانی

دفتر دادستانی؟

ازدواج کرده؟

نه، فکر نکنم

بریم، باید زودتر چکش کنم

باشه

چه رو مخ

دراورن سابقه فکر خوبیه؟

اگه بابا بخاطر خیانت با مامان طلاق گرفته باشه چی؟

اگه بفهمم چیکارش کنم؟

ولی بازم نمیشه نادیدش گرفت

بابا اولین بار تو سال 1972 به آمریکا رفته

و 1982 برگشته؟

بابا این همه مدت اونجا بوده؟

مامان هم تو اکتبر 1982 به آمریکا رفته

و همون اکتبر 1982 برگشته؟

فقط چند روز اونجا بوده

فقط همین

... پس تنها فرصتی که برای ملاقات داشتن

اکتبر سال 1982 بوده

چطور ممکنه؟

مامان گفت اولین بار بابا رو تو بیست و یک سالگی دیده

ولی تو سال 82 که 23 ساله بوده

1982؟

جون یونگ که ژانویه 83 به دنیا اومد

پس تو اکتبر همو دیدن

... و ژانویه سال بعدش

جون یونگ رو بدنیا اورد؟

امکان نداره، یه جای کار میلنگه

... مگه اینکه بابا یهو سر از کره دربیاره

اینطوری جون یونگ نمی تونه پسر بابا باشه

... خب ، همگی به افتخارِ

... جایزه دایی بخاطر پیتزا

و کارمندِ رسمی شدنش

مبارکه - ممنون -

کار و بارت یهو خوب افتاد رو غلتک

هم جایزه گرفتی هم کار

خیلی خوب شد

واسه جایزه برات مغازه میزنن؟

نه، نه

فقط طراحی داخلیش ، نه مغازه

بازم عالیه

خودت گفتی یه ساله یه مغازه باز می کنی

خوب شد

مامان دیگه نگران نیست

دیگه می تونه آروم باشه

من که نگرانِ هیچی نبودم

قبلاً هم چند بار بهتون گفته بودم

فقط به زمان نیاز داشت که شکوفا شه

تا دا

همینجوری شد

بامزه ست

بخورین دیگه

این پیتزا با دستورعمل جدیدمونه

اوه ستارمون اومده چه به موقع

بیا بشین سر سفره

داداش جونگ هی بیا از اینا بخور

مامان بابام پیتزا درست کردن

بیا بشین دیگه برادرشوهر

آره بیا بخور

بیا بشین، اوپا آن

بشقاب بدین

بفرما

بفرما

اینو میل کن

مزه ش حرف نداره

اینو مامان بابام درست کردن

جایزه بزرگ بهترین پیتزا رو براش بردن

جایزه بزرگ؟ - آره -

جایزه بزرگو بردن ... واسه همینم

مهمون ماین ، نوش جون

... میگم، حالا که اینجایی خودت

... آخه کِی می خوای مثل یه مرد ازش

بخوای قرار بذارین؟

More Farsi Persian subtitles for My Father is Strange

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left