처음 200줄입니다.
. با دقت گوش بده ببين چي ميگم
الان بايد از همديگه جدا بشيم
من....حتما برمي گردم برمي گردم و پيدات مي کنم
! بگيرينش
بله بله
حالم خوبه
......اگه نذارم بري
مي ميري؛بابا؟
...... بابا
! "رانگ"
"قسمت اول" ! اينجا
زود باش بکشش
! اينجا؛اينجا
! سريع
محکم بگيرش
! زود باش
هي
برو
نه؛منم مي خوام باهاتون بازي کنم
مي خواي دوباره خون بالا بياري و غش کني؟
مادرم بهم گفته که باهات بازي نکنيم؛چون تو مريضي
چون مريضي،نمي توني بازي کني
من خوبم ديگه مريض نيستم
حالم خيلي بهتر شده
داري دروغ ميگي
نه پدرم بيماريم ُدرمان کرده
چطور ممکنه تو چند روز کاملا خوب شده باشي؟
نکنه پدرت بوداي زنده است؟
پدر ِمن حاذق ترين پزشک ِدربار ئه
پدرم حتي بيماري عاليجناب رو هم درمان ميکنه
هنوزم فکر مي کنين درمان ِبيماري کوچيکي مثل بيماري من واسش کاري داره؟
چطور ممکنه؟
تو ديگه مريض نيستي؟
آره الان ديگه مي تونم با شما ها بازي کنم؛درسته؟
.....پدر
آجوشي؛شما واقعا بيماري عاليجناب رو درمان کردين؟
چي؟
معلومه؛کاملا درمان شده
ميگه بيماري عاليجناب ُدرمان کرده
پس؛بيماري اونم درمان شده؟
ديگه مي تونه باهامون بازي کنه؟
چي؟
نه رانگ" هنوز کاملا درمان نشده"
چي؟ فکر مي کرديم کاملا خوب شده
بهمون دروغ گفتي
.....واقعا که من ديگه باهاش بازي نمي کنم
مثل اين که بيماري فتق پادشاه دوباره عود کرده
اون بي" برو پودر ِ"جو گواک" رو بيار اينجا"
گانگ جي" برو "ميل جئون دو"رو آماده کن
باشه باشه
دا اين" کجاست؟"
دا اين" هنوز نيومده؟"
به قتل نرسده
چي؟ غير ممکنه
پس اين کبودي و ورم واسه چيه؟
با سم ِ"گيوم سئوک ياک" مسموم شده
..... جدا از اون
مگه کبودي روي دستش رو نمي بينين؟
.....اين ! هي
هي؛اتفاق ِمهمي افتاده
هان بي" برو به آشپزخونه ي سلطنتي و دفتر يادداشت آشپز رو واسم بيار
بله
! خانوم سر پرستار
اين دفتر يادداشت روزانه ي آشپز ِعاليجناب ئه
فکر مي کنم ممکنه سردي شون کرده باشه
منظورت معده درد ئه؟
عاليجناب از صبح تا حالا سرفه هاشون شروع شده
بنابر اين مگه براي درمان ِسرفه؛ به ايشون جوشونده ي گل ختمي چيني نداده بودن؟
خبُ
جوشونده خوردن ِاشون؛چه ربطي به درد ِشکم شون داره؟
اعلاحضرت ظهر گوشت خوک خورده بودن خودشون شخصا درخواست اين غذا رو داده بودن
چي گفتي؟
چون جوشونده ي گل ختمي و گوشت خوک به همديگه نمي سازن
اعليحضرت دچار درد گردن؛سفتي عضلات و يبوست شدن
......و اگه عاليجناب اين دو تا رو همزمان خورده باشن
......که اينطور
سريع تر برو به پزشک دربار "گيم هاک سو" خبر بده که به بالين عاليجناب بياد
وقت نداريم
بله
چطور ممکنه شکم درد باشه؟
عاليجناب هر چيزي ُنمي تونن بخورن بهشون چي داده بودين؟
لطفا دهنت ُببند
.......چي
در طي مراحل ِدرمان؛بايد چشم و گوش و ذهن کاملا متمرکز باشند
چي..چي گفتي؟
......تو....تو چطور جرات کردي
به من گفتي "خفه شو"؟
چطور مي توني همچين چيزي ُبه من بگي؟
! دست نگه دارين
اون قسمتي که ميخواين سوزن بزنين توي طب سوزني خيلي منطقه ي خطرناکيه
نبايد هيچگونه اشتباهي پيش بياد
واسه همينه که ماهرترين طبيب سلطنتي در طب سوزني پزشک "گيم" اين کار ُانجام ميده
ولي دست هاي پزشک "گيم" داره ميلرزه
من رو عفو بفرماييد من مستحق ِمرگم
از اينجا ببرينش بيرون
بله؛اعلاحضرت
سريع تر برين و پزشک"مين جو بو " رو به اينجا بيارين
چشم
نه."چويي بونگ سا " متخصص طب سوزني ُبيارين
سرورم
چو بونگ سو " در بين پزشکان دربار ؛مهارتي نداره" واسه همين هم هست که هميشه کارهاي عجيبي انجام ميده
بيخود نيست که به اون توي بيمارستان سلطنتي؛لقب ِ"دامپزشک" رو دادن
مي خواين بدن ِمبارک اعلاحضرت رو که ضعيف هم شدن ....... به دست يه پزشک ِنابلد بسپرين
از پس ِاين کار برمياد
سريع تر برين و جناب ِ"چويي بونگ سا " رو به اينجا بياريد
خانوم سر پرستار
سرورم اونطور که معاون ناظر ِبخش پزشکي گزارش داده؛
.......چويي بونگ سا" مهارت چنداني ندارد"
بهتره پزشک دربار"مين جو بو" رو به اينجا احضار کنيد
چويي بونگ سا" رو خبر کنيد"
! پدر خيلي بدي! نفرت انگيزي ! ازت بدم مياد
اشکالي نداره،اشکالي نداره
ولي؛چي کار مي تونم بکنم؟
به نظر ِمن که دخترم تو کل ِچوسون لنگه نداره
. منم مي خوام بازي کنم
منم مي خوام برم بيرون و با بچه ها بازي کنم
بهت قول ميدم
بعد از اين که من واست طب سوزني انجام دادم و حالت بهتر شد مي توني بري باهاشون بازي کني
! سرورم
واسه چي اينجا اومدين؟
دستور دادن که فورا به قصر برين
......اين دختر
! "رانگ"!؛"رانگ"
مسئله ي خيلي مهميه بايد سريع تر برين
اول بايد دخترم ُپيدا کنم
شخص وليعهد دستور دادند
نمي تونم اين کار ُبکنم
من ُعفو بفرماييد
ولي من اين جرات ُندارم که طب سوزني رو روي بدن ِمبارک ِعاليجناب انجام بدم
راه ِديگه اي نداري
فقط دارين وقت ُتلف مي کنين
شما بايد طب سوزني رو واسه اعليحضرت انجام بدين
جرات همچين کاري رو ندارم
اعليحضرت
.....بهتره زودتر پزشک دربار"مين جو بو" رو خبر کنيد
اون داره ميگه جرات همچين کاري رو نداره ولي خانوم سرپرستار همش داره بهش اصرار ميکنه که طب سوزني رو انجام بده
معلوم نيست چه انگيزه ي پنهاني و افکار خيانت کارانه اي در سر داره
بايد به جرم خيانت دستگير بشه .......مي خواد اعليحضرت رو به کشتن بده
منظورت از خيانت چيه؟ لطفا مراقب ِحرفي که ميزنين باشين
پس منظورت اينه که جناب وليعهد هم خيانت کارند؟
متخصص طب سوزني؛جناب"مين جو بو" تشريف آوردند
معلوم هست اينجا چه خبره؟
واسه چي گفتين اون کار ُانجام بده؟
...اگه به خاطر ِجناب"چويي يونگ سا" به بدن ِمبارک عاليجناب صدمه اي وارد ميشد
اعليحضرت هنوزم از درد فتق رنج مي برند
بايد به دارو هاي ايشون"بنگ چونگ سان" رو اضافه کنيد
باشه
! بانوي من .....چرا جناب وليعهد
پزشک"چويي بونگ سا" که هيچ مهارتي نداره و باعث ميشه همه بهش مشکوک بشن رو به قصر عاليجناب احضار کردن؟
واقعا از خوش شانسي مون بود که طب سوزني رو انجام نداد
وقتي امروز به بهانه ي مريضي از اينجا رفت
آخرش معلوم شد که واقعا مريض نبوده و فقط تظاهر به مريضي کرده
اگه اينقدر کنجکاوي برو ازش بپرس
"چرا کاري مي کني که هيچکي نتونه درکت کنه؟"
سرورم؛جناب ِوليعهد
بهتون التماس مي کنم لطفا پدربزرگم ُنجات بدين
اگه پدربزرگم ُنجات بدين؛
من پزشک دربار ميشم و هميشه بهتون خدمت مي کنم
سرورم تا وقتي که زنده ام؛ازتون به خوبي محافظت مي کنم
.... پس
.....پدر بزرگم ..... لطفا پدربزرگم ُنجات بدين
..... لطفا پدربزرگم ُنجات بدين
ممنون
ميدوني اگه به موقع نيومده بودي از نگراني ميمردم؛درسته؟
خيلي خوب شد که به موقع اومدي و طب سوزني رو واسه عاليجناب انجام دادي
به نظرت بهتر نيست ديگه تمومش کني؟
......دليل ِاين که جناب وليعهد تو رو احضار کرد
چون عقلش ُاز دست داده
ولي من هنوز عقلم سرجاشه واسه همين هم کار احمقانه اي که مي خواست رو انجام ندادم
تو يکي از پزشکان دربار و طبيب مخصوص سلطنتي هستي
،تا وقتي که اينجا ايم
وظيفه داريم که مراقب سلامتي ِاعضاي خاندان ِسلطنتي باشيم
امروز چت شده؟ چرا اينقدر جدي شدي؟
خودت که خوب ميدني چه مشکلاتي دارم
چون ميدونم اينطوري رفتار مي کنم و از کارات چشم پوشي مي کنم
.....ولي الان
فکر مي کنم ديگه وقتشه که برگردي طرف ِوليعهد
......براي امنيت جناب وليعهد هم که شده
....اين آدم امروز چه مرگت شده؟
فقط مثل قبلا ها؛کاري به اين کارا نداشته باش و فقط نظاره گر باش
. گوش بده ببين چي ميگم
درباره ي اين چيزها باهام حرف نزن
به عنوان ِپزشک ِمخصوص وليعهد برو و در اين مورد با جديت باهاشون صحبت کن
بذار به من و دخترم ترحم کنه ديگه هيچ وقت همچين کاري نکن
مطمئنم که مي تونستي طب سوزني رو روي بدن اعليحضرت انجام بدي
تو توانايي درمان بدن ِعاليجناب رو داشتي
درست نميگم؟
اون موقع هيچ راه گريز ِديگه اي نداشتم
راه ِگريزي نداشتي؟
فکر مي کني يه پزشک دربار اين حق ُداره که از دستور ِمن سرپيچي کنه؟
براي من؛زندگي دخترم خيلي مهم تر از زندگي عاليجنابه
....دختر ِمريضم
تنها دليليه که باعث شده هنوزم تو درمانگاه سلطنتي بمونم
و به همراه"مين جو بو" پزشک ِدربار ِقصر شرقي شو
با مهارتي که دکتر"مين جو بو " داره؛
به تنهايي مي تونه ازتون مراقبت کنه؛سرورم
دليلش اين نيست که به دکتر"مين جو بو" اعتماد ندارم
به اين دليله که به تو نياز دارم
ديشب پدربزرگت ُتو خوابم ديدم
اون کسي بود که بهم کمک کرد که وليعهد و وارث تاج و تخت بشم
No comments yet. Be the first to leave one.