처음 190줄입니다.
❤ سرنوشت خوشمزه ❤
اما درجواب اون سوالت
... تو قلبم
البته که مهم تری
چون دوست سانگ جیامینگی
آدمی نیستم که دوستشو بخاطر عشقش فراموش کنه
و در ضمن با اینکه اخلاقت گنده
بی احساسی
و همشم اخم میکنی
ولی دوست واقعیمی
و همینطورم، دستپختت حرف نداره
واقعاً، واقعاً
امیدوارم اوضاع رستورانت روبه راه شه
ممنون
از توجهت ممنونم
بهره است
... بهره پولو
کم میگیرم
به سلامت بازم بیایین
رئیس نگران نباش
جیامینگ اضافه کاری داره کارمندا همیشه اینطوری ان اضافه کار دارن
یه روز نبینمش دلتنگ میشم
روغن نداره که
ـ یکم پیراشکی بده ـ اول پولشو بده
یه تایلندی مثل تو با فرهنگ چینی ها آشنا نیست
کجا میگن اول پول بده بعد غذا بخور؟
بعد از خوردن پیراشکی عمراً پولشو بدی
در ضمن، منم اول پول دادم قبل اینکه بیام خونه ات زندگی کنم
گفتم، یه تایلندی مثل تو با فرهنگ چینی ها آشنا نیست
وقتی یه خونه اجاره میکنی اول باید پولشو بدی
حتی اگه تو اجاره اتاق اینطوری باشه ، اول باید
ـ پولشو بدی ـ کی میگه پول نمیدم؟ مگه گدام؟
... چطور آدمی مثـ
جوونه بی تجربه است
ـ مهمون من ، باشه؟ ـ نخواستم
پول ندارم؟
چند تا میخوایی؟
یکی
1یوان واسه 4 پیراشکی
تایلندیا نمیدونن فرهنگ چینیا چیه
حتی اگه یه نصفه هم بخوام باز میگه نمیشه بخرم
ـ باشه باشه، یه دونه بهت میدم ـ دیگه نمیخورم، نخواستم نخواستم
ـ بیا منکه حرفی ندارم ـ نمیخواد
بیا، بخورش
دیگه نمیخوام گم شو
بیا بگیر
بیا تو
در بازه
چیه؟
مگه سال نوئه که اومدی؟
دیدم موقع راه رفتن لنگ میزدی
آرتروزت دوباره عود کرده نه؟
به تو مربوط نیست
تو مغازه فقط پیراشکی های چرب و چیلی مونده بود
واسه همینم واست سوپ سبزیجات و پیاز پختم
این سینه مرغه
توش عصاره جینسینگ و گون کوهی ریختم
دردُ کم میکنه واسه آرتروزت خوبه
اینو قبول کنم یکی بهت بدهکار میشم
رک بگو چی میخوایی؟
بگو چی
فقط نگران بودم صابخونه ام تک و تنها تو خونه اش بمونه
وقتی پاش درد میکنه اگه از درد بمیره چی؟
حتی بمیرم هم کمکتو نمیخوام
میگما ... خیلی زحمت کشیدم
با اینکه پول زیادی ندارم
اما یه دختر حرف گوش کن دارم
در آینده تنهایی میخوای چیکار کنی؟
تنهایی حتی بچه ای هم نداری
خوب نیست
اومدی اینجا بهم سر بزنی یا اینکه اومدی
پُز زندگیتو بدی، کدومش؟
منظورم این نبود
الو؟
آه، سرآشپز لی
چی!؟
جیامینگ دوباره مست کرده؟
باشه باشه باشه همین الان میام
نمیشه بری
سوپُ بخورم کی ظرفُ ببره؟
هی، پام درد میکنه نمیتونم ظرفُ بیارم
!پنگ فی
بله رئیس؟
برو دم در جیامینگُ بیار
ـ منم میرم ـ باشه بریم
جیامینگ، رسیدیم خونه
اُه
چیکار میکنی؟
میرم که بخوابم
وایسا، چیکار میکنی؟
مردا نباید بیان تو اتاق دخترا
شب بخیر
جیامینگ
جیامینگ
جیامینگ
... ـ جیا ـ سرآشپز لی
چرا جیامینگ باز مست کرده وقتی باهاتونه؟
دفعه دیگه بیشتر مواظبم
امیدوارم دفعه دیگه ای نباشه
آره! یارو رو شکستش دادیم
چرا احساس میکنم هرچی خوردمو میخوام بالا بیارم؟
میدونم
سیری
خیلی پول ندارم
اما اعتراض نکن که کمه
امیدوارم یه روز بفهمی
چیزی که میخوام بیشتر از یه دوستی ساده است
سانگ جیامینگ
جداً دیشب با لی یوژه چیکار کردی؟
مگه عاشق ژائو هان نیستی؟
چرا خواب لی یوژه رو دیدی؟
احتمالاً اول خوابم یه جا اشتباه شده
اول خوابت مگه چی شد؟
چطور اومدی تو؟ این چیه؟
بابام گفت اینو واست بیارم
گفت سوپ خماریه
خواهر جیامینگ، دیشب بین تو و لی یوژه چه اتفاقی افتاد؟
هیچی. بین من و لی یوژه اتفاقی نیوفتاد خدا شاهده
پس در اون صورت، ژائو هان چی؟
بین شما دو تا خبری نیست؟
خواهر جیامینگ، شنیدم عاشق یکی هستی باید بهش وفادار باشی
چطور میتونی اینقدر دمدمی باشی؟
جیامینگ، واقعاً متاسفم
کله صبح بیدارت کرد
طوری نیست
شیائولی بهم یه درسی داد
جیامینگ، تو عشق نباید به حرف بقیه گوش بدی
باید دنبال دلت بری اینطوری، هر چی هم بشه
دیگه حسرتشو نمیخوری
بابا، چی میگی؟
داشتم خواهر جیامینگُ راضی میکردم
میدونم
حرف شیائولی درسته نباید بین 2 تا مرد قرار بگیرم
چون آخر سر ممکنه کسی دلش بشکنه
چه سریع فهمیدی
واسه همینم باید شمشیرُ از رو ببندم
اونی که دوستش دارم ژائو هانه
واسه همینم باید سریع بهش اعتراف کنم
شیائولی، کلاٌ میخواستی بگی بچسبم به ژائو هان نه؟
ممنون
حرفی ندارم
بابا، چطور عاشق همچین آدم خنگی هستی؟
جیامینگ
متاسفم، دوباره پرینت میگیرم
نگران نباش، حافظه ام خوبه همه رو حفظم
اما این گزارش مال امروز صبحه چطور همشو حفظین؟
چون حافظه ام خوبه
بذار بهت بگم، یادمه بار اولی که اومدی مصاحبه
یه لباس کلاهدار آبی پوشیده بودی
با یه کیف سفید رنگ
و به موهات کلیپس سفید رنگ زده بودی
ـ جداً همه شو یادتونه؟ ـ البته
حتی اون لحظه معرفیتُ یادمه
سلام به همه، سانگ جیامینگ ام
آرزوم اینه یه برنامه ای بسازم که دلها رو گرم کنه
آی، صب کنین
رزومه مو یادم رفت
ای، خوب میشد اگه اون لحظه رو فراموش میکردین
رئیس، راستش امروز میخوام بهتون
متاسفم
الو
باشه
جیامینگ، کارگردان ژو کارم داره باید برم
چه کاری اینقدر مهمه؟
راستش میخواستم یه چیز خیلی مهمی بهتون بگم
پس امشب حرف میزنم شرمنده
رئیس، پس شب منتظرم
ییلان
آه اینجایی
عجبیه ناهار دعوتم کردی
بهترین غذاها رو سفارش دادم
ییلان، انگاری خوب نیستی
دیشب خوب نخوابیدی؟
نه
اُه راستی شنیدم اخیراً برنامه ات با مشکل رو به رو شده
از کی تا حالا نگران برنامه ام شدی؟
نگران نباش مشکل حل شد
... ـ اپیزود بعدی ـ پس یوژه چی
اوضاع رستوران یوژه به حالت سابق برگشت؟
اون ... نگران نباش
وقتی برنامه بره رو آنتن اوضاع رستورانش به روال سابق برمیگرده
مشتریا آروم آروم برمیگردن
کافی نیست
یه نگاه به این بنداز
واسه این گفتی بیام اینجا؟
همه نوع طرح هایی که داشتمو نوشتم
امیدوارم رستوران یوژه دوباره به روال سابقش برگرده تو این زمینه تجربه ات بیشتر از منه
میتونی تو ارزیابی شون کمکم کنی؟
و بگی کدوم بهتره؟
تا حالا با هم غذا خوردیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.