처음 200줄입니다.
مترجم: hobabyakhi
پزشک بانمک
قسمت دوم
صدای ناقوس تاریکی و مه شب رو محو میکنه
سربازان خسته با خشم و کینه سنگی استراحت میکنن
چرا یه دختر باید
؟ از همچین شعری خوشش بیاد
اون یه ذهن باز داره که جهان رو در بر میگیره
سرورم اومدین لطفا بفرمایین داخل
مراقب باشین سرورم
ازون طرف، ازون طرف
؟ هونگ، ندو ، کجا داری میری
ادامه بده ادامه بده
گازش بگیر، گازش بگیر، بگیرش
برو برو
تا حد مرگ گازش بگیر
گاز بگیر، گاز بگیر، گاز بگیر
لین چیان
گاز بگیر، گاز بگیر
خواهر هونگ شما خیلی زیبایین
ون هونگ
تو خیلی شیرینی (لطف داری )
ون هونگ
ون هونگ، ون هونگ
خانم ون
خانم ون لطفا بیاین پایین
بیاین اینجا، بیاین اینجا
از اوقاتتون لذت ببرین
بیاین اینجا
یه چیزی بنوشین
ون هونگ خیلی زیباست
بله
بیاین برگردیم، زود باشین
زود باشین
اشتباه میکنم یا
؟ یا جیرجیرک شما بزرگتر شده
آره اون بزرگتر شده
؟ واقعا؟ پس چرا من نفهمیدم
اون بزرگتره
عقلتون رو از دست دادین
نه خیرم
کم وراجی کن دیگه
به قوانین احترام بزار
پولت رو ببر
باشه، بگیرش
بدش به من
لین چیان بیا اینجا
کارت خوبه همیشه برای بردن تقلب میکنی
منطقی نیست
چند بار بهت گفتم
برای بردن تو
محل من تقلب نکن
من تقلب نکردم
من استعداد دارم
مهم نیست من به اندازه کافی کشیدم
بهم بگو
من بهت اجازه دادم که اطلاعات بانوت رو جمع کنی
؟ انجامش دادی
نگران نباشین
بانوی ما خیلی باهوشه، حالشون خوبه
مطمئن باشین
بانوی من
عمه هونگ
من برگشتم
بیا اینجا بزار ببینمت
عمو لین، عمه هونگ
برای اینکه وارد عمارت جی بشی
مثل مردا لباس پوشیدی
تا سالها تظاهر کنی یه دکتری
حالا اصلا شبیه یه دختر نیستی
حتی با لباس های زنونه
آخه بعد از اینکه از دنیا رفتم
باید به ارباب شن چی بگم
عمه دیگه داری خیلی بزرگش میکنی
مهم نیست که چی بشه
من هنوزم شن جائورم
آره راست میگی
بانوی من
؟ همه چی توی عمارت جی خوب بود
کسی که بانو و ارباب شن رو
؟ کشتن پیدا کردین
شن چینگون مرده
و پسرش هم بی فایده ست
اونو از پرتگاه بنداز پایین
و رهاش کن
عجله کن
این روزا من توی عمارت جی جستجو کردم
اما مردی رو با جای گاز گرفتگی
روی مچش ندیدم
و همیشه این دستبند بودایی رو با خودم داشتم
من از مردم زیادی پرسیدم
اما هیچکدوم چیزی یادشون نبود
بانوی من چرا اینقدر مطمئنین
که قاتلی که والدینتون رو کشت
؟ توی عمارت جیه
چون اون روز
مردی که خواهر جییر بهش خدمت میکرد
یه نشون از عمارت جی همراه خودش داشت
من این دستبند رو بعنوان سرنخ گرفتم
و در نهایت اونو پیدا میکنم
سالهای زیادی شده
هیچکس نمیتونه مطمئن باشه
که قاتل هنوز توی عمارت جیه
من میفهمم
اما این تنها امید منه
نمیتونم تسلیم بشم
در ضمن
تظاهر به پزشک بودن
راستش خیلی هم مفیده
حتی اگه اونا بفهمن که من شن جائورم
هنوزم زنده میمونم
اونا هرگز نمیفهمن که من یه پزشکم
همینطور پدرم هم یه پزشک
توی عمارت جی بود
پس بعنوان یه پزشک مثل اون
احتمال بیشتری هست که من
حقیقت رو درباره مرگ پدرم پیدا کنم
جائور بیچاره من
تو همچین بار سنگینی رو تحمل کردی
توی این دوران جوونی
من برات احساس تاسف میکنم
نه اصلا عمه
خدا زندگی منو نجات داد
چون میخواست که من حقیقت رو بفهمم
شما نباید اینطوری فکر کنین
اگه اونا بفهمن که
شما یه دخترین چی
این مثل یه پنالتی مرگه
من مواظبم نگران نباشین
امروز اومدم پیش شما
چون میخواستم یه چیزی رو بهتون بگم
شاهدخت شانچنگ فوت شدن
؟ چی
؟ چی شده
اگه ایشون مرده اونها تو رو
؟میفستن پیش ژنرال آکادمی پزشکی, نمیفرستن
آره
این چیزیه که منو اذیت میکنه
من خیلی ستی کشیدم تا به عمارت جی برم
اما حالا پرتم میکنن بیرون
من فکر میکنم توباید این شانسو بگیری
تا برای همیشه از عمارت جی بری
غیر ممکنه ن الان نمیتونم تسلیم شم
من اومدم تا اینو بهتون بگم
اینجوری شما میتونین آماده شین
اگه اتفاقی بیفته
وحشت نکنین
اون اینجاست
؟ مشکل چیه
از وقتی برگشتم به عمارت
هرکی که منو میبینه
عچیب غریب رفتار میکنه
یعنی اونها فهمیدن که
؟ من در واقع یه دخترم
امکان نداره
غیر ممکنه
من لباس پزشکیم رو پوشیدم
وسینه هامم بستم
همه چی مثل قبله
اونها نفهمیدن که من یه دخترم
برادر سلام
برادر برادر
برادر برادر
میشه لطفا بهم بگی
چرا همه منو یجوری میبینن
انگار من یه ببرم و ازم فرار میکنن
خب درمورد اون
بهم بگو چرا شاهدخت ناگهانی فوت شدن
سرورم
قبل از اینکه ایشون از دنیا برن
یکساعت معده درد داشتن
معمولا معده درد باعث مرگ نمیشه
بخاطر همین من شک دارم که
شاهدخت مسموم شدن
؟ مسموم ؟ چه سمی
به نظر من
ایشون با
سمی به اسم درمان مرگ مسموم شدن
اون توسط شن چینگون ساخته شده
بعنوان یه درو برای درمان طاعون
اما بخاطر تاثیر زیادش
اگه کسی زیاد ازش مصرف کنه
از معده درد شدیدی رنج میکشه
و در ناحیه شکم درد داره
و در نهایت به سختی میمیره
تو پزشک شخصی شاهدخت شانچنگ هستی
تو همه غذاها و داروها رو برای
ایشون بررسی میکنی
؟ چطور تونستی بزاری ایشون مسموم بشن
لطفا آروم باشین سرورم
...من ...من
همونطوری که قبلا گفتم
این سم در وهله اول
یه داروی خوبه
بخاطر همین توسط نقره مشخص نمیشه
سرورم لطفا به من رحم کنین
تو بعنوان یه پزشک در وظیفه ت شکست خوردی
و هنوزم داری بهونه میاری
اونو ببرین
و پنجاه تا ضربه با چوب بهش بزنین
No comments yet. Be the first to leave one.