처음 200줄입니다.
... آنچه در کتاب سياهان گذشت
ايشون آقاي سالومون ليندو هستن
اون به رنگرزي من امتياز ميده
چکوارا - آميناتا -
اون پسره کيه که دور و برت ميپلکه؟
اين بچه ميدونه که
باباش کي هست و کي نيست
من به يهودي فروختمت
شما برده ديگهاي داريد؟
من و همسرم ترجيح ميديم خدمتکار داشته باشيم
تو دختر من رو فروختي - رابرتسون آپبلي بچهات رو فروخت -
تو بهش کمک کردي - من دارم ميرم نيويورک سيتي -
ميخوام که باهام بيايي
.::© ارائه اي پرافتخار از مرجان ©::. .::© Marjan.Zandieh ©::.
"کتاب سياهان" "فصل اول - قسمت سوم"
به اينجا ميگن منهتن
براساس زبان سرخپوستي به معناي جزيره پر از تپه
مانا هاتا
"لنگرگاه نيويورک، 1775"
در طول سفر به منهتن
من آروم شده بودم
وقتي به شهر نگاه ميکردم
سنگيني خاطرات گذشته برام کمتر ميشد
جزيره يا غيرِ جزيره
قطعا اينجا جَوي داشت که من
از همه اينها رها بشم
من بايد چند تا نامه برام بنويسي
و ماموريتم رو شروع کنم
احتمالا ميتونيم اين دلخوري که بينمون هست رو رفع کنيم
محکمتر! يالا جوونا، محکمتر رژه بريد
اين چيه؟
اينجا کانوستاون هست
خيلي خطرناکه، از اينجا دور بمون. سياهان
هميشه به خاطر استفادهاي که ازشون ميشه تباه ميشن
اما اونها که آزادن؟ - سئوال اينجاست که چطوري زندگي ميکنن -
اين به من اميد ميداد
که سياهان تو نيويورک آزادن. من،
هرجوري که هست، جام رو بينشون پيدا ميکنم
ديگه نميذارم هيچ مردِ ديگهاي صاحبم بشه
من ديگه به چارلستون برنميگردم
خوش اومديد، اسم من ساموئل فرانسيس هست
اما ميتونيد من رو سم سياه صدا کنيد
يا سم اگه ترجيح ميديد
خب، ميدونم که تا به حال نديدمتون
براي اينکه من هيچ مهموني رو فراموش نميکنم
و ميدونم بدون هيچ شکي
هيچ وقت قبلا شما رو زيارت نکردم
ببخشيد که من اسم شريفتون رو نميدونم
سالومون ليندو
... و خانوم، ايشون توي اتاق - اتاق جداگانه، بله -
اتاق شماره يک
آميناتا ديالو
بله، آميناتا جيالو
و ممنون که اين رو گفتيد
... اما خواهش ميکنم
به من بگيد مينا - مينا -
آقاي ليندو با شما ...؟
صاحبم بود. اما نه براي مدت طولاني - درسته -
نيويورک موقعيتهاي خيلي زيادي داره
شما ميتونيد تو اين موقعيتها کمک کنيد؟
نهار خورديد؟
من اهل جامائيکا هستم
پدرم صاحبه يه مزرعه نيشکر بود
مادرم، يه برده
پدرم تو 15 سالگي من رو با مقداري پول براي سفر آزادم کرد
من راهم به تجارت دريايي کشيده شد
و راه و رسمِ تجارت رو اينجا تو نيويورک ياد گرفتم
روي کشتي، شايعاتي در مورد جنگ بود که
که داره به مستعمرهها کشيده ميشه - دردسر داره مياد -
... انگليسيها، اونها
هيچ کدومشون تو نيويورک محبوب نيستن
شما اين کيک خرچنگ رو محو کردي، عزيزم
خوشمزهاس - من اين رو به حسابِ تعريف ميذارم -
از اون ماهها روي صورتت معلومه
که سفرت قبل از چارلزتون شروع شده بوده
... آقاي فرانسيس
سم
امکانش هست که تو نيويورک آزاد زنده کنم؟
جايي که بايد بري کانوستاون هست
اما بعضي اوقات مردهاي سفيدپوست
حمله ميکنن و هرکي رو بتونن ميبرن
برده فراري يا سياهِ آزاد، فرقي براشون نداره
اگه برم آفريقا چي؟
حتي تصورش هم ديووانگيه
چرا؟ - هيچ کشتي از نيويورک -
به آفريقا نميره. اونها ميرن انگليس
و بعد تنباکو، عرق نيشکر، شکر
و چيزهاي ديگه خالي ميکنن و بعد ميرن آفريقا که برده بيارن - بايد يه راهي باشه -
من بايد برگردم به وطنم
و نجات پيدا کنم - هيچ کاپيتانِ ليورپولي -
وقتش رو براي بردنِ تو به آفريقا تلف نميکنه
اون دوباره مثل برده ميفروشتت و برميگردي به باربادوس
يا ويرجينيا، و اگه تو
بري آفريقا، تاجرهاي برده
تو رو ميبندن و دوباره برت ميگردونن اينجا
نيويورک براي تو بهترين جاست، عزيزم
جاهاي زيادي براي پنهان شدن يا کار کردن هست
از وقتي اينجا اومدم اين رو خوب فهميدم
تو 13 مستعمره نيويورک بهترين جا هست
من بايد برم
مطمئنم که بار جاي خوبي براي شام خوردن نيست
ايمانت رو از دست نده، مينا
هرگز ايمانت رو از دست نده
من برات يه يادداشت گذاشتم
که توش يه نامه هست. يه دستخط براي فرماندار
نوشته هام تو حاشيه هستن
ميخوام که اون رو درست و شايسته برام بنويسي
ميخوام فردا بفرستمش
بذار اونجا
شب ميبينمت
مرگ بر انگليس مرگ بر انگليس
مرگ بر انگليس
از اينجا بريد
در رو بازکن جيره خورِ انگليس، وگرنه در رو ميشکنم
بزنش تا جونش در بره - بيا پايين -
تو ليکسينگتون و کونکورد فرياد بزنيد
منظورت چيه؟ - شورشيان با محافظهکارها جنگيدن -
تو ماساچوست و شورشيها برنده شدند. تو يه محافظهکار هستي؟
دقيقا يعني چي؟ - بهتره که محافظهکار نباشي -
الان جنگه و ما بايد آزاد بشيم
آزادي براي بردهها؟ - اين جنگ فقط براي سياهها نيست، من دارم در مورد ما حرف ميزنم -
شورشيها، وطن پرستها
ما ديگه برده نميخوايم
داره چه اتفاقي ميوفته، سم؟
اينجا انقلاب شده، آميناتا. ميخواي فرار کني؟
الان بهترين فرصته
... جنگ بديهي هست، و انگليس
زندگي داره براشون سورپرايز مياره
حالا، اگه ميخواي بري، ليندو زماني نداره
که تو رو بگيره - چطور؟ چطور؟ -
انگليسيها به لنگرگاه نزديک ميشن
حالا، ليندو ميخواد برگرده خونه خودش
براياينکه اونم تو اين آشوب درگير ميشه
اگه اون الان هم نرفته باشه، ديگه شانسي نداره؟
درسته
آزادي
برو به سمتِ شمال، از تو جنگل برو براودوي
چند روز ديگه بيا اينجا و در اينجا رو بزن
برو - ممنونم، سم -
برگرديد خونتون وگرنه شليک ميکنم
شما بريد خونه، انگليسي، اينجا خونه ماست
اين آخرين اخطاره
من هر لحظه تو سرزمينِ دست نخورده
بيشتر فرو ميرفتم، جايي که سالومون ليندو دستش بهم نميرسيد
نزديک 15 سال از آخرين باري که جنگلِ بزرگي مثل محدوده بايو
ميگذشت، اما من اينجا بودم
تنها، و درختهاي قاره ديگهاي محصورم کرده بودند
من دوباره آزاد بودم
تقريبا دير وقت شده بود
به تاريخ 23 آپريل 1775
و من به آزاديم برگشته بودم
"آميناتا"
واي اينجا رو ببين
بيا، بيا، بيا تو
ليندو چند دقيقه از رفتنت خشمگين شد، بعد
با اولين کشتي رفت به جنوب. همون روزي که جنگ مغلوبه شد
اون هر لحظه ممکنه با شکارچيهاي انسان برگرده
و دوباره تو رو برده خودش کنه، آميناتا
نه، سم - من يه کار برات دارم -
نميتونم - خوب فکر کن -
اينو ازت قرض ميکنم
حالا که از شرِ ليندو خلاص شدي چيکار ميکني؟
آزاد از شرِ ليندو
مردِ خودم رو پيدا ميکنم
و برميگردم خونهام تو آفريقا
تو بايد يه جا براي موندن پيدا کني
کانوستاون - بله -
من بينِ سياههاي اونجا ميمونم
اونجا برو سراغِ پسري به اسمِ کليبورن
کمکت ميکنه
ببخشيد، آقا
من دنبال کليبورن ميگردم
بله؟
خيلي زياده
قشنگ نيستن؟
خانمِ مينا، اين برتيلدا هست
اون عزيزِ دلمه
سلام - از ملاقاتت خوشبختم -
کليبورن گفت که آفريقايي بودي؟ - آفريقايي هستم -
مامانم آفريقايي بود. اون از مرض آبله
آخرين بار اومد مُرد
خانم مينا، من ميتونم برات يه چادر بزنم
اما نميتونم بنويسم - من کمکت ميکنم -
آره؟ - آره -
براي يادگرفتن پير نشدم؟ - به هيچ وجه -
تو با يه حرف شروع ميکني
اولين حرف آ هست
و بعد از چند تا حرف ميرسي به ک، که اولِ کيليبورن هست
آره، همينه
به من حرف ک رو ياد بده، اين خيلي خوبه
موافقم - ... حالا، خانمِ مينا -
تو، تو فرار کردي؟
آره
ميخوام که چشمات رو تو کانوستاون باز نگه داري
برده دارها غارتگرها رو ميفرستن
که اموالشون رو ببرن
شنيدي؟
شنيدم، کليبورن
ممنون
چشمت کليبورن رو گرفته؟
No comments yet. Be the first to leave one.