처음 200줄입니다.
لوکا: آغاز
کیم ره وون
لی دا هی
کیم سونگ اوه
لوکا: آغاز
،تمامی شخصیت ها، اماکن، سازمان ها ادیان و حوادث این سریال ساختگی می باشند
در هنگام ضبط این سریال ما اطمینان خاطر پیدا کردیم که تمامی بازیگران خردسالی که در این قسمت ایفای نقش می کنند از سلامت و ایمنی کامل برخوردار شوند
قسمت یازدهم
همه چی روبراهه عزیزم
به مامان اعتماد داری، درسته؟
همه چی درست میشه
بیا بریم
او در تاریکی میدرخشه
هرجا پنهان بشید شمارو میبینه
...هر گناهی که مرتکب شدین
!و اعمال و افکارتون رو میدونه
!دروِغهای احمقانهاتو تموم کن
یه کودک فرشته؟
!همه پسانداز زندگیمونو بهت دادیم
اما دهساله که همون چرندیاتو !داری تکرار میکنی
!کلاهبرداری مثل تو باید بمیره
!خدای من
!اون اومد
!اون اینجاست
چیزی نیست
اینا دیوونن
چیزی نیست
بیا برگردیم اوضاع رو خرابتر نکن
اینجایی که مارو دستگیر کنی یا نجاتمون بدی؟
رو صورتت خونه
بیا بریم
ما هنوز میتونیم فرار کنیم
اولینباره که دارم بچمو بغل میکنم
اینجوری بچه رو بغل نمیکنن
بدهاش به من من بغلش میکنم
زی او
بچه رو بهم بده
بیا برگردیم داخل
من زندگیمو برای اینکه بیام بیرون به خطر انداختم
اینجا امنترین جاست
کسی اینجا بهمون آسیب نمیرسونه
اینجا یه زندانه
بیرون حتی بدتره
بیا بریم داخل
زی او
زی او
"تو در تاریکی تنها گریه میکنی"
"همه با هم زیر نور من گریه خواهید کرد"
"دعاهاتون رو شنیدم و گریههاتون رو دیدم"
...کسانیکه قبل از حضورش تعظیم کردن
مورد آمرزش قرار میگیرند
...فقط کسانیکه زانو زدند و دعا کردند
برکت و آرامش دریافت میکند
...کسانیکه در برابر شکوه و جلال کور هستند
مانند حیوان میمیرند
...همچنین، کسانیکه با دیدن معبود هم
اشک نمیریزند
!بهتر از حیوان نیستند
اشکهای ما مانند قطرات شبنم در شب هستند
اما کسی نمیداند که ...اشکهای خدای قادر متعال
از آبشارهای اقیانوس هم سنگینتر است
یادته کجا زندگی میکردیم؟
من فکر میکردم که همه چی داریم اما تو اینطور فکر نمیکردی
ما هیچی نداریم
نه آینده نه امید
حتی پول هم نداریم
اینجارو ببین هیچی نداره
و هنوز هم همونطوری
من اینجا آینده رو میبینم و امیدوارم اما تو اینطور نیستی
چه امیدی؟
به هیچوجه. من نمیخوام اینکارو بکنم
پس نکن
تو لازم نیست اینکارو بکنی
من راه بد رو انتخاب میکنم تو راه خوب رو انتخاب کن
من حاضرم هرکاری برای خودمون بکنم
چه برنامهای داری؟
"بره نارس در رحم مصنوعی رشد میکنه"
"بره نارس در رحم مصنوعی رشد میکنه"
این دیوونگیه این کار احمقانه است
اگه هزاران نفر مثل بچه ما وجود داشته باشه
کسی نمیتونه بهش آسیب برسونه
اینکه تعدادشون زیاد بشه اونارو طبیعی نمیکنه
زی او بیخیالش شو
برای آدمها بایدها و نبایدهایی هست
دقیقا چی غیرطبیعیه؟
اگه یه چیزی با تو فرق کنه غیرطبیعی صداش میزنی؟
من حتی یهبار هم تو رو غیرطبیعی نمیدونستم
من میخوام خودبینی و خودبزرگبینی انسانها رو بشکنم
...میخوام بهشون نشون بدم که
همه ما هر جور که به دنیا بیاییم آزادیم که زندگی کنیم
تو داری سعی میکنه آدمها رو تغییر بدی نه جهان رو
تو داری سعی میکنی بشر رو بازسازی کنی
تو چه فرقی با آدمهای اون بیرون میکنی؟
این تنها راهیه که خانوادمون نجات پیدا میکنه
وقتی بحث نجات هست دیگه بحث خوبی و بدی وجود نداره
زیاو
...تو واقعا
تصمیم گرفتی که یه هیولا باشی؟
...فقط همونقدر که
لازم باشه بد میشم
درباره معجزه دیشب شنیدم
شما واقعا انجامش دادی
...کوهنوردی بود که آرزو داشت
در دهه بیست زندگیش هر 14 قله هیمالیا رو فتح کنه
بعد از تلاشهای زیادی که شکست خورد
وقتی تقریبا 50ساله بود تونست به آرزوش برسه
چون خیلی زمان گذشته بود
نمیتونست خیلی از بابتش خوشحال باشه
اما مطمئنم که به خاطرش ناراحت هم نبود
زیاو الان مثل یه معبوده
پس رویاهاتون محقق شده
وقتی که شبیهسازیش کنیم خودمون مراقبش هستیم
منظورت چیه؟ ما ساختیمشون چرا شما مراقبشون باشین
وقتی فقط زی او بود فرق میکرد اما حالا که تعدادشون زیاد شده
نمیتونیم یه شرکت خصوصی رو اجاره کنیم که بهش رسیدگی کنه
نمیخواییم که اونها لو برن و ازشون به عنوان سلاح استفاده بشه، میخواییم؟
اما ما همچنان بهتون در تجارت و کسب و کارتون کمک میکنیم
همه چی رو اشتباه متوجه شدی
ماییم که بهتون کمک میکنیم
ما همه کارهای غیرقانونی مثل آرمایشهای انسانی به عهده گرفتیم
چیزی که یه سازمان اطلاعات ساده نمیتونست انجام بده
رئیسم از همه زحمتهای شما تشکر میکنه
رئیست؟ کی؟ آقای کیم؟ آقای اوه؟ آقای سونگ؟ کی؟
من به خیلی از بالادستیام گزارش میدم
میدونید سلسله مراتب تو جاییکه من کار میکنم خیلی مسئله مهمیه
خانم جونگ، با من شوخی نکن
فقط یه کلمه از طرف من میتونه باعث بشه خیلی از بالا دستیات اخراج بشن
ما از سارمانها در بخشهای مختلف مثل
سیاست، اقتصاد، فرهنگ مذهب و حتی ورزش حمایت میکنیم
وقتی این سازمانها بزرگ میشن در مقابل اونها هم به ما کمک میکنن
...این حمایتهای مداوم باعث میشه
باهم به نیروهای متحد بزرگی تبدیل بشیم
وقتی اوضاع به نفعشون باشه به حقوق هم احترام میذارن
وقتی اوضاع عوض میشه دشمنهای خونی میشن
اما این فقط مهمه
اینجا قدرت فقط مهمه
تو این داستان ما خیلی بیاهمیت هستیم
وقتی آدمهای بیاهمیت جایگاهشونو فراموش کنن کل داستان خراب میشه
میفهمم چی میخوای بگی پس برو به رئیسات بگو
من همه چی رو تحت کنترل دارم پس لزومی نداره که اونا بیخود واکنش نشون بدن
...کافیه یه کلمه بگم
تا صدها نفر اونجارو بمببارون کنن
بهشون اطلاع میدم
خودتون میدونین که من فقط یه رئیس هستم
چه اتفاقی برای معاون کیم افتاد؟
ما نمیتونیم رد لی سون رو بزنیم
مسئله معاون کیم رو با صحبت برطرف کردیم
اما اون یه سرباز فراریه که نامه استعفا هم ننوشته
فکر کنم درک مسائل برای آدمهای پیر سخت میشه
متوجهاید؟
"مطمئنی میخوای این مبلغ رو جابهجا کنی؟" آره
لعنتی! چرا باید انقدر پیچیده باشه؟
...رمزش
اوکی
تمومه
همه دریافت کردین، آره؟- بله قربان-
حالا این پول ما رو بهم وصل و یک تیم میکنه
پس بیاین جونمونو وسط بذاریم
هر کاری میگم بکنین و من زندگیی که میخواین رو بهتون میدم
هدفمون کیه؟
لعنتی، یادم رفت بفرستم
هر چهارتاشون رو بکشین
اگه کسی سر راهتون قرار گرفت، هر جور میخواین از شرش خلاص شین
وقتی کار تموم شد
جسد این یکیو توی کیسه بدن بذارین
و بفرستین به سردخونه فرودگاه جوان
بمحض دریافت رسید، باقیش به حسابتون واریز میشه
سوالی نیست؟- میتونیم از اسلحه استفاده کنیم؟-
توی کره ایم
نمیدونین اینجا اسلحه غیر قانونیه؟
وقتی رفتین اونجا یک بچه پیدا میکنین
از بچه بعنوان گروگان استفاده کنین. اینجوری راحتتره
مرخصین، بهتون زمان و مکان ملاقاتو خبر میدم
بله قربان- بله قربان-
اونها کین؟
مثل تو اند، دور انداخته شده هایی که جمعشون کردم
خب میخواین چیکار کنین؟
پول حتی روح رو هم به زبون میاره، آدمها که سهلن
آمپوله قابل تحمله؟
بله
عوارض جانبی نداره؟- نه-
این آخریه، بگیرش
پروفسور ریو گفت
این آمپول باعث میشه سلولهات به هم حمله کنن
ضعیفترها میمیرن و فقط قویترها زنده میمونن
و اونهایی که نجات پیدا میکنن
مدام تقسیم میشن تا قویتر شن
میدونی این یعنی چی؟
بله- آره جون خودت-
عرض چند روز بازوت میترکه
برام مهم نیست
فقط باید زی او رو بکشم
باشه
یکبار مثل الانِ تو سر اعتقادم جونمو به خطر انداختم
ولی همش بی فایده بود
گوش به زنگ باش
اون مومنینِ دیوانه اساس اینجان
اینکه جلوت زانو زدن
معنیش اینه الان پادشاه این کلیسایی
الان باید خوشحال باشم که رهبر فرقه ام؟
No comments yet. Be the first to leave one.