릴리스 정보

Father Is Strange Episode 39
다음의 해설 Persian Dream Team
Neginell - Mahsany - Noushin @persiandreamteam

태그

other
게시일: 2017-07-18
다운로드: 17
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

شماها

اینجا چیکار می کنین؟

همه چی حل شد پدرجان؟

منظورت چیه؟

تو موسسه حقوقی

قراردادتون کلاهبرداری بود

چطوری فهمیدین؟

وکیله رو میشناسی مگه؟

عجب فیلم مزخرفی شد

باید از هویت من محافظت می کردن

تو هم ورداشتی رفتی همه چیو گذاشتی کفِ دست جونگ هوان؟

الان این مهمه؟

الان میخوای چیکار کنی؟

خودم حلش می کنم شما کاریتون نباشه

شب کجا می خوای بخوابی؟

خودم راست و ریستش می کنم

تو هتل یه اتاق گرفتم

تا کِی می خوای تو هتل بمونی؟

هتل یه شبه دویست تا سیصدتا پولش میشه

مگه نباید پول وام هم بدی؟

بابا گفتم خودم حواسم هست

تو چرا دخالت میدی خودتو؟ از کی تاحالا به فکرم شدی؟

بابا چطور تونستی گول همچین چیزی رو بخوری؟

مبلغ کمی هم که نیست صد هزار دلاره

اگه قبل از امضا کردنش یکم بهتر بهش نگاه مینداختی

همچین چیزی نمیشد

برش می گردونم بابا

واسه همین رفتم یه موسسه حقوقی

مگه پولِ تو گم شده که داری جز میزنی؟

من که از پول یا کمک نخواستم

حواست به کار خودت باشه

نباید سر همچین چیزی لجبازی کنی

اگه مامان بفهمه چی؟

مامات از کجا می خواد بفهمه؟ نمیری بهش بگیا

برنمیگردین خونه ، پدرجان؟

... موندن تو جای نا آشنا واسه مدت زیادی

واسه چیکو هم خوب نیست

... در مقایسه با آدم ها، سگا خیلی بیشتر

از محیط نا آشنا استرس می گیرن

درسته

چیکو این وسط چه گناهی کرده

بیخیال

دیگه از خونه زدم بیرون نمیشه باز برگردم

چرا بخاطر مادر اینکارو نمی کنین؟

مادر هنوز آماده ی جدایی نیست

اگه شمام بدون اینکه طرف مقابل ... اینو بدونه برین

خیلی درحقش ظلم میشه

پدر

انسان دوست باشین

تازه سی و هشت ساله که باهاش زندگی کردین

درسته، بخاطر انسان دوستی هم

ملاحظه باید کرد

باشه، همین کارو کنیم

تصمیم خوبی گرفتین

فقط بهش نگین واقعاً چی شدا

وقتی حلش شد خودم بهش میگم

نرین بهش بگین که همه چی بدتر میشه

نگران نباش اولشم خودم می خواستم همه چیو بهش بگم

ولی هه یونگ جلومو گرفت

آره؟

خداحافظ، من دارم به امیدِ آینده جدید از اینجا میرم

باشه برو

فکر کردی بدون تو نمی تونم زندگی کنم؟

ولی، سی و هشت سال تمام رو یه تخت خوابیدیم

چطور بدون اینکه یه کلوم بهم بگه رفته؟

فقط یه یادداشت گذاشته

مامان، کجایی؟ مامان

تو اتاقم

برگشتین

چه خبره؟

بابا اومده

چی؟

واسه چی برگشتی؟

هنوز یه روزم نشده رفته بودی که

فکر کنم زیادی بهت ظلم شد

حتی ورزشکارای حرفه ای هم ... قبل از مسابقه

خودشونُ گرم می کنن

ما که سی و هست ساله ازدواج کردیم

فکر کنم خیلی ظلم باشه که ... یهو بخوام

از ازدواج فارغ التحصیل شیم

بعدشم هه یونگ گفت که ... درخواست یه طرفه

فارغ التحصیلی مون رو بیشتر شبیه جدایی می کنه

بنظرم دلیل منصفانه ای بود

واسه همینم، می خوام بهت هرچقدر

وقت می خوای دربارش فکر کنی

... می تونیم دربارش بحث کنیم

... یه جلسه هم برای بحث کردن

ترتیب بدیم

می فهمی چی میگم؟

چیکو، اومدیم خونه

می خواستی بیای خونه ، نه؟

بیا بریم اتاقِ بابایی

چی شد؟

تو اوردیش خونه؟

نه، هه یونگ اورد

واقعاً؟

ما دیگه میریم

به همین زودی میرین؟

باید استراحت کنیم

شب بخیر ، مامان

باشه، برید

کارت خوب بود

عجب دنیایی شده

بابا آخرش پاش کشیده شد شرکت حقوقیِ کیونگ جو؟

سرش شیره مالیدن

فکر کنم نمی خواسته تو شرکت ما بیاد

فعلاً پولش کافی نیست که از خونه بره

فکر کنم یه مدتی ساکت بمونه

واقعاً که امیدوارم همینکارو کنه

امیدوارم هیچ اتفاق دیگه ای نیفته

متاسفم

انقدر متاسفم گفتم بهت که دارم دیوونه میشم

... ولی خدایی مامان بابام قبلاً

این همه دردسر درست نمی کردن

... بعد از اینکه من ازدواج کردم

یهویی این کاراشونُ شروع کردن خودمم موندم والا عین معماست

برات مثل معماست؟

برای من مثل دردیه که با لذت همراهه

پس من برات لذتم؟

برات لذت میارم؟

نه

... خیلی خسته و کوفته ام که

که فکر کنم با یه سرماخوردگی ساده هم از پا میفتم

گردویی نباید سرمایی بخوری

پس اول برو تو یکم بخواب

آرایشت رو برات پاک می کنم

استراحت کن ، برات آب عسل میارم

بخور و راحت بخواب

پاشو برو

همینه

خونه بودی؟

نگرانت بودم باید بهم زنگ میزدی

چه خبر شده اینجا

اینجا اتفاقی افتاده؟

نگران من بودی؟

آقای لی یون سوک

چرا شوکه شدی؟

نکنه فکر کردی هیچ وقت نمی فهمم؟

تو دوست بابامی ، نه؟

چطور تونستی با اون صورت مظلومت ... واسه چهار ماه

منو گول بزنی؟

نباید اصلاً قبولم می کردی

... همه این مدت با یه لبخند تو صورتت

منو خونت راه دادی و تظاهر کردی پدرمی؟

چی باعث شد که همچین کار وحشتناکی باهام بکنی؟

آها، می ترسیدی گیر بیفتی؟

اگه من می فهمیدم و میرفتم به پلیس گزارش بدم

تو هم می خواستی از همه چی جا بزنی؟

خب، چه حسی داشتی؟

"... چون باهاش خوب رفتار میکنم "

"فکر می کنه واقعاً باباشم"

"اگه خوب پیش بره"

"ممکنه هیچ وقت گیر نیفتم"

همچین فکری می کردی؟

خب ... یه چیزی بگو

واسه چهار ماهِ گذشته

مثل کسایی که اسکار بُردن ... داشتی بازی می کردی، چرا

الان مثل یه گوشت مُرده یه جا وایسادی؟

جونگ هی

چطور الان می تونی اسممو به زبون بیاری؟

... چطور

... می تونی

اسممو به زبون بیاری؟؟

چرا گولم زدی؟

... آخه چطور دلت اومد

... تظاهر کنی پدرمی

و گولم بزنی؟

حرف بزن

چرا گولم زدی؟؟

بخاطر تو

... نفهمیدم بابام مُرده

اونم تا خودِ امروز ... ولی

بخاطر تو نمی دونم باید چه حسی داشته باشم

برو

نمی خوام ببینمت

!گفتم برو

دستگاه مشترک موردنظر خاموش است ... به صندوق پستی

خیسِ آب شدی باید لباساتو عوض کنی

بعداً

رفتی دیدیش ، نه؟

آره

تو چطور فهمیدی اون می دونه و رفتی اونجا؟

... نتایج آزمایش

رو فرستاد خونه

همون بسته ای بود که برات فرستاد

که اینطور

باید همون موقع بهم زنگ میزدی

زدم

ولی گوشیت خاموش بود

می ترسیدم بری ببینیش

گفتم تا بفهمی میری ببینیش

گفتم از دونستنش حتماً سکته می کنی

آخرشم این شد

... حتماً

خیلی شوکه شدی

... فکر می کردم اگه گیر بیفتیم

دنیا رو سرمون خراب میشه

ولی زیادم خراب نشد

سی و پنج ساله داریم تلاش می کنیم گیر نیفتیم

می دونم چیز بزرگی ازت خواستم

More Farsi Persian subtitles for My Father is Strange

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left