Stumptown

Stumptown

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

Stumptown S01E18 720p HDTV x264 SerialBaran
Stumptown S01E18 1080p HDTV x264 SerialBaran
Stumptown S01E18 720p HDTV x265 SerialBaran
Stumptown S01E18 1080p HDTV x265 SerialBaran
다음의 해설 MMixMkv
ارائه اختصاصی از وب سایت سریال باران | @SerialbaranTV

태그

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
1080
x265
게시일: 2020-03-27
다운로드: 31
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫آنچه در "استامپتون" گذشت....

‫آه, ‫حقیقتا.

‫خوب چسبیده بهت؟

‫کی گفته من نچسبیدم به اون؟

‫پسر پدرم توی سیاتل, مسابقه بیسبال داره.

‫و میخواد منو ببینه.

‫میاد؟ ‫فکر نکنم.

‫درباره اون بمب ماشینی

‫که بنجامین بلکبرد رو کشت, دارید؟

‫متوجه هستی که پروندش ‫محرمانه و سری است.

‫اوکی, فقط به کمک نیاز دارم

‫ببین, ای کاش میتونستم. ‫اما دکس, قضیه وزارت دفاع است.

‫بنی میخواست افشاگری کنه.

‫میخواست کل جوخه رو گزارش کنه.

‫همین باعث کشتنش شد.

‫تی جی؟

‫ارائه اختصاصی از وب سایت "سریال باران" ‫کانال تلگرام ما را دنبال کنید: ‫SerialbaranTV@

‫فنجون میوه؟

‫جونم؟ ‫فنجون میوه.

‫خوشت میاد؟

‫نه, نه چندان.

‫ممم.

‫خب, ناقلا چیکار کردی؟

‫مطمئن نیستم, تو؟

‫اوه, همش سوء تفاهمه.

‫اره, شرط می بندم.

‫ببخشید, سرکار, ‫چرا منو به تخت دست بند زدید؟

‫چونکه دستگیر شدی؟

‫برای چی؟

‫قتل. ‫چی ... نه نه نه نه.

‫اشتباهی شده.

‫شرط می بندم.

‫دکتر ریچمن به اتاق 118

‫دیشب چه آشوبی بود

‫قربانی, توماس "تی جی" جونز هست.

‫شنیدی؟ ‫نه.

‫کهنه سرباز 35 ساله ارتش هست.

‫از فاصله نزدیک بهش شلیک شده.

‫افراد, دکس رو بیهوش در محل ‫وقوع جرم پیدا کردن.

‫اوکی, دکس دست به کشتن کسی نمیزنه.

‫باور کن, منم باورم نمیشد.

‫اما منو و تو چیزهای زیادی دیدیم

‫که نمیخواهیم باور کنیم.

‫باید توضیحی براش وجود داشته باشه.

‫ما ته توی قضیه رو در میاریم.

‫"ما"؟ اصلا نمیتونی ‫منظوری داشته باشی.

‫ستوان, بیخیال دیگه.

‫الان گفتی اصلا امکان نداره ‫دکس اینکارو انجام بده.

‫داشتم تلویحی میگفتم. ‫اوه, اوکی.

‫خب, پس, صحبت تلویحی شد.

‫دست به این پرونده نمیزنی.

‫کی فرد دوم پرونده هست؟

‫هی, الان شنیدم.

‫دیوونگیه, نه؟

‫اره.

‫نظرت چیه قضیه دیشب رو برای ‫ما تعریف کنی؟

‫اره, البته.

‫چیزی برای پنهان کردن ندارم...

‫آسودگی خاطره.

‫هافمن کجاست؟

‫درگیر یه پرونده دیگه.

‫دروغگوی افتضاحی هست.

‫توماس جونز رو از کجا میشناسی؟

‫تی جی, بله.

‫خب, تی جی

‫و بنجامین بلکبرد با هم دوست بودن.

‫باید توی ارتش بودن.

‫بنی؟ پسر سو لین؟

‫اره, ‫خب, رفتی اونجا ...

‫تا باهاش صحبت کنم.

‫ام, و وقتی رفتم اونجا, ‫اونجا افتاده بود

‫مرده, کف زمین.

‫میدونی ... ‫کامل یادم نیست .....

‫یادته چه طور وارد خونه شدی؟

‫در؟

‫این سواله؟

‫فکر میکنم همه میدونی ... ‫چه طور وارد خونه شدم.

‫بهتره از زبون خودت درباره دِیلَم بشنویم, دکس.

‫شماها فکر میکنید که من کشتمش.

‫نه فقط سعی داریم حقایق رو ‫کنار هم بگذاریم.

‫به زور وارد خونش شدی...

‫آشفته بودم.

‫و مست, ظاهرا.

‫یه چندتایی پیک زده بودم, اوکی؟

‫که چی؟ ‫که چی؟

‫تو بیهوش در محل قتل پیدا شدی.

‫پس, تا زمانی که توضیحی برای ما ...

‫اوکی, برام پاپوش دوختن.

‫حرف نزن, دکس. ‫پاپوش؟ کی؟

‫کسی که تی جی رو کشته, خب.

‫باید کار شما رو هم انجام بدم؟

‫با عصبانیت وارد خانه شخصی شدن

‫و گفتن چیزهایی به اون شخص.

‫نه وقتی رسیدم اونجا مرده بود.

‫اما چرا اونجا بودی؟

‫از توماس جونز چی میخواستی؟

‫اوه, اوکی.

‫اوه دیگه صحبتی نداره.

‫تو ...

‫وکیلت.

‫لاینول هافمن.

‫موکل من تحت سوء ظن هست.

‫شما در حال وارد کردن اتهام هستید؟

‫خب, ما در حال تلاش برای مشخص ‫کردنش هستیم.

‫خب, شما باید بدون کمک اون ‫قضیه رو مشخص کنید.

‫اگر قرار است اتهامی زده شود, ‫با دفترم تماس میگیرید.

‫بیدرنگ اون رو می سپارم به شما.

‫تا اون موقع, باید اون لباس نارنجی ‫رو از تنت در بیاریم.

‫خانم ها, ما رفتنی هستیم.

‫ما رفتنی هستیم.

‫خیلی ممنون, ‫واو واو واو واو

‫تو دیگه با پلیس ها صحبتی نداری, خیلی خب؟

‫بجنب.

‫با پدرت تماس گرفتی؟ واقعا؟

‫ناغافلی طبقه بالا بود

‫داشت با قاضی رنولد قهوه میخورد.

‫نمیدونستم سر از اینجا در میاره.

‫میز چهار. ‫تاکو داره آماده میشه, باشه؟

‫10 دقیقه قبل این رو گفتی.

‫نه, 10 دقیقه قبل گفتم, ‫10 دقیقه دیگه بیا.

‫سلام؟

‫بگیر, راضی شدی؟

‫صبرکن, صدات نمیاد.

‫از دستت عصبانی نیستم.

‫میدونی چرا بهش میگم آی پی اِی؟

‫چونکه وقتی که ارتش بریتانیا داشت به ....

‫داستان محکم, ‫از اون پرتعلیق هاش.

‫چه جای دست و پا کردی.

‫سلام.

‫خب, ازم چی میخوای؟

‫شروعی تازه.

‫اما میدونم غیرممکنه.

‫نه, غیرممکنه.

‫چنین چیزی گیر ما نمیاد.

‫سعی دارم اصلاح کنم.

‫با پیامک, به هیکلم گند زدی.

‫ترسیده بودم!

‫یه مرد برای محافظت از خانوادش

‫باید هرکاری بکنه.

‫هرنوع از خودگذشتگی انجام بده, درسته؟

‫درسته.

‫برای تو اینکارو انجام ندادم.

‫میدونم پوچ به نظر میاد,

‫اگر چیزی ... ‫از طرف من نیاز داری,

‫کاری ازم بر بیاد, ‫فقط میخوام بدونی....

‫اینکه من ...

‫بهت میگم.

‫دیگه برم.

‫صبرکن, مایک.

‫چیکار کردن؟

‫تیم مایکی جونیو؟ ‫لیگ کوچک؟

‫کارشون عالی بود. ‫سوم شدن.

‫با مادرش و تیمش رفتن خونه.

‫و تو چی؟ ‫تو کی برمیگردی؟

‫یه چند روز دیگه.

‫جایی برای موندن داری؟

‫بالا اتاق زیرشیروانی دارم, اگر بخوای؟

‫دکس تماس گرفت, تو راه اینجاست.

‫همیشه تو راه اینجاست.

‫از زندان!

‫بفرما بشین.

‫میشه ما, ام....

‫میشه تنها صحبت کنیم؟

‫اون عضو خانوادست, میمونه.

‫خب, ببین, من اینکارو انجام ندادم.

‫تنها چیزی که اهمیت داره, ‫چیزیه که بتونن اثبات کنن.

‫از ظاهر امر, ‫هر اتفاقی ممکنه پیش بیاد.

‫خب, چه حقایق بدی پلیس ها میتونن پیدا کنن

‫که باید ازشون خبر داشته باشم؟

‫ممکنه انگیزه ای داشته باشم.

‫حقیقت بدیه. ‫مم-همم.

‫ام, یه دوست داشتم... ‫بنجامین بلکبرد...

‫و 12 سال قبل, ‫توی افغانستان خدمت میکرد.

‫بعضی از افراد توی جوخه آنها آلوده بودن.

‫بنی میخواست دستشون رو کنه,

‫اما قبل از اینکه بتونه, کارش رو ساختن.

‫چه طور آلوده؟ ‫نمیدونم.

‫ام, توماس جونز یکی از افراد ‫توی واحد آنها بود.

‫و فهمیدم وقتی از جنگ برگشت,

‫یک خانه بسیار گران قیمت خرید,

‫و از اون موقع مثل بچه خرپول ها ‫زندگی میکرده.

‫پس فکر میکنی اونم دست داشته؟

‫نه, کل جوخه درحال بررسی بوده....

‫براساس این پرونده سری وزارت دفاع

‫که ممکنه داشته باشم یا نداشته باشم.

‫اما به اسمی اشاره نکرده.

‫میدونی سال 98 یه پرونده ‫کپی همین داشتم.

‫واقعا؟ ‫نه.

‫شوخیت گرفته؟

‫ام, یه مورد دیگه.

‫به یکی از اینا نیاز دارم.

‫هوات رو دارم, رفیق.

‫اون پرونده وزارت دفاع, ‫پسرت برای گرفتنش بهم کمک کرد.

‫اون خبرداشت که انگیزه ای داشتم.

‫و مشخصه که به پلیس ها نگفته.

‫اوکی, ازت میخوام همینجا بمونی.

‫با کسی صحبت نمیکنی.

‫اوضاع رو برای خودت بدترش نکن.

‫اگر چیزی خاطرت اومد, بهم زنگ بزن.

‫اگر خواستی با کسی صحبت کنی, ‫بهم زنگ بزن.

More Farsi Persian subtitles for Stumptown

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left