처음 200줄입니다.
میخوای آهنگ گوش کنی؟
آره
اوپا
جونگ جیا رو میشناسی؟
باهاش قرار میذاشتی؟
هه جون قبلا باهاش قرار میذاشت
آها راستی، جین وو قبلا درباره ش یه چیزایی گفته بود
وااای، هه جون اوپا چقدر سطح توقعش بالاست
در اصل سطع توقع جیا بالاست
هه جون و دختری که الان باهاش قرار میذاره خیلی به همدیگه میان
کیا به همدیگه میان؟
هه جون اوپا و دوست دخترش
هه جون دوست دختر داره؟ کیه؟
لازم نیست تو بدونی مامان
هنوز توی کارش اونقدر پیشرفت نکرده و اول کاره باورم نمیشه به این زودی رفته سراغ دختر بازی
توی سریال "خروجی" نقش گرفته
انگاری اوضاع خیلی برای هه جون گل و بلبل شده
اما تو چی؟
نه دوست دختر داری، نه سریال جدید گرفتی
...نکبت
من دارم واسه داداشت برنامه ریزی میکنم
اینو که خوندی تموم شده، بقیه فیلم نامه هارو هم بخون
خیلی زیادن
فکر کردی داداشت پیشنهاد فیلم جدید نداره؟
توی یه فیلم سینمایی بازی کرده و نقش اصلی یه سریال اینترنتی رو گرفته
مشکل اینه که هیچکدومشون نترکوندن، برای همین همچنان باید تلاش کنه
باید یه پروژه خفن براش پیدا کنیم
مامان چند وقته بهت هیچی نگفتم هرکاری دلت میخواد داری میکنی ها
خودم به این چیزا رسیدگی میکنم بعد از این
بیا دعوا نکنیم، من طرف توام
به جای اینکه هی منو پس بزنی، سعی کن از راهنمایی هام استفاده کنی
هرچقدرم منو پس بزنی من بیخیال نمیشم
پس تسلیم شو
اگه عصبانی بشم چی میشه؟
جنگ راه میوفته
به حرفم گوش میکنی؟
نه
بیا یه آهنگ دیگه گوش کنیم
گشنمه
منم، میخوای بریم یه چیزی بخوریم؟
نه، اگه این وقت شب چیزی بخورم چاق میشم
توام نباید بخوری برای فیلمبردای سریال باید هیکلت رو فرم باشه
من همیشه هیکلم روی فرمه
میتونم هرچی میخوام بخورم- نه نمیتونی-
خودم دارم میگم اشکالی نداره، تو چرا مخالفت میکنی؟
خیلی زورگویی
خب چیه؟ خوشت نمیاد؟
خوشم میاد
بریم
چی میل دارین؟
یه لحظه لطفا
هه هیو مدل تبلیغاتی اینه، باید اینو سفارش بدیم
وقتی قند خون افت میکنه، دونات بهترین چیزه
یادمه گفتی نمیخوای چیزی بخوری
حرف خودمو علیه خودم استفاده نکن
باشه، نوشیدنی چی میخوای؟
قهوه
باعث میشه بیخواب بشم اما بازم دلم قهوه میخواد
نه
قهوه میخوام
عادلانه نیست، تو هرچی دلت میخواد میخوری ولی برای من شیر سفارش دادی
خیلی زورگو شدی
خب چیه؟ خوشت نمیاد؟
خوشم میاد
اسموتی و دونات هردوتاشون خیلی شیرینن
اگه با قهوه بخوریش بهتره
نمیفهمم مردم چرا از قهوه خوششون میاد؟ خیلی تلخه
مثل بچه هایی
روی لبت
بگیر
دستات خیلی بزرگن
نصف صورتتو میپوشونن
بزرگن؟
مثل اینکه بزرگه- هیچی نمیبینم-
دلت برام تنگ شده بود؟
مسخره بود
خوشم اومد
خوشت اومد؟
آره- خیلی لوس و بچگونه نبود؟-
برای همین ازش خوشم اومد دلم میخواد وقتی میایم سرقرار بچگونه و لوس رفتار کنیم
وقتی بحث از قرار گذاشتن میشه دلم نمیخواد همه چیز خیلی جدی و واقع گرایانه باشه
از بچگیم تا الان دارم با واقعیت های زندگیم میجنگم
اگر تو اینطوری دلت میخواد پس بیا همینکارو بکنیم
اما تو که خوشت نمیاد؟ خوشم نمیاد، ولی چاره ای نیست-
هرچقدر عشقت به یک نفر بیشتر بشه، احساس مسئولیتت هم در برابرش بیشتر میشه
خیلی خوشحالم که با همچین پسر خوبی قرار میذارم
داری سرمو کلاه میذاری که بیشتر لوست کنم؟
ضایع بود؟
میخوام موهامو سیاه کنم
چرا؟- چون دارم نقش دکترو بازی میکنم-
هنوز که فیلم نامه رو نخوندی- ولی بهم گفتن که شخصیت مرد داستان چجوریه-
من موهاتو رنگ میکنم
خسته نمیشی؟ این روزا خیلی سرت شلوغه
دوست دخترت میکاپ آرتیسته همین یه کارو که میتونم برات انجام بدم
و تازه ترفیع گرفتم و طراح میکاپ شدم
شنیدم که میگن خیلی زود پله های ترقی رو طی کردم
وقتی پیش توام خیلی احساس آرامش دارم
احساس امنیت دارم
معنی اسمم به کره ای هم همین میشه
آن جونگ ها باعث میشه احساس امنیت بکنی
سا هه جون هم به معنی "بخشش" ئه
این یعنی باید هر بدی که در حقم میشه رو ببخشم؟
فوق العاده ست
بیا یه قراری بذارم، اگر یه روزی بدی در حقت کردم، قول بده که منو ببخشی
قبوله
بخور
وقتی غذا خوردنت رو تماشا میکنم، منم سیر میشم- بسه دیگه، بخور-
ببخشید، میشه لطفا تبلتمو برای بیاری؟
بله، حتما
شنیدم که هه جون توی سریال "خروجی" نقش گرفته
چه نقشیه؟
جانم؟
نمیدونستی؟ سریالش به زودی پخش میشه
بهت نگفته، پس احتمالا یه نقش فرعیه
که چند خط دیالوگ بیشتر نداره
که اینطور- شنیدم دوست دختر پیدا کرده-
اینم نمیدونستی؟
خوش به حالت
بچه هات سرخود هرکار دلشون میخواد میکنن خیلی راحتی اینجوری نه؟
وای، من خیلی درگیرم
برنامه بازیگری هه هیو، سربازیش، ازدواجش و بچه دار شدنش
دانشکده حقوق هه نا، موسسه حقوقیش، ازدواجش و بچه دار شدنش
به نظرت یه روزی دردسرام تموم میشن؟
احتمالا تا 70 سالگیم همچنان باید حواسم بهشون باشه و مراقبشون باشم
چرا هیچی نمیگی؟ هروقت بحث از بچه ها میشد بلبل زبونی میکردی
امروز، چیزی برای گفتن ندارم
اما قیافه ت یه چیز دیگه ای میگه، قضیه این نیست که حرفی برای گفتن نداری
انگار ناراحت شدی
ناراحت به نظر میام؟- آره-
که اینطور، ظاهرا نمیتونم احساساتم رو پنهان کنم
صبر کن
چش شده؟ اگه همینجوری بذاره بره، حس میکنم یه موجود شیطانیم
ظاهرا حتی یکبارم نمیتونم جلوی مامان هه هیو احساساتم رو مخفی کنم
اما هه جون خودش هرکاری دلش میخواسته انجام داده
باز توی خانواده ت مشکلی پیش اومده؟
خودمم ترسیدم
آیگو
هه جون، تبریک میگم، شنیدم توی یه سریال نقش گرفتی
واقعا؟
والا من که شک دارم قضیه جدی باشه
چی شده؟- هه جون توی یه سریال نقش گرفته-
این که عالیه
این دفعه مطمئنه؟
وقتی سریال شروع به پخش بشه خودمون میفهمیم الکی چرا سوال میپرسی؟
خیلی خبر خوبیه، نمیشه یکم حرفای قشنگتر بزنین
قبلا هم چند بار این اتفاق افتاده اینبار تا آخرشو نبینم باورم نمیشه
راستش دلم میخواد این دفعه ام کارش نگیره تا یه درس دست و حسابی از شکست هاش یاد بگیره
بعدا یه سر بیا دیدنم
بلاخره دوباره همون آدم شر و فضول قبلی شد
کیونگ جون، چه برادر خوبی هستی تو
هه جون، چرا هیچی نمیگی؟
بیا تو، قبل از اینکه تو برسی کارامو تموم کردم
خوب شد نه؟- سعی کن توی بقیه کاراتم خوب باشی-
میخوای ناراحتم کنی؟- مگه ناراحتم میشی؟-
آره ناراحت شدم
روحیه ت رو حفظ کن، داری عالی پیش میری
...وای از دست حرفاش
هی، قلبمو به تپش انداختی
مردم باید اینو ببین، همه باید ببینن
من ازش پرسیدم چرا چیزی نمیگی و اون برام سه تا نقطه فرستاده
هه هیو خیلی خوش قیافه ست
هه جون من از اونم خوش قیافه تره
کسی که دستپختش خوب باشه پیدا کردی؟
آره، گفت این کارو قبول میکنه- قابل اعتماده؟-
جین وو رو که میشناسین؟ مامان جین وو ئه
آهان
جلسه دیدار با اولیا قراره برگزار کنم تو خونه یا چی؟
کی میتونه کارشو شروع کنه؟
شماره شو بهتون میدم، خودتون باهاش تماس بگیرین و هماهنگ کنین
باشه- راستی
هه هیو بهتون گفته، که هه جون با یه دختر قرار میذاره آره؟
چند وقته با همن؟
وقتی با دوست دختر قبلیش بهم زد
فکر نمیکردم دوباره با کسی قرار بذاره
میدونی، الان وقت مناسبی برای هه جون نیست که دوست دختر داشته باشه
چون من این روزا خیلی حواسم بهش نبود دختره حتما براش تور پهن کرده
این روزا میگن اگر بچه ها بدون کمک والدین و خودشون تنهایی بتونن یکی رو پیدا کنن
و باهاش برن سر قرار باید خداروشکر کنین
امروز چشه؟ کم نمیاره و جوابمو میده
ماشالا خیلی چیزا میدونی
مرسی
ازت تعریف نکردم که
میخواین همونجا وایستین؟ سروصدا اذیتتون نمیکنه؟
بله بابا؟
کجایی؟
توی اتوبوس، دارم میرم سالن
امروز زود داری میری اونجا
شوکه نشی ها ولی بابا داره میره بیمارستان
نگرانم کردی، آجوما چیزیش شده؟
دیروز لیفت صورت انجام داده
خوشگله ولی مدام خودش رو با دوران جوونیش مقایسه میکنه
دارم میرم دنبالش
خوش به حالش که با مردی مثل تو ازدواج کرد
و خوش به حال تو که پدری مثل من داری
اصلا میشه که تو اول بهم زنگ بزنی؟
دلم برات تنگ شده جونگ ها
منم همین طور
اما الآن توی اتوبوسم به خاطرهمین نمیتونم خیلی حرف بزنم
اوه خیلی خب. به زودی میبینمت
صبح بخیر
No comments yet. Be the first to leave one.