처음 200줄입니다.
مورچه مورچه مورچه
مورچه مورچه
خدا همه جا هستن
مطمئنید که همهی غذاها و
خُرده نونها رو جمع کردیم؟
چرا همه به ما نگاه میکنن؟
ما بودیم که همه خُرده نونها رو خوردیم
،آره ما چارهسازیم
خب، روی میز من که مورچه نیست
چون هرروز تمیزش میکنم
پس اسم اون چیه؟
آه اون مورچههای توئه
از سیم مونیتور به عنوان پُل استفاده میکنند
حالا دارن تکنولوژی ما رو نابود میکنن
اونها اینجا رو اشغال کردند
توی ماست من هم هستند
حالا قضیه شخصی شد
خیلیخب، دیگه تموم شد باید باهاشون مقابله کنیم
اینجا سیارهی ماست
از ادکلن بویل استفاده کنید همه چیز رو دفع میکنه
کارت زشت بود
باید بری "پن استیشن" و یه دونه نو برام بخری
هجومِ مورچهها؟
خیلی بده حالا دیگه گاز میگیرن، قربان
من فکر میکنم اونا فقط بخاطر سرمای بیرون اومدن اینجا
باید با سرما اونا رو بیرون کنیم
نقشه داره جواب میده کاپیتان
بله ما بُردیم
اوه خدای من رفتن توی کُتها
رفتن توی کُتهامون
تیوـیوُرلد» با افتخار تقدیم میکند»
ترجمه از: سعید Ozymandias
خیلیخب نمیخوام که سوفیا بدونه
... که منتظرشم، پس
وانمود کنیم که یه بحث داغ داریم و من توش برنده بشم؟
:یا حتی بهتر یه درگیری فیزیکی که من توش برنده بشم
جریان چیه؟
فکر کردم که رابطهات با سوفیا خوبه
جیک
کار احمقانهای انجام دادی؟
،سوال خوبی بود ولی جواب منفیه
فکر نکنم
رابطهمون اخیراً یکم ناجور شده
یه جورایی ازم فاصله گرفته
باهاش حرف زدی؟
نه، نمیخوام بیچاره به نظر بیام
صحبت کردن باهاش نشونهی بیچارگیه؟
خب، نشونهی بیخیال بودن هم نیست
جیک؟ سلام سلام
شما اینجا چیکار میکنید؟
اوه، در مورد آمریکا بحث میکنیم
میدونستی که گروهبان مخالف اینه که
باید به زنها حق رای داده بشه؟
این حقیقت نداره
حالا که سوفیا اینجاست اینو میگی
ولی حالا که تصادفاً همدیگه رو دیدیم
امشب چیکارهای؟
بریم بیرون؟ - اوه، نمیتونم -
باید برم به اون مراسم
"واسه "انجمن مدافعانِ عمومی بروکلین
یادته، تو اسمش رو گذاشتی مراسم خیریهی شیطان: قیام اهریمن"؟"
آره
وکیلمدافعها مثل هیولا هستند
به جز شما نه، شما خوبید
اوه، لطف دارید
آره، آره ولی الان یه دقه وقت دارم
میخوای بریم پارک قدم بزنیم؟
اوه، تو پارک قدم بزنیم، چه رومانتیک
و من همهی جاهایی که توش قتل اتفاق میافته رو بلدم
اوه. میخوای اونجاها رو ببینی یا بهشون توجه نکنی؟
هرچی شما بگید، بانوی من
تری، منتظرم نباش
ساعت 10 صبحه - آره -
"نایب رئیس "وانچ اومدند شما رو ببینند
اوه، دیاز خواهش میکنم بمون
میخوام یه شاهد داشته باشم اگه کلاهمون رفت تو هم
یا اگه "وانچ" تبدیل به یک گرگسان شد
سلام ریموند
هیچ جوابِ مسخرهای نداری؟
همم جریان چیه؟
واسه یه کار مهم اومدم اینجا
شانسم برای بدست آوردن یه شغل توی ناحیهی بوستون بالاست
بوستون ولی خیلی نزدیک به شهرِ "سیلم" ـه
میدونی که اونجا با پیرزنهای جادوگر چیکار میکنن، مگه نه؟
فوقالعاده است شغل مورد نظر، رئیس پلیسه
فهمیدم پس اومدی فخر بفروشی
نه
تنها نقطهضعفِ پروندهی من
سابقهی طولانیِ درگیریِ شخصی بین ماست
فرماندار بوستون میخواد
در مورد این قضیه با تو حرف بزنه
اومدم ازت کمک بخوام
فرماندار بهت زنگ میزنه
،صبر کن هیس، هیس، هیس
این لحظه رو مزهمزه کردم
خب، کجا بودیم؟ آهان داشتی میگفتی که
سرنوشت تو توی دست منه
اوه خدای من
اوه، شرمنده تعادلم رو از دست دادم
فکر کردی یه کم میلکشیک بریزی روم ناراحت میشم؟
من در مورد غذا وبلاگ مینویسم همهجای من لکهایه
خیلیخب، شما دوتا چتونه؟
خب، میدونی که پدر مادرای ما
دارن باهم سکسِ لطیف میکنن؟
اوق - دقیقاً ایمی، اوق
من و بویل باهم قرار گذاشتیم که رابطهشون رو بهم بزنیم
حالا این آدامسخرسیِ چسبناک کنار کشیده
ببین، میدونم که نمیخوای زندگیهامون به هم گره بخوره
ولی همه چیز عوض شده
پدرم میخواد با مامانِ تو ازدواج کنه
یعنی بابات رو به من ترجیح دادی
من که همکارتم و ازت متنفرم
پاپا، با شخصیته
تا وقتی که رضایت جینا رو بدست نیاره پیشنهاد ازدواج نمیده
و جینا هم رضایت نمیده
کی به باباش میگه "پاپا"؟ مگه بچهکوچولوی فرانسوی هستی؟
فکر کنم من بتونم کمک کنم
من توی یه سمینار در موردِ ...تحلیلِ اختلاف شرکت کردم
و هفتهها منتظر بودم تا ازش استفاده کنم
بوی کلاسور نو
ایمی این کارو نکن
وگرنه یه میلکشیک میریزم توی صورتت
خوبه
احساس آدمای پیر رو دارم
بشینیم اینجا؟
جیک، میخواستم یه چیزی بهت بگم
رئیسم دیگه هیچکدوم از
پروندههای خوب رو بهم نمیده
و فهمیدم بخاطر اینه که با یه پلیس دوست شدم
چی؟
واقعاً خودش اینو گفت؟
نه، ولی همکارام گفتند
میدونی، هر کسی که باهاش کار میکنم
فکر میکنه که پلیسها دشمناند
مسخرهاست خودشون دشمناند
فهمیدم منظورت رو
جیک، من واقعاً ازت خوشم میآد
ولی کارم هم خیلی برام مهمه
میشه دکمهی توقف رو بزنیم؟
دکمهی توقف؟
فقط تا وقتی که بفهمم با رئیسم چیکار کنم
اشکال نداره؟
پس فقط بخاطر رئیسته؟
باشه قبوله، دکمهی توقف رو بزنیم
بیا دکمهی توقف لعنتی رو بزنیم
بیا اینو متوقف کنیم مثل وقتی که
"دکمهی توقف رو واسه "جیمی لی کرتیس میزنم Trading Places توی فیلم
من اون فیلم رو ندیدم ولی فکر کنم توی فیلم لُخته
اوهوم
توقف" به نظر بد میاد، جیک"
چرا ناراحت نیستی؟
چونکه مشکل سوفیا با من نیست
مشکلش با رئیس احمقشه
این چیزیه که میتونم درستش کنم
میخوام یکاری کنم که رئیسش ازم خوشش بیاد
... این هدف ماست "جفری هویتسمن"
حالا، بر اساسِ اینترنت
:علایق اون ایناست ،اسکی، سگ شکاریش
"اتلانتیک سیتی، فیلمِ "دوازده سال بردگی و طبیعت
معلومه که طبیعت فوقالعاده کسلکننده است
و فیلم "بردگی" یه کم خطرناکه
واقعاً خطرناکه آره
واسه همین تمرکزم رو روی اسکی و اتلانتیک سیتی میذارم
وقتی که امشب توی مراسم خیریه باهاش حرف میزنم
برای انجمنِ مدافعانِ عمومیِ بروکلین
یعنی همون تالارِ کونها
نه، واسا این اسم زیادی سکسیه
تالارِ مارها
در هرصورت مراسم ساعت 8 شروع میشه
پس احتمالاً باید لباسهات رو بپوشی
چی؟ من اونجا نمیآم
خواهش میکنم گروهبان فقط بیا
بخاطر من بخاطر عشق
لعنت به تو جیک میدونی که تری عاشقِ عشقه
پایهام خیلیخب
حالا مصنوعیترین لبخندت رو بزن
چونکه داریم میریم تو دلِ دشمن
مصنوعیتر
مصنوعیتر
آه، همینه بریم تو دل دشمن
تمامِ بدترین دشمنهامون اینجان
آقای موقهوهای خانوم دُماسبی
دان چیدلِ" آسیایی"
اسماشون رو یاد نمیگیرم
چون بهشون شخصیت انسانی میده
ولی هیچوقت قیافهی از خود راضیِ وکیلها رو یادت نمیره
هرکدومشون یه خاطرهی وحشتناک رو به یاد آدم میآرن
PTSD مثلِ دادگاهِ
!نالایق
!احمق
آبنبات نعنایی؟
اون آبنبات میتونست خفهام کنه
حتی خوبهاشون هم روانیاند
خیلیخب بیا سرحال بشیم
بزن به شونههام - خوراکِ خودمه -
!واسا! واسا !نه، بهم صدمه نزن
فکر بدی بود خودم میزنم به شونههام
بزن بریم
کاراگاه، بشین
من دارم با یه مسألهی بسیار بغرنج دستوپنجه نرم میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.